www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

إمام عبدالله بن محمد بغوی هروی بغدادی
الحاج عبدالکریم غریق
تاریخ نشر 5 حمل 1394

عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مرزبان بن شاپور بن شاهنشاه مکنی به ابوالقاسم و معروف به ابن بنت منیع (پسر دختر منیع) از محدثان عامه ( اهل سنت و جماعت ) بوده، و اصلاً بغوی است که منتسب به بغ یا بغشورمیباشد و آن ناحیتی در بین هرات و بادغیس بوده و قلعه مور یا نریمان در آنجا قرار دارد که امروز نیز خرابه های آن پا برجاست، و از آن ناحیه علماء و بزرگان زیادی بر خاسته اند، و یکی هم از آن علماء و بزگان عبدالله بن محمد بغوی هروی است.

نامبرده از علی بن جعد، خلف بن هشام بزاز،عبیدالله بن محمد بن عائشه، أحمد بن حنبل، علی بن مدینی، مشایخ بخاری و مسلم و جماعتی دیگر حدیث روایت نموده، و از او یحیی بن محمد بن صاعد، عبدالباقی بن قانع، محمد بن عمر جعابی، دارقطنی، ابن شاهین، ابن حیویه و مردمان زیادی دیگر روایت کرده اند. وی مردی ثقه، ثابت، فهیم و عارف بود، و بعضی از مؤرخین گفته اند که او را بدان علت بغوی گفته اند که پدر بزرگش أحمد بن منیع بوده، و خودش در بغداد زاده شده، و او محدثی عراقی در زمانه خود بوده است.

صاحب کتاب معجم البلدان میگوید: بغشور به ضم شین معجمه و سکون واو و راء شهرکی در بین هرات و مروالرود (مرغاب) است و آب مشروب آن از طریق چاه و زراعت آن از طریق کاریز است، در آن نواحی درختی وجود ندارد، و آن ناحیه را بغ نیز میگویند، من آن سر زمین را در سال 616 هجری قمری دیدم، و تعداد زیادی از علما و دانشمندان از آنجا بر خاسته اند، که از جمله ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مرزبان بن سابور بن شاهنشاه پسر دختر أحمد بن منیع میباشد.

سمعانی در کتاب الانساب می نویسد: ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مرزبان بن شاپور بن شاهنشاه بغوی پسر دختر أحمد بن منیع بغوی بوده، و برایش از آن جهت بغوی گفته می شود، که پدر بزرگش أحمد بن منیع اصلش از بغ بوده است، و خود ابوالقاسم عبدالله بن محمد بغوی در بغداد زاده شد، و در آن شهر نشو و نمو کرد، نامبرده محدث عراق در عصر خود بوده است، ابوالقاسم عبدالله بن محمد بغوی عمر درازی نموده، چنانکه مردم به نزد او می رفتند، و از او می نوشتند، حتی که پدر بزرگ ها، پدران، فرزندان و نواسه گان شان همگی از او نوشتند، و یاداشت کردند. موصوف ثقه بوده، از فهم قوی برخوردار بود، و در حدیث آگاهی کامل داشت. نامبرده اول در اوراق یاداشت می کرد، و بعد آنرا جمع آوری کرده، و معجم الکبیر در باره صحابه را تصنیف نمود، و احادیث علی بن جعد و دیگران را جمع آوری نمود، و از أحمد بن حنبل، علی بن مدینی، علی بن جعد، خلف بن هشام، محمد بن عبدالوهاب حارثی، ابا نصر تمار، داؤد بن عمرو ضبی، داؤد بن رشید، شیبان بن فروخ، ابوبکر بن أبي شیبه، یحیی بن عبدالحمید حمانی و مردم زیادی که ذکر آن به درازا می کشد، که از شیوخ بخاری و مسلم و غیر آنها بودند روایت نموده است، و از او یحیی بن محمد بن صاعد، علی بن حبیب، إسحاق بن محمد بن بختری مادرائی، عبدالباقی بن قانع، حبیب بن حسن قزار، ابوبکر محمد بن عمر جعابي، ابو حاتم بن حبان بستی، حافظ ابو أحمد بن عدی، ابوبکر إسماعیلی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد طبرانی، ابوبکر بن مقرئ، ابوالحسن دارقطنی، محمد بن مظفر و مردمان زیادی دیگر روایت نموده اند. ابوالقاسم عبدالله بن محمد بغوی در سال 213 هجری قمری متولد و در شب عید فطر سال 317 هجری قمری وفات یافت.

خطیب در تاریخ بغداد آورده است: عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مَرزُبَان بن سابور بن شاهنشاه بغوی مکنی به ابوالقاسم و معروف به پسر دختر أحمد بن منیع می باشد، موصوف بغوی الاصل بوده، و در بغداد متولد گردیده است، و از علی بن جَعد، خَلَف بن هشام بَزَّار، محمد بن عبدالوهاب حارثی، ابوالأحوص محمد بن حَیَّان بغوی، عبیدالله بن محمد بن عائشه تیمی، ابو نضر تَمَّار، داؤد بن عمرو ضَبِّی، یحیی بن عبدالحمید حِمَّاني، محمد بن جعفر وَرکَاني، أحمد بن حنبل، علی بن مَدِینی، حاجب بن ولید، بِشر بن ولید قاضی، محمد بن حسان سَمتِي، مُحرِز بن عَون، هارون بن معروف، شَیبان بن فَرُّوخ، سُوید بن سعید، أبا خَیثَمَه زُهیر بن حرب، و امثال ایشان روایت نموده، و از او یحیی بن محمد صاعد، علی بن إسحاق مادرائي، عبدالباقی بن قانع، حبیب بن حسن قَزَّار، محمد بن عُمر بن جِعابي، ابوبکر بن مالک قطِیعی، عبدالله بن إبراهیم زبیبی، ابو حَفص بن زَیَّات، محمد بن مُظَفَّر، ابو عمر بن حَیُّوِیه، ابوبکر بن شاذان، دارقُطنی، ابن شاهین، ابو حفص کَتَّانِي، و مردمانی دیگر غیر از اینها که به شمار نمی آیند، روایت نموده اند. وی مردی ثقه، ثابت، کثیرالروایه، فهمیده و عارف بود.

ابوبکر عبدالله بن علی بن حَمُّویه بن أَبرَک هَمَدَانِي از أحمد بن عبدالرحمن شیرازی روایت نموده، که گفت: از أحمد بن یعقوب بن عبدالجبار أُموي شنیدم، که می گفت: از ابن مَنِیع شنیدم، که گفته است: ابو عبید قاسم بن سلام(هروی) را دیدم، اما از او حدیثی را نشنیدم، و در جنازه اش اشتراک کردم، او در سال 224 هجری قمری وفات یافت. قاضی ابوبکر محمد بن عمر داؤدي می گوید: از ابن منیع شنیدم، که می گفت: در سال 213 هجری قمری متولد گردیدم.

ابن شاذان می گوید: موصوف در شب عید فطر سال 317 هجری قمری به عمر 104 سالگی وفات یافت.

داؤدی می گوید: ابن شاهین برایم گفت: او از خود ابن منیع شنیده است که تولد خود را در سال 214 هجری قمری گفته است.

خطیب بغدادی می گوید: ابن شاهین مطمئن تر است.

علی بن محسن می گوید: از عمر بن أحمد واعظ شنیدم، که می گفت: از عبدالله بن محمد بغوی شنیدم، که می گفت: به خط پدر بزرگ خود أحمد بن منیع خواندم که ابوالقاسم پسر دخترم در روز دوشنبه ماه رمضان سال 214 هجری قمری متولد گردیده است، و اولین مرتبه که حدیث نوشتم در سال 225 هجری قمری به نقل از إسحاق بن إسماعیل طَالقاني بود.

أزهری می گوید: عبیدالله(عبدالله) بن محمد بن إسحاق بَزَّار گفت: ابوالقاسم بن منیع برای ما املاء می گفت: و گفت: به خط پدر بزرگ خود که به دست خودش نوشته شده بود، دیدم که نگاشته بود: ابوالقاسم عبدالله بن محمد اول صبح در روز دو شنبه اول ماه رمضان سال 214 هجری قمری متولد گردید.

ابوالقاسم می گوید: در طلب حدیث برآمدم، و اولین مرتبه در ماه ربیع الاول سال 225 هجری قمری حدیث نوشتم، و اولین کسی که از او حدیث نوشتم، إسحاق بن إسماعیل بود، که در مجلس او محدثین جمع می شدند.

علی بن أحمد بن علی مؤدب از أحمد بن إسحاق نهاوندی و او از حسن بن عبدالرحمن خلاد روایت نموده، که می گوید: در اسلام محدثی را نمی شناسم، که با او روبرو شوم، و از او مثل عبدالله بن محمد بغوی حدیث شنیده باشم، و شنیدم از او که می گفت: إسحاق بن إسماعیل طالقانی در سال 225 هجری قمری برایم حدیث گفت، و نمی شناسم مردی را در اسلام که بعد از گذشتن صد سال از عمرش حدیث گفته باشد، مگر ابو إسحاق هُجَیمِي بصری را.

حمزه بن محمد بن طاهر دَقَّاق می گوید: از ابوالحسن دارقطنی شنیدم، که می گفت: ابوالقاسم بن منیع در باره حدیث کم سخن می گوید، اما وقتی سخن می گوید، سخنش مثل میخی است که در چوبی نرم فرو می رود.

ابو عبدالرحمن سُلَمی می گوید: از دارقطنی در بارۀ بغوی سوال نمودم. او گفت: ابوالقاسم بغوی امامی است از ائمه حدیث، ثقه، ثابت و کوهی استوار و از جمله کسانی است، که کمترین خطاء در روایاتش موجود است، ابن صاعد از او بیشتر حدیث روایت نموده، اما کلام ابن منیع در حدیث، بهتر و زیبا تر از کلام ابن صاعد است.

ابو طالب عمر بن إبراهیم فقیه می گوید: قاضی عیسی بن حامد برای ما گفت: ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بغوی در روز عید فطر سال 317 هجری قمری وفات یافت.

محمد بن أحمد بن رِزُق می گوید: إسماعیل بن علي خطبي گفته است: ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن مَنِیع وَرَّاق در شب عید فطر سال 317 هجری قمری وفات یافت، و در روز عید فطر دفن گردید، در حالی که صد و سه سال و یکماه عمر داشت. و او را در مقبره بابُ التِّبن(بغداد) دفن کردند.

ذهبی در کتاب سیراعلام النبلاء آورده است: ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مرزبان بن سابور بن شاهنشاه بغوی إمام، حافظ، حجت، سند زمانه اش و یکی از معمرین محدثین بوده، در بغداد زاده شده و در آن شهر سکونت اختیار نموده است. موصوف منسوب به بغشور یکی از شهر های اقلیم خراسان و در مسیر راه هرات و به فاصله یک روز راه از آن شهر است، که پدر و عمویش حافظ علی بن عبدالعزیز بغوی از آن ناحیه می باشند. وی معروف به ابوالقاسم بن منیع و نسبش منسوب به جد مادری او حافظ أبي جعفر أحمد بن منیع بغوی مشهور به أَصَم صاحب مسند و ساکن در بغداد بوده، که مسلم، ابو داؤد و دیگران از او حدیث روایت کرده اند.

ابوالقاسم بغوی در روز دوشنبه اول ماه رمضان سال 214 هجری قمری متولد گردید، که این مطلب را ابوالقاسم بغوی بر عبیدالله بن محمد بن حبانه بزار املاء نموده و آورده، که آنرا به خط جدش أحمد بن منیع دیده است، و پدر بزرگش او را تعلیم می داده، و از پدر بزرگش در هنگام صغارت آموزش دیده، چنانکه در ماه ربیع الاول سال 225 هجری قمری حدیث نوشته، و در آن وقت ده و نیم ساله بوده است و ما کسی را غیر از ابوالقاسم بغوی در آن زمان بیاد نداریم، که در همان صغر سن در نگارش حدیث مشغول بوده باشد، و اسانید را درک کرده، و از جماعتی از صغار تابعین روایت کرده باشد. موصوف از أحمد بن حنبل، علی بن مدینی، علی بن جَعد، أبي نصر تُمَّار، خلف بن هشام بزار، هُدَّبَه بن خالد، شیبان بن فروخ، محمد بن عبدالواهب حارثی، یحیی بن عبدالحمید حِمَانی، بشر بن ولید کِندي، عبیدالله بن محمد عبشمی، حاجب بن ولید، أبي الأحوص محمد بن حیان بغوی، محرز بن عون، سوید بن سعید، داؤد بن عمرو ضبی، داؤد بن رشید، أبي بکر بن شیبه، محمد بن حسان سمتی، أبي ربیع زهرانی، عبیدالله بن عمرو قَوَّاریرِي، محمد بن جعفر ورکاني، هارون بن معروف، سریج بن یونس، أبي خیثمه، عبدالجبار بن عاصم، محمد بن أبي سَمِینَه، پدر بزرگش أحمد بن منیع، مصعب بن عبدالله زبیری، محمد بن بکار بن رَیَّان، إبراهیم بن حجاج سامی، عمرو بن محمد ناقد، علاء بن موسی باهلي، طالوت بن عباد صَیرُفِي، عبدالأعلی بن حماد، نعیم بن هَیصَم، قَطَن بن نُسَیر غُبرِي، کامل بن طلحه، عبیدالله بن معاذ، إسحاق بن أبي اسرائیل مَرُوزی، عمار بن نصر و مردمان زیادی دیگر از هم قطارانش روایت نموده، و کتاب معجم الصحابه را تألیف نمود، و نیز کتاب جَعدَیات را گرد آوری کرد، و به علی بن جعد که بزرگترین شیخ او بود تقدیم نموده، و او آنها را تثبیت نمود، و اکثر روایات آن از او بود. و از او یحیی بن صاعد، ابن قانع، ابو علی نیشابوری، ابو حاتم بن حبان، ابوبکر إسماعیلی، ابو أحمد بن عدی، ابوبکر شافعی، دَعلَج سُجزِي، طبرانی، ابوبکر جِعَابي، ابو علی بن سکن، ابوبکر بن سُنِّي، أبو أحمد حُسَینَک نیشابوری، ابو أحمد حاکم، محمد بن مظفر، ابو حفص بن زَیَّات، ابو عمر بن حیویه، ابوالحسن دارقطنی، ابوبکر بن شاذان، ابو حفص بن شاهین، ابوالقاسم بن حبابه، ابوبکر بن مهندس المصری که او را درمکه به سال 310 هجری قمری ملاقات نموده بود، ابوالفتح قَوَّاس، ابو عبدالله بن بَطَّه، زاهر بن عبدالله سرخسی، ابوبکر محمد بن محمد طرازي، ابوالقاسم عیسی بن علی وزیر، ابو محمد عبدالرحمن بن أبي شریح هروی، ابو حفص کناني، ابو طاهر مخلص، ابوبکر بن مقرئ إصفهاني، ابوبکر محمد بن إسماعیل وراق، ابوسلیمان بن زبر، ابوبکر أحمد بن عبدان شیرازی محدث أهواز، معافي بن زکریا جریری، ابو مسلم محمد بن أحمد کاتب در مصر و جماعتی زیادی از مردمان روایت نموده اند.

ابو محمد عبدالحافظ بن بَدران و یوسف بن أحمد به قرائتش گفتند: موسی بن عبدالقادر از سعد بن أحمد بن حسن و او از علی بن أحمد بن بُسرِي و او از ابو طاهر محمد بن عبدالرحمن مخلص و او از ابوالقاسم عبدالله بن محمد بغوی و او از أحمد بن حنبل و عبیدالله قَواریري و آنها از معاذ بن هشام و او از پدرش و او از قتاده و او از عکرمه و او از ابن عباس روایت نموده، که مردی به نزد رسول الله(ص) آمد، و گفت: یا نبی الله! من مردی پیر هستم، برایم قیام در شب مشکل است، و شبها می گذرد، آیا خداوند(ج) مرا بر در یافت لیلة القدر مؤفق خواهد کرد؟ رسول الله(ص) فرمودند: (عَلَیکَ بِالسَّابِعَةَ.) ترجمه: بر تواست سابعه(یعنی سجده کردن) حدیث مذکور بر تقریر إمام أحمد بن حنبل است. و دانسته نشده است که این حدیث را به همین اسناد غیر از طرف معاذ کسی روایت کرده باشد.

ابوالحسن علی بن أحمد بن عبدالمحسن علوی در تعز از ابوالحسن محمد بن أحمد بن عمر مؤرخ و او از ابوبکر محمد بن عبیدالله بن زاغوني و او از ابوالمعالي أحمد بن محمد زاهد و او از شیخ ما ابو حفص عمر بن محمد سُهرَوَردِي و ابوالمظفر هبة الله بن أحمد قصار و آنها از ابو نصر محمد بن محمد بن علی زینبي و او از از ابو طاهر محمد بن عبدالرحمن ذهبی و نیز شیخ رشید الدین أحمد بن مسلمه از ابوالفتح بن بطی و او از ابو نصر زینبي و او از ذهبی و او از محمد بن عبدالله بغوی و او از أحمد بن حنبل و او از یحیی بن سعید و او از شعبه و او از ابو جَمرَه و او از ابن عباس روایت نموده، که وفد عبدالقیس به حضور نبی اکرم(ص) رسیدند، و رسول الله(ص) ایشان را امر کردند به إیمان به خداوند تبارک و تعالی و فرمودند: (تَدرونّ ما الإیمانُ بالله؟) ترجمه: آیا می دانید که إیمان به خداوند(ج) چیست؟ گفتند: خدا و پیامبرش دانا تراند. رسول الله(ص) فرمودند: (شَهَادَةُّ أن لَا إلَهَ إلَاالله، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله، وَ إقَام الصَّلَاة، وَ إیتاءُ الزکوة، وَ صَومُ رَمَضَان، وَ أن تُعطُوا الخُمسَ مِنَ المَغنَم.) ترجمه: گواهی به اینکه خدا یکی است، و محمد فرستادۀ او است، و بر پا داشتن نماز، دادن زکوة، روزۀ ماه رمضان و دادن خمس از غنائم. حدیث مذکور را ابو داؤد نیز به نقل از إمام أحمد بن حنبل آورده است.

ابوالحسین علی بن محمد یونیني، ابوالعباس أحمد بن محمد حلبي، محمد بن إبراهیم نحوي، سلیمان بن قدامه حاکم، برادرش داؤد، عبدالمنعم بن عبدالطیف، عبدالرحمن بن عمر، عیسی بن أبي محمد، عبدالحمید بن أحمد، إبراهیم بن صدقه و عیسی بن حمد از عبدالله بن عمر و أحمد بن إسحاق أبرقوهی و زکریا بن حسان و آنها از ابوالوقت سجزي و او از ام فضل بیسي دختر عبدالصمد و او از عبدالرحمن بن أحمد بن محمد انصاری و او از عبدالله بن محمد بغوی و او از مصعب بن عبدالله و او از مالک و او از نافع و او از ابن عمر و او از عائشه(رض) روایت نموده، که رسول الله(ص) فرمودند: (الوَلَاءُ لِمَن أعتَقَ.) ترجمه: میراث از آن است که او را آزاد کرده است.

ابوالعباس أحمد بن عبدالرحمن حسیني و حافظ أحمد بن محمد گفتند: ابوالمنجا عبدالله بن عمر حَرِیمِي از عبدالأول بن عیسی و او از ابو منصور عبدالرحمن بن محمد فوشنجي و او از عبدالرحمن بن أحمد هروی و او از ابوالقاسم عبدالله بن محمد بغوی و او از سُوَید بن سعید و او از علی بن مُسهِر روایت نموده، که گفت: من و حمزة الزَّیَّات از أبان بن أبي عیاش پنجصد حدیث(یا زیاد تر از آن) شنیدیم، و حمزه گفت: من رسول الله(ص) را در خواب دیدم، که احادیث مذکور را به آنحضرت(ص) پیش نمودم. و حضرت پیامبر اسلام(ص) آن احادیث را به غیر از پنج و یا شش حدیث را نشناختند، و من دیگر اخذ حدیث را از او ترک نمودم. این مطلب را مسلم نیز در مقدمه صحیح اش به نقل از سوید آورده است.

در کتاب تذکرة الحفاظ آمده است: حافظ، ثقه، عالم بزرگ و صاحب مسند عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مرزبان بغوی الأصل بغدادی پسر دختر أحمد بن منیع در ماه رمضان سال 214 هجری قمری متولد گردید، و در تحت تربیت عمویش علی بن عبدالعزیز بغوی و پدر بزرگ مادری اش أحمد بن منیع بغوی قرار گرفته و در شمار یکی از محدثین بزرگ عصر خویش در آمد. موصوف از علی بن جعد، علی بن مدینی، أحمد بن حنبل، ابی نصر تمار، شیبان بن فروخ، داؤد بن عمر ضبی، یحیی بن عبدالحمید حمانی، سوید بن سعید و مردمانی زیادی دیگر در حدود سیصد شیخ حدیث روایت نموده، و کتابهای معجم الصحابه و جعدیات را تالیف کرد، موصوف عمر درازی نموده، و از او ابن صاعد، جعابي، قطیعی، إسماعیلی، ابو حفص، ابن شاهین، عمر کتانی، ابن مظفر، دارقطنی، ابوالقاسم بن حبابه، ابو طاهر مخلص، عبدالرحمن بن أبی شریح هروي، ابو مسلم کاتب و مردمانی بی نهایت زیادی دیگر روایت کرده اند.

ابوالقاسم بغوی می گفت: ابو عبید را دیدم، و جنازۀ او را مشایعت کردم، و اولین باری که حدیث نوشتم، در سال 225 هجری قمری بود، که به همراه من عمویم نیز در مجلس عاصم بن علی شرکت داشت.

ابو یعلی خلیلی می گوید: بغوی شیخی معمر بود، که تقریباً از صد شیخ در زمان شان حدیث روایت نمود، که از جملۀ ایشان حکم بن موسی، طالوت بن عباد و نعیم بن هیصم می باشند، و می گوید: او حافظی عارف بود که مسند عمویش را تصنیف نمود.

ابو أحمد حاکم می گوید: از بغوی شنیدم، که می گفت: من از هزار شیخ حدیث نوشتم. بغوی در شب عید فطر سال 317 هجری قمری وفات یافت، خداوند او را رحمت کند.

صاحب کتاب اعلام زرکلی آورده است: عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بن مرزبان مکنی به ابوالقاسم حافظ حدیث و از علمای بزرگ بوده، اصل وی از بغشور ناحیۀ بین هرات و مروالرود(مرغاب کنونی) می باشد، که بدان منسوب و او را بغوی می گویند، اما مولد و وفاتش در بغداد است، موصوف محدث عراق در عصرش بوده، و از جمله آثار وی کتب ذیل می باشد: ا – معجم الصحابه. 2 – جعدیات در حدیث. 3 – حکایات شعبه و عمرو. 4 – رسالة فی الظاهره.

عبدالله بن محمد بغوی سفر های زیادی نموده، و عمری دراز کرده است، تولد او در سالهای 213 یا 214 هجری قمری بوده، و وفاتش را در سال 317 هجری قمری آورده اند، و میگویند: 103 سال عمر کرده است.

از تصانیف عبدالله بن محمد بغوی کتب ذیل میباشد:
1 – کتاب معجم الصحابه که از بزرگترین تالیفات او است، و به زیور چاپ آراسته گردیده است.
2 – کتاب المنتخب که آن مسند عمویش علی بن عبدالعزیز بغوی می باشد، و موصوف آنرا تنظیم و تصنیف کرده، و بنام المنتخب آن را مسمی نموده، کتاب مذکور نیز به چاپ رسیده است.
3 – الجعدیات یا مسند علی ابن جعد که شیخ بغداد و از اساتیذ بزرگ ابوالقاسم محمد بن عبدالله بغوی بوده، و او را ذهبی تالیفی قابل اطمینان خوانده، و آنرا بغوی در دوازده مجلد جمع آوری نموده، و به زیور طبع نیز آراسته گردیده است.
4 – معجم الکبیر.
5 -- معجم الصغیر.
6 -- کتاب المسند در حدیث.
7 – کتاب السنن فی الفقه علی مذاهب الفقهاء.
8 – حکایات شعبه و دیگران.
9 – تاریخ وفات شیوخی که بغوی آنها را درک نموده، که آن نیز در 90 صفحه به طبع رسیده است.
10 – حدیث مصعب بن عبدالله که جزء اول آن بصورت خطی در دارالکتب الظاهریه دمشق موجود است و رونوشت آن نیز در بخش نسخ خطی کتابخانه جامعه اسلامیه مدینه منوره می باشد.
11 – حدیث حماد بن سلمه که آنرا ابن حجر جمع آوری نموده است.
12 – جزئی از حدیث إمام أحمد بن حنبل.
13 – مسائل إمام أحمد بن حنبل که نسخۀ خطی آن در قسمت مخطوطات کتابخانه ظاهریه دمشق بوده، و رونوشت آن در بخش مخطوطات کتابخانه جامعه اسلامیه مدینه منوره موجود می باشد، می گویند: مسائل غریبی در آن نگاشته شده است.
14 – الفوائد: که ذکر آن را ابن حجر عسقلانی آورده، و از آن مسائلی را در مناقب حضرت عمر فاروق(رض) نقل کرده است.

منابع:

- کشف الظنون جلد پنجم صفحه 423
- معجم البلدان جلد دوم صفحه 468
- الفهرست ابن ندیم جلد دوم صفحه 423
- مسالک و ممالک صفحه 213
- لغت نامه دهخدا جلد اول صفحه 344 و جلد چهارم صفحه 4897
- الانساب جزء اول صفحه 374 ، 375 و 376
- تاریخ بغداد جلد یازدهم از صفحه 325 الی صفحه 332
- سیر اعلام النبلاء جزء دوم از صفحه 2492 الی صفحه 2496
- تذکرة الحفاظ جزء سوم صفحه 737 ، 738 و 739
- اعلام زرکلی جزء چهارم صفحه 119
- مقدمه کتاب معجم الصحابه بغوی به قلم محمد الامین جکني


Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report