www.heratonline.com


آزادی وجوانان
غلام ناصر خاضع
naserkhaze@yahoo.com

آزادي يكي از بزرگ‏ترين ، اصیل ترین و عالي‏ترين ارزش‏هاي انسانی است ؛ به تعبير ديگر ، جزء معنويات انسان است ـ معنويات انسان ، يعني چيزهايي كه مافوق حدّ حيوانيت اوست ـ آزادي براي انسان ، ارزشي مافوق ارزش‏هاي مادي است . انسان‏هايي كه بويي از انسانيت برده‏اند ، حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه و در سخت‏ترين شرايط ، زندگي كنند ولي درقید و اسارت انسان ديگر نباشند و آزاد زندگي كنند.

این گوهرشریف انسانی را همگان میستایند ، فیلسوفان متا فزیک وفلاسفۀ علوم اجتماعی بخصوص حقوق وسیاست ودانشمندان علوم اجتماعی نیز درین حوزه سخن های ارزشمندی بیان داشته اند.

با اين‏كه مفهوم آزادي جزء مفاهيم بديهي محسوب مي‏شود ولي در رسيدن به آن ، گرفتار دشواري‏ها و پيچيدگي‏هاي فراواني هستيم . در زمينه‏ي تعريف آزادي ، نمي‏توان تعريف روشني از آن عرضه كرد و هر مكتب و فلسفه ودانشمندی با توجه به پيش فرض‏هاي خود ، به تفسير آن پرداخته است ؛ بر اين اساس ، سوء تفاهم و اختلاف نظر در اين مفهومِ انتزاعي ، فراوان به چشم مي‏خورد .

تعبیرانیشتین پدرعلم فزیک ازآزادی اینست که « آدمیان، همه باید رفتار و کردار خود را با اصول مشترکی تطبیق دهند و این اصول باید چنان باشند که پیروی از آن‌ها حداکثر امنیت و رضایت ممکن و حداقل رنج و ناکامی ممکن را برای همگان فراهم آورد.» دراعلامیۀ حقوق بشر فرانسه که درسال 1989 منتشرگردیده آزادی اینگونه تعریف شده است : «آزادی یعنی توانائی انجام کاری که به دیگران زیان نرساند.»

منتسکیو نویسنده وفیلسوف فرانسوی ازآزادی اینگونه تعریف میکند: « آزادی یعنی انجام هرچیزی که قانون اجازه داده است ، هرانسانی آزاد است وآزاد به دنیا آمده اما باید مؤدب هم باشد ونظم را درجامعه رعایت کند»

درخصوص مزایا ، تعاریف ، ومفاهیم آزادی، کتابها ومنابع بیشماری موجود است وبحث های دامنه دارفلسفی ، روانشناختی وتاریخی هم صورت گرفته است ولی درین مقاله سعی شده تا مفهوم آزادی دربسترزمان ومکان جغرافیای افغانستان بخصوص رابطه آن با نسل جوان مورد ارزیابی قرارگیرد.

برخی گمان میکنند که آزادی یعنی عدم محدودیت غرایزوخواهش های انسانی، که درانصورت انسان جهت نیل به آن میتواندبه هرعملی مطابق به حکم غریزه مبادرت ورزد. دقیقاً این تصورهم خارج ازمحدوده آزادی نیست ولی آزادی حیوانی است نه انسانی ، زیرا آزادی انسانی ازخود قواعد واساساتی دارد و غیرمنطفی خواهدبود که حدود انسانی آزادی نوعی محرومیت ازآزادی تعبیر شود. شکی نیست که درسه سدۀ اخیر، جوامع غربی به پیشرفت های سترگی نایل آمده اند ودرعرصۀ سیاسی – اقتصادی گوی سبقت را ازمشرق که عمدتا درگیرجنگ وتجاوزوغصب وتاراج بوده است وملت هاهم زیرسیطرۀ زمامداران مستبد قرارداشته ربوده اند ولی این نمیتواند سبب چشم پوشی از نارسائی های اجتماعی-اخلاقی وسایرتبعات منفی ناشی ازانسانگرائی«Humanism» افسارگسیخته ومطلق رایج دردنیای غرب نیست.

تحلیل وکاربست مفاهیم آزادی غربی ذهن غربی میطلبد که متأسفانه بادرنظرداشت عقب ماندگی جوامع شرقی ، آزادی آنچنانی، پیراهنی است که به تن این جوامع یکمقدار گشادی میکند.

نخست باید فرهنگ کشورهای عقب مانده بخصوص حوزۀ جغرافیائی که ما درآن زندگی میکنیم واکاوی شود ، اینکه جوامع ما تاکنون با انچنین مفاهیمی همیشه مشکل داشته ومیان حکومت ها وملت ها بویژه روشنفکران درگیری ممتدی درجریان بوده است.

درحوزۀ سباسی هم با مفهوم آزادی بسیاربازی شده است حکومت ها ، احزاب ، وسایرگروه های سیاسی – مذهبی ازاین عنصر به مثابۀ یک حربۀ برّنده استفاده نموده اند اما وقتیکه آنرا به سود منافع خویش تلقی نکردند محدودش ساختند وحتی نابودش کردند که تجارب فراوانی درتاریخ معاصر وجود دارد.

من میخواهم این بحث را محدود به جغرافیای اجتماعی کشور خود نمایم ودرابتدا یک پهلوی فرهنگ جامعۀ افغانی را به تحلیل میگیرم وآنرا به این موضوع بسیارپررنگ ربط میدهم وآن خود کم بینی وتقلیدی است که متأسفانه درما وجود دارد یعنی کافیست کسی ازما منعم ترباشد حرف زدنش ، لباس پوشیدنش ، رفتارواخلاقش وحتی باورهای اعتقادی اش برمااثرمیکند. بی آنکه حسن وقبح آنرا ارزیابی وداشته های خود را درمیزان مقایسه با آن قراردهیم. شک نکنید نا خوانده های ما که هیچ دانسته های ما هم ازین (هنر!)بی نصیب نمی باشند. شما سیاسیون جامعه را ازکمونیست ها تا مجاهدین وطالبان تا دموکرات های امروز مرورکنید.

کمونیست ها چگونه میخواستند یک شبه خودوکشوررا به اسید کمونیزم ذوب کنند؟
سران مجاهدین با ازدست دادن کنترول اوضاع چگونه مجذوب دوستی همسایگان مغرض وحامیان تمویل کنندۀ پروژۀ جهاد شدند وگذاشتند تا اززیرریش شان برای بهم ریختن استحکامات نظامی وپیوندهای ملی برنامه ریزی کنند وبه اهداف شوم خوددست یابند؟
طالبان با تبعیت ازتروریزم بین المللی چگونه همه را جزخود به اعدام ویا شکنجه محکوم داشتند ودارند؟
و دموکرات های نوین که با تقلید از سرمایه محوری (کاپیتالیزم) غرب اول میخواهند به مقداریک کمپنی چندملیونی دالربیاندوزند وبعد ملت را بارعایت (حقوق بشر!!)به نوکری بگیرند.

بناءً هرآنچه که امروزنیزبرما میگذرد درقدم اول محصول تقلید های کورکورانه ودلبستگی های احساسی است که با پدیده های نوین پیداکرده ایم. فکرمیکنیم راه انکشاف صنعت ، تقویت اقتصاد، توسعۀ سیاسی ومدنیت، ازکانال مد والکل ورقص وکاباره باید عبورکند. هنوز جوان ما که این فرصت را نیافته تاموازین اعتقادی خودرا به کاوش بگیرد، فرهنگ خود را با همه پهلوهایش بشناسد، ازمزایا وویژگی های زبانی خود بطورشاید وباید آگاهی داشته باشد، واقعیت های تاریخی ومحاسن وزشتی های عنعنوی جامعۀ خود را مرورنماید، یا مقهور خرافات وبدعت های است که درمسیر حیات دینی اش از پدیده های انحرافی کورکورانه برگرفته است ویا با شتاب واشتیاق سعی درتقلید مظاهر اخلاقی وفرهنگی بیگانه دارد. این ویژگی را چه میتوان تعبیرکرد جزاینکه برقصورخویش معترف باشیم وبرخودکم بینی خود اذعان نمائیم که هنوزدرتاروپود احساسات کم وبیش دست وپا میزنیم وکمترباعقلانیت به قضایا نگاه می کنیم .

دیدگاه جوان دربند ما که همیشه غرایز واحساسات آن سرکوب گردیده وزمینه های ازدواج وتشکیل خانواده هم درهیچ زمانی برایش آسان نبوده است ، به آزادی همان نگاه به مرزشکنی های اخلاقی وجنسی است که امروز دردنیای غرب مروج است. این خود نگاه بیمارگونه است، که درحقیقت معضل عمده ازهمینجا ناشی میشود. درین تعبیر آزادی زمانی معنا پیدا میکند که یک انسان بتواند بدون هیچ ممانعتی به ارضاء غریزۀ جنسی بپردازد ومزاحمت وتهدیدی را پیش روی خود نبیند. امروز که اینهمه جلوه گری ، مدوفیشن گرائی ، رقص آموزی وتمرین آوازخوانی وغیره ترویج یافته بدون شک بسترمساعدی برای رشد داشته است ومیرساند که تلقی ما از آزادی همان چیزی است که بیان شد. مسلم است که تا این تب موجود باشد بیمارجامعۀ ما میل وعنایتی به سایر مزایای آزادی ندارد.

بدبختانه تمرکز درین باب درهمین آغازراه مشکل را چند برابرساخته وبه کسانی که چشم تنگ بهره وری مردم ازآزادی هستند ومنافع شان درسایۀ آزادی به مخاطره می افتد بهانۀ مناسبی برای آزادی ستیزی پیدامیشود.

امروز اگردنیای غرب به آزادی به عنوان یک ارزش بی بدیل فخرمیکند ، آزادی به تعبیرشهوانی که جوان افغانستانی را مسحورساخته نیست حتی جامعه شناسان غرب عنان گسیختگی جنسی رایج درجوامع غرب را معضل بزرگ اجتماعی و بهداشتی میدانند. این ماهستیم که ازسراشتها به نقطۀ ازآزادی چشم دوخته ایم که نجبای غربی بعد ازصد ها سال تجربه آنرا بلای خانمان برانداز میدانند.

چرا ما به آزادی اندیشه نمی اندیشیم وفکرخود را از لاطائلات خرافی واراجیف بی بنیاد پاکسازی نمی کنیم؟ وآنچه ازعادات ورسوم قبیلوی وانحرافات ذهنی خود را که بجای دین نشانده ایم صادقانه مورد ارزیابی وبازبینی قرارنمی دهیم؟ چرا به خود زحمت مطالعه ودست یابی به معرفت دینی نمی دهیم وهنوزچشم بسته، گوش به ارشادات آخند های هستیم که غالبا با حداکثرفراگیری چهار پنج کتاب فقهی خود را عقل کل میشمارند وبه کفروایمان مردم حکم صادرمیکنند وصلاحیت تعیین حسن وقبح دنیا وآخرت مارا به خود میدهند.مگرآموختن دانش دینی بحدی که بتوانیم احکام روزمرۀ عبادی ورفتاری خودرا بدون نیازبه فتوای ملای محل انجام دهیم واجب نیست ؟

چرا به آزادی سیاسی توجه نداریم وهنوز احساس ضرورت ونیازمیکنیم که مارا بابای ملتی درکاراست یا امیری ، یا کدخدای ، یاکلان قومی یا باداری یا سرپرستی ؟ چرا نمی خواهیم خود عنان اختیار خود را به وسیلۀ انتخاب درست خدمتگزاران واقعی ودلسوزدردست بگیریم؟ چرا؟ چون صلاحیت آنرادرخودنمی بینیم ولی کی این صلاحیت واهلیت درجامعه ایجاد میشود وچه کسی باید برای آزادی ازقیود استبداد وپاکسازی رسوبات استبداد پذیری مارا رهائی بخشد؟ وآیا واقعا این جاده ازمسیربی بندوباری اخلاقی میگذرد؟

چرا به آزادی بیان فکرنمی کنیم وهنوزدرقید این هستیم که احترام بزرگان غداروجفا پیشه وعیاش ویا به اصطلاح فضیلتمآبانی که چون به خلوت میروند.............را باید نگهداشت ودرمقابل شان نباید دست به انتقاد واعتراض زد ولی ندانسته ایم که اگردرجامعۀ سه صد سال قبل ما آزادی بیان درهمۀ عرصه ها موجود می بود ما امروز تمدنی بسیار فاخرتر وبرتر ازغرب داشتیم ، تمدنی که با روح پاکیزۀ اسلام ( برترین دین) ممزوج وبا تعامل منطقی معنا وماده ، بهترین زمینه را برای زیست انسان فراهم میکرد.

به نظر نگارنده کسی که دچار توهمات درونی ، باورمند اقراطیگری ، خرافات وانحرافات اعتقادی ، ودلدادۀ شهوات وغرایز باشد اول باید خود را ازدرون آزاد بسازد وانگهی به فکرآزادی اجتماعی باشد که بدبختانه غالبا ما درگیراسارت های درونی استیم وسفسطۀ آزادی خواهی ما درحد یک شعارباقی میماند.

جوانان عزیز درکشورما اول باید خود آزاده باشند وحس آزادگی را درخود بارور وپویا بسازند. آزادگی یکی ازمصادربزرگ فضایل وکرامات انسانی وبسترتمایلات آزادیخواهی است یعنی آزادگی معنا بخش آزادی است وبی تردید آنرا به ظهورخواهد رساند.

اینجاست که تقلید کورکورانه را نوعی آزادی تلقی کردن چیزی جزتوهین به مقام آزادی وکاستن بهای این دردانۀ انسان وانسانیت نیست. آنهای که گمان میکنند با انتخاب لباس غربی یا اصلاح سروصورت به سبک غربی یاعلاقمندی به موسیقی غربی وغیره به آزادی دست یافته اند یا کسی که چنین مظاهری را ترویج نماید آزادی خواه وترقی خواه محسوب میشود. دراشتباه اند.واما اگرسری یه این سرگرمی ها، با شوروتفنن جوانی ، گرم میکنند، سلیقه ها حدود وثقور نمی شناسند یکی موسیقی غربی را میپسندد یا مد وفیشن آنچنانی را برمیگزیند تصمیم خودش است ولی اگرآنرا مظهر آزادی بداند واین گوهر شریف را تا این حد تنزل مقام دهد این دیگرجفا درحق آزادی است.

تأمین حقوق وآزادی های مدنی که امروزدردنیا شاهد آن هستیم عمدتاً محصول آزادی اندیشه وبیان است وازرهگذر دانش ، فکرباهمی، صداقت ، استقامت ، عدالتخواهی واتخاذ منطق سلیم بدست آمده است. برگرفتن مزایای آزادی ازجوامع انکشاف یافته نه امری مذموم است نه خلاف ارزشهای دینی بلکه امری ضروری والزامی است ولی تعمق درامربرخورداری وبهره وری ازمزایای آزادی همانقدردرکشورما حایز اهمیت است که نفس آزادی .زیرا به گواهی تاریخ معاصربارها منادیان به اصطلاح آزادی درکشور، با رفتارهای ابلهانه، این نوشداروی ارزشمند انسانی را چنان سم مهلکی معرفی کردند که جامعه ترجبحا آنرا تا پرتگاه اختناق واسارت به بدرقه گرفتند. بنا براین چشم اندازبه آیندۀ آزاد متناسب به دقت دررفتارهای آزادیخوانه ایست که بخصوص جامعۀ جوان کشوربه آن مبادرت میورزد.

برجوانان عزیز ماست تا گوهرآزادی را به تمام وکمال بشناسند ودرراه وصول به آن با سلامت عقل مبارزه نمایند. یقینا هرجوان آگاه بین اباحیگری و آزادی فرقی عظیم قایل است وکسانی که میخواهند هر ضد ارزشی را بجای آزادی قالب کنند آزادی را نشناخته اند وناآگاهانه با آن دشمنی میکنند.

جامعه امروزبستربی خطری برای لاابالیگری ، بی بندوباری ، عربده ، چشم پارگی ، بی حیائی وبرهنگی نیست که بعضی فکرمیکنند با حمایت برخی محافل خارجی میتوان ارزشهای اخلاقی جامعه را ببازی وتمسخرگرفت. نگرانی عمده دراین است که مشتی نادان بنام آزادی، دست به تکراراشتباهاتی بزنند که امان الله خان را 90 سال قبل وایادی کمونیزم را 25 سال قبل به عمق بحران وفاجعه کشاند. وتا سال های مدیدی آزادی وآزادیخواهی مفهوم وارونۀ ارزش ستیزی را بخود اختیارکرده بود.

مفاخرگرانمایۀ فضایل معنوی ، عفت اجتماعی ، سلامت اخلاقی و نجابت خانوادگی دررگ وریشۀ فرهنگ جامعۀ ما جایگاه ویژۀ دارد وآزادی حقیقی هم درسایۀ این ارزشها قابل تعریف است ولاغیر.
اگر آزادی یه مفهوم ستیزبا هنجارهای اعتقادی ، لجام گسیختگی اخلاقی ، غوطه وری درفسق وفجور، شرافت گریزی وبرهنگی است بگذارکه ازچنین آزادی ای بی بهره باشیم.

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.