www.heratonline.com


به جواب نامه سرگشاده قاضی سید موسی عثمان
حرفی بعد از سخن آخر
محمود نکته دان

دیشب وقتی سایت آریائی را باز کردم دیدم که اخیراً جناب قاضی موسی به نوشته جدیدی تحت عنوان نامه سرگشاده پرداخته است. از مطالعه متن این نامه سرگشاده باز هم به موضوعات تازه و جدیدی به جز از دو ادعای واهی و پوچ بر نخوردم چون سراسر نوشته ایشان تکرار مکررات و مثل همیشه مملو از اصطلاحات و الفاظ کوچه بازاری بود. اصطلاحاتیکه بجز از فرهنگ و قاموس ایشان در هیچ فرهنگ و لغتنامه دیگری دیده نمیشود و تکرار اصطلاحات غیر مودبانه مذکور هم از هیچ کس دیگری ساخته نیست.

اما دو موضوع جدیدی را که در نوشته اخیر ایشان مشاهده نمودم ، مورد اولی به اینکه گویا محمود نکته دان برای شان تلفن کرده و از ایشان معذرت خواهی کرده است اختصاص داشت، و مورد دومی هم این بود که گویا محمود نکته دان برای ایشان گفته است که این مسایل را شخصی بنام ولی نوری از طرف وی و به موافقه وی مینویسد و اکنون سایت های افغان جرمن و خاوران هم با او همدست گردیده اند تا در هر جای از نوشته های قاضی موسی که نام محمود نکته دان ذکر شده باشد آنرا حذف نمایند.

اگر چه من در نوشته قبلی خود تحت عنوان "سزای قروت آب گرم و سخن آخر با قاضی موسی " همه حرف های لازم را نوشته بودم و ضرورتی به نوشته بعدی وجود نداشت اما نوشته اخیر جناب قاضی موسی باعث شد تا یکبار دیگر حرفی هم بعد از سخن آخر داشته باشم و بر اساس مسئولیت اخلاقی و انسانی خود یکبار دیگر این موضوع را روشن بسازم که نه من با آقایان ولی نوری ، میرویس پویانپور و بلال شهسوار شناختی دارم و نه هم گردانندگان سایت های مورد نظر ایشان را میشناسم و لازم میدانم تا بدینوسیله از همه کسانیکه در این اواخر به اتهام هم فکری با من بر اساس سوء ظن های قاضی موسی از طرف ایشان مورد توهین و اهانت قرار گرفته اند معذرت خواهی نمایم.

افسانه صحبت تلفنی من با قاضی موسی یک ادعای کاملا غلط و بی اساس میباشد چون من نه شماره تلفن ایشان را داشته ام و نه هم با کسانی از دوستان آنها در تماس میباشم تا شماره تلفن شان را بمن بدهند. این ادعا شاید دو دلیل داشته باشد. اولا اینکه ممکن است این جریان را در خواب دیده باشند که من معذرت خواهی نموده ام و ثانیا اگر به پذیریم که احتمالا کسی با استفاده از نام محمود نکته دان جهت معذرت خواهی با قاضی موسی تماس گرفته باشد ممکن است کسانی از روی شوخ طبعی خواسته باشند تا لحظاتی را برای خود ساعت تیری جور نمایند و من شخص تماس گیرنده نبوده ام. من کاری را نکرده بودم که ایجاب معذرت خواهی را بنماید و نوشته قبلی من هم که بر خلاف اصول و قواعد نوشتاری من درشت تر تحریر گردیده بود ، علت آن این بود که باید با بعضی از مردم با لسان و ادبیات خود ایشان صحبت صورت گیرد، در غیر آن اگر جناب قاضی موسی مسایل را به گونه مودبانه و با وقار لازم مورد تحلیل قرار میدادند هیچگاهی با سخنان درشتی مواجه نمی گردیدند.

"لا تطلب الصّفا ممّن کدّرت علیه و لا الوفاء ممّن غدرت به ولا النّصح ممن صرفت سوء ظنّک إلیه فإنما قلب غیرک لک کقلبک له". یعنی صفا را طلب نکن از کسی که کدورت او را به دل داری و وفاداری طلب نکن از کسی که با آن پیمان شکنی کردی و پند و اندرز طلب نکن از کسی که به آن سوء ظن نسبت دادی پس به درستی که قلب دیگران نسبت به تو همانند قلب تو نسبت به دیگران است.

خداوند عز و جل فرموده است که : " یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم" یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید از گمان بسیار پرهیز کنید ؛ زیرا برخی از ظنون گناه هستند. جای بسا تاسف و تعجب است که محترم قاضی موسی با این کبر سن و با ادعای داشتن دانش دینی بصورت دوامدار بر اساس سوء ظن های خود سایت ها و افراد مختلفی را مورد حمله قرار میدهند، در حالیکه باید جناب ایشان خوش گمانی را نصب العین خود ساخته و تا به چیزی متیقن نمیشوند آنرا مورد اعتراض قرار ندهند زیرا ایشان با این عمل خود به چیزی به جز از ارتکاب گناه دست نخواهند یافت.

انتظار من از جناب ایشان این است که لحظاتی به نشینند و مانند یک آدم عاقل به گفته ها و نوشته های خود فکر نمایند و به پذیرند که عامل اصلی همه سرزنش ها و مقابله های بوجود آمده جناب خود ایشان میباشند چون تا وقتی از جانب آنها حمله بخصوصی صورت نگرفته است، متحمل ضربات هیچ ضد حمله نگردیده اند. جناب ایشان باید این فکر را هم از ذهن خود بیرون نمایند که بخاطر نسبت داشتن با میر مسجدی خان و عثمان خان پروانی و یا تتمدره ای هرچیزی را که دل شان بخواهد گفته میتوانند چون دیگر آن زمانی که یک شخص با زیر پا گذاشتن همه ی معیار های انسانی میتوانست هزاران انسان شریف و نجیب را بدون کدام موجب و دلیل و شناختی مورد حمله قرار دهد گذشته است.

بهتر است جناب ایشان در حین مقابله با دیگران از میر مسجدی خان و یا اجداد دیگر شان که مردم شریفی بوده اند بعنوان سپر دفاعی استفاده ننمایند چون ممکن است که حملات نا سنجیده ایشان و ضد حمله های دیگران، حتی باعث بوجود آمدن صدمات جبران ناپذیری به افتخارات خانوادگی ایشان گردد و توصیه من برای ایشان این است که برای حفظ حرمت خود و حفظ افتخارات خانوادگی خود حرمت و احترام هموطنان دیگر خود را حفظ نمایند.

من که در گذشته به میر مسجدی خان و سلاله آن شخصیت بزرگ احترام و اخلاص فراوانی داشته ام از روزیکه جناب قاضی موسی ، میر مسجدی خان و عده دیگری از بزرگان را از اجداد خود قلمداد نموده اند ، در میزان اخلاص و ارادت من نسبت به این بزرگان نیز تزلزلی پدیدار گردیده و سوالاتی ذهن مرا به خود مشغول ساخته است که آیا واقعا قاضی موسی متعلق به چنان خانواده محترم و بزرگی است؟ و آیا او با این همه بد زبانی ها در دامان چنان خانواده محترمی پرورش یافته است؟ اگر واقعا او در دامان چنان شخصیت های بزرگ و منوری پرورش یافته باشد این سوال مطرح میگردد : که آیا چرا قاضی موسی ذره از ادب و جوانمردی آن بزرگان را به ارث نبرده است تا با دیگران بگونه مودبانه و انسانی برخورد نماید؟ جواب سوال اخیر را بر اساس احتمالات میتوانیم در یکی از مسایل سه گانه ذیل جستجو نمائیم :

اولاً اینکه شاید آن بزرگان هم متخلق به همین اخلاقی بوده باشند که گفتار و کردار قاضی موسی بیانگر آنست در حالیکه من هرگز چنین چیزی را باور کرده نمیتوانم. ثانیا اینکه شاید بزرگان مذکور وقتی برای تربیت ایشان نداشته اند و یا اینکه جناب ایشان انسان تربیت پذیری نبوده اند تا بتوانند افتخارات خانوادگی خود را بطور شاید و باید حفظ نمایند و ثالثا اینکه شاید تقدیر بر این بوده باشد که بوسیله این سلاله نا خلف حیثیت و عزت آن خانواده نیز بزیر سوال برود. اما عقیده شخصی من بر این است که اجداد ایشان مردم محترم و بزرگی بوده اند و اعمال غیر منتظره ی هم که از جناب قاضی موسی وقتا فوقتا بمشاهده میرسد ناشی از کبر سن و عمل کردن ایشان در تحت فرمان احساسات است که عمل در زیر فرمان احساسات ، قضاوت بر اساس ظن و گمان و تصمیم در حال غضب کار عاقلانه نمیباشد.

اما چند توصیه آخری من به شما :
1 - بگذارید تا مردم بدون در نظر داشت افتخارات میرمسجدی خان به شما احترام بگذارند و دیگران را مجبور نسازید که بر خلاف خواسته های باطنی خود با شما به مقابله و نا سزا گوئی بر خیزند. شما باید به عوض افتخار به اجداد خود تلاش نمائید تا خود میر مسجدی خان دیگری باشید مگر نشنیده اید که گفته اند:

پشت نام پدر چه میگردی + پدر خویش شو اگر مردی
2 - دیگران را تحت نام مستعار نویس و ... مورد حمله و اعتراض قرار ندهید و به این کاری نداشته باشید که فلان سخن را کی گفته است بلکه همیشه فکر کنید که آن شخص چی گفته است. شاید خیلی مردم خوبی باشند که شما آنها را دوست نداشته باشید و یا نشناسید اما حرف های معقولی داشته باشند و شاید هم خیلی کسانی باشند که شما آنها را دوست داشته باشید، اما حرف های خوب و معقولی نداشته باشند. بهتر است تا بر اساس حرف ها و نظرات مردم قضاوت نمائید نه بر اساس اسامی و مشخصات آنها. اگر اسم و نام موثریتی میداشت باید منسوب بودن شما به خانواده میر مسجدی خان شما را از این همه ناسزا گوئی ها و گستاخی ها باز میداشت. بناءَ اگر انسانی غیر از خانواده میر مسجدی خان را هم می بینید که حرف های معقولی دارد ولو که مثل شما سماوار را هم سماوات نمی گوید برایش احترام بگذارید.

3 - از غرور بیچا پرهیز کنید که انسان موجود ضعیفی بیش نیست. شما در قسمتی از یک نوشته خود تحت عنوان "از شاه پرستی تا شهسواری" نوشته بودید که: " قلم قاضی سید موسی عثمان از ذوالفقارعلی هم برنده تر بوده". این ادعای فرعونی برای من خیلی تکان دهنده بود چون من تا حالا کسی را ندیده بودم که قلم با این همه ناتوانی خود را برنده تر از ذوالفقار حضرت علی (رض) بداند، یعنی برنده تر از ذوالفقار کسی که همه مردم او را شاه مردان و شیر یزدان و فاتح خیبر گفته اند و داماد پیغمبر و صاحب هزاران فضیلت و بزرگی دیگراست. خداوند (ج) همه ما و شما را از این غرور های منفی و تکبر های بیجا نگه دارد و بسوی خود هدایت فرماید.آمین.

4- شما وقتی دیگران را مورد حمله قرار میدهید باید منتظر حملات متقابل دفاعی مردم دیگر نیز باشید و این طور فکر نکنید که شما یکه تاز میدان هستید و هرگز کسی پیدا نخواهد شد تا حق شما را به کف دست تان بگذارد. مگر نشنیده اید که گفته اند:هر بیشه گمان مبر که خالیست + شاید که پلنگ خفته باشد . پس همیشه منطقی و سنجیده سخن بگوئید.

5- از بکار بردن حرف های زشت و رکیک در نوشته های خود اجتناب کنید چون این کار شما به حق کسانی که مجبور میشوند برخلاف شخصیت حقیقی و حقوقی خود گزینه مقابله به مثل را اختیار نمایند ظلم بزرگی تلقی میگردد زیرا این شما هستید که آنها را وادار به ناسزا گوئی میکنید. از ظلم پرهیز کنید و بدانید که دیگران دفاع مساوی و متقابل را حق مسلم خود میدانند.

در اخیر مناسب میدانم که بطور خلاصه بر جریان نوشته های که در بین من و شما رد و بدل شده است مروری داشته باشم تا شما بدانید که من آغاز گر این ماجرا نمیباشم بلکه این شما بوده اید که با مقابله های غیر ضروری و بی موقع خود حرف ها را به این جا رسانیده اید.

در ابتدا جریان طوری بود که من در مقابل نوشته های شرک آمیز شخصی بنام اسدالله جعفری و سخنان کفر آمیز کس دیگری بنام فریبا حمیدی اعتراض نموده بودم و همچنان کسانی را که تلاش میکنند اصطلاحات ایرانی را در کشور ما مروج نمایند مورد انتقاد قرار داده بودم و این سه جریان اصلا به جناب شما کوچکترین ارتباطی هم نمیگرفت چون باید خود شان به دفاع از خود بر می خاستند اما بر عکس شما سمارق گونه سر بر آوردید و بدون هیچ دلیل و هیچ شناختی از من وارد میدان شدید و برای دفاع از سخنان شرک آمیز وکفر آمیز جعفری و حمیدی و دفاع از کسانی که مصروف ترویج واژه های ایرانی در کشور ما هستند مرا ملانصوح خواندید و گفتید هروقتی که فرزندان آزاده این کشور سر بلند نمو ده اند ملا نصوح های پیدا شده اند و فرزندان آزاده این کشور راضربه زده اند.

بر عکس توقع این بود که شما منحیث یک عالم دینی بدفاع از اعتراضات من بر می خاستید و در راه مقابله با نوشته های شرک آمیز و کفر آمیز اسدالله جعفری کمر همت می بستید اما بر علاوه ی اینکه شما این کار را نکردید، به تبرئه و نجات آن مشرک پرداختید و بجای بلند کردن علم مبارزه با واژه های بیگانه تلاش کردید تا با براه انداختن غوغا های بیمورد، اتهام وارد کردن ها و ناسزاگوئی ها اذهان عمومی را از موضوع اصلی نوشته من منحرف نمائید و بعوض رسیدگی به چنان موضوعات با اهمیتی ، اکنون افتخارات اجداد تان را به موضوع مورد بحث مبدل نموده اید که بطور کل از بحث اصلی ما که بدفاع از عقیده و فرهنگ مردم ما اختصاص داشت خارج میباشد.

شما باید این انتظار را میداشتید که اعتراضات نسنجیده و حملات نا درست شما میتواند به مقابله های سخت و غیر قابل تصور بعدی منجر شود. دشنام ، اتهام و زشت گفتن نمیتواند راه های مناسبی برای حل معضلات و رسیدن به قلل موفقیت باشد ، بنابرین بهتر بود با واقع بینی بیشتری نسبت به موضوع مورد بحث بعد از دقت لازم به قضاوت می پرداختید.

از آنجائیکه همه نوشته های شما مملو از ناسزاها و سخنان زشت است ، من میخواهم شما را در این بحث برنده اعلان نمایم چون ازین بیشتر اخلاقاً توان بکار بردن کلماتی که توان پاسخگوئی به اصطلاحات و کلمات زشت و غیر اخلاقی شما را داشته باشد ندارم و نمی خواهم خود را به خاطر بکار گیری کلمات رکیک و نا مناسب، بیشتر از این مورد سرزنش وجدان قرار دهم. در مورد اینکه گفته بودید که گویا نکته دان از من معذرت خواهی نموده میخواهم دوباره تکرار نمایم که من هرگز این کار را نکرده ام و شاید کسان دیگری با شما شوخی کرده باشند ، اما اگر معذرت خواهی من به خاطر ادامه بحثی که خارج از موضوع اصلی بوده باعث تسلی و آرامش یک مرد مسن هموطن من در تورنتوی کانادا میگردد من از شما معذرت میخواهم .

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.