www.heratonline.com


ای آموزگار (معلم) ما با تو همنوا هستیم.
به دفاع از حقوق آموزگاران آموزشگاه ها بر خیزیم
ناصر فیروزی - سویدن شلفتئو
nasserfiroozi_se@yahoo.com
ناصر فیروزی

هموطنان عزیز همینطوری که آگاهی دارید چند هفته میشود معلمان کشور برای اضافه کردن حقوق ناچیز خود دست اعتصاب و گاهی هم به تظاهرات پرداختند. باید برای شما یاد آوری کنم شاید بیش از 90% در صد آموزگاران کشور حقوق ماهیانه شان 2500 روپیه معادل پینجاه دالر امریکای است. با توجه به حقوق وزیران کابینه دولت که کمترین آن ماهیانه 3000 دالر امریکای است. نتیجه اینکه حقوق یک وزیر کابینه 60 برابر حقوق یک آموزگار است. آیا این تحقیر کردن معلم یا آموزگار و دیگر کارمندان پایین رتبه دولت نیست.

من هم به پیروی از فراخوان انجمن پاسداران فرهنگ آریانا بر حمایت از خواست بر حق معلمان کشور تاکید میکنم . چون اساس پیشرفت جامعه معلم است بیاد داشته باشیم پایه و اساس جامعه اسلامی ما را بزرگ ترین معلم جهان و تاریخ حضرت محمد مصطفی گذاشت. ما همه وامدار آن آموزگار بزرگ و شما آموزگاران هستیم و شما را چون پدران خود دوست میداریم.

و اما تو ای آموزگار
ای آموزگار ما ارزش تو را که قدر آسمانها است می دانیم و آنرا پاس میداریم. حریمت را که حریم دانش ، مهر ، آگاهی و روشنائی است ارج میگذاریم . چون هرچه داریم از تو داریم. بلی این شما آموزگاران بودید که راه تاریک را بر ما روشن گردید. پس باید چون پیام آور بزرگ حضرت محمد مصطفی (ص) بر دستان شما بوسه زد.

ای آموزگار تو جانشین پیام بران هستی و تو بر منبر آنها نشسته هستی و کار آنها را که روشن کردن تاریکی ها ست انجام میدهی. اما چه کنیم با آه و حسرت میگویم چه کنیم که تعدادی دست رد بر سینه پر دردت میزنند تا تاریکی همچنان بر این سر زمین به خون خفته سایه گسترد. تا در این تاریکی کاخهای شان که از اشک یتیمان است جلوه بیشتر داشته باشد.

آنها دست رد بر سینه شما میکوبند تا شما را که در اوج عزت و افتخار قرار دارید خوار و ذلیل کنند تا خواری و ذلت خود شان به چشم نیاید و سکه بی چلش شان در تاریکی تشخیص نشود.

ای آموزگار تو همانی که نزدیک به هزار سال قبل با زبان گهر بارت گفتی " از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست" بلی این آهنگ از همان هزار قبل تا حالا بر گوش همه مردمان طنین اندازه است و پژواک آن در دل آدمیان روشنی می افگند. اما دیو ها و ددان میخواهند طنین این صدا را خفه کنند بناّ گلوی تو را فشار میدهند. دیو و

دد ملولم و انسانم آرزوست از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست ای آموزگار تو روشنی بخش دلها هستی اما دل سیاه دیوها از روشنی بیزار است بنا براین با تو سر ستیز دارند. هر راهی را جستجو میکنند تا تو را به زانو در آورند. ای آموزگار تو روشنی بخش راه هستی تا ما راه را از چاه تشخیص دهیم. اما اهریمنان راه را نمیخواهند در بیراهه به کمین مردمان نشسته هستند.

ای آموزگار میخواهند تو را خفه کنند تا نتوانی تاریخ را ورق بزنی و ظلم و بیدادگری شان را فریاد کنی و چهره سیاه شان را به مردم نشان دهی. ای آموزگار آنها میخواهند در دستر خوان تو نان خشک هم نباشد تا مبادا از دستر خوانهای هفتاد رنگ شان که برای فخر فروشی یا برای فریب گسترده شده چیزی کم شود تا خدای ناخواسته پیش رقیبان کم نیاورند. می خواهند نان تو را بگیرند تا مبادا از سفره شان چیزی کم شود و خاطر ناز نازی های شان مکدر شود.

ای آموزگار میخواهند تو توان روشنگری را از دست بدهی تا مردمان در پرتو روشنگری تو به دادخواهی بر نخیزند و داد از ستمگران نگیرند.

ای آموزگار میخواهند تو به دنبال لقمه نانی روان و دوان باشی تا فرست اندیشیدن از تو گرفته شود چون اندیشه تو نیک است چون آنها با رفتار نیک ، کردار نیک و پندار نیک مخالف هستند. ای آموزگار آنها میخواهند همه جا تاریک باشد تا در تاریکی برای لشکر سیاهی سرباز گرد آورند.

ای آموزگار میخواهند آواز تو توان بیرون آمدن از گلویت را نداشته باشد تا مبادا دردی از دردهای میهنت را فریاد کنی و این فریاد تو باعث رسوایی دیو ها و ددان شود. ای آموزگار میخواهند توان روشنگری نداشته باشی تا در تاریکی هم شریک دزد باشند هم در رکاب کاروان باشند.

ای آموزگاران وقتی شما توان داشته باشید تا همه جا را روشن کنید دیو ها مجبورند شهر را ترک گویند و به دخمه ها و تاریک خانه ها پناه ببرند. ای آموزگار خفاشان خون آشام در تاریکی جنب جوش دارند و خون مردمان میخورند وقتی تو روشنی بخش زیستگاه ما باشی آنها مجبورند به غار ها و دخمه ها پناه ببرند. برای همین است میخواهند همه دنیا را به دخمه تاریک تبدیل کنند و مردمان را در آن به اسارت بگیرند.

ای آموزگار میخواهند در بدل لقمه نانی عزت نفس را از تو بگیرند تا وادار شوی آنطور که آنها میخواهند حرکت کنی و هیچ جنبشی جز به فرمان آنها نداشته باشی و همیشه طوق انقیاد آنها بر گردنت آویزان باشد. اما زهی خیال باطل.

ای روشنی بخش دلها ای آموزگار چون آفتاب تابان همیشه پر نور و تابنده باشی ما با تو هستیم نمیگذاریم تاریک اندیشان تو را از باز تابش نور خدا بر ما باز دارند. در پایان یاد همه آموزگاران را عزیز و گرامی میدارم. همچنین یادی میکنم از یکی از آموزگار خود در دوره ابتدائی به نام معلم ناصر خان که یک از آموزگاران نمونه بود. من از ته دلم او را دوست داشتم و دارم چون او معلمی بود به تمام معنی انسان . انسانیت از کردار، رفتار و گفتارش میبارید.از نام خانوادگی یا تخلص آن بزرگ مرد چیزی به خاطر ندارم فقط بخاطر دارم پسر داکتر عبدرزاق خان در خود شهر هرات بود.

پسانتر در دوران آوارگی پس از اشغال خون بار و ویرانگر کشور توسط روسها در ایران شنیدم مرحوم معلم ناصر خان هم چون دیگر هموطنانش آواره و به ایران آمده بوده که در مسیر راه ها پر ترافیک ایران بس شان تصادف میکند و معلم عزیز من جان به جان آفرین تسلیم میکند. و از آن زمان هر وقت یاد میکنم از آموزگار خود که چیزی جز زمزمه محبت از او ندیدم گلویم را بغض میفشارد توان گپ زدن را از من میگیرد.

شاعر بزرگی از باغستان ادب پارسی دری چنین زمزمه میکند:

درس معلم ار بود زمزمــــهّ محبتــــــی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

که واقعاً درس معلم ناصر خان زمزمه محبت بود. در حین اینکه این سطر ها را مینویسم بغضی به بزرگی یک کوه آتشفشان خفته گلویم را فشار میدهد. خیلی خوشحال میشوم اگر یکی از اعضای خانواده با فرهنگ داکتر عبدالزاق خان پدر بزرگوار مرحوم معلم ناصر خان عزیز که امیدوارم هنوز زنده باشند با من از راه همین اینترنت در تماس شوند. یک سلام آنها را که از راه دور هم هست اما برای من بسیار ارزشمند است و به عنوان یادگاری از آموزگاری بزرگ خود همیشه به یاد خواهم داشت.

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.