www.heratonline.com


بهار خون
بمناسبت قیام 24 حوت هرات باستان
محمد آصف رحمانی

بهار آمد وطن خون بارد از ابر بهارانش
بود رنگین بخون محراب و دشت و کوهسارانش

بهار آمد زخون شیرمردان لاله گون گشته
فضا و دره و دامن سرا و سرو و بستانش

بهار از لاله زار حوت خونین شرمسار آمد
چو دید آن لاله های سرخ را در سبزه زارانش

نگر بر چنگجویان هرات قهرمان پرور
نگر رود هری و خشم سیل و موج طوفانش

هری طوفنده شد یکباره چون دریای طوفانی
بخشم آمد چو طوفانی ز آتش شیر مردانش

بقصد دشمن خونخوار از هر قریه و کوهسار
گرفته قبضه شمشیر را شمشیر دارانش

ز یک سو پیرمردان حمله ور شد بر صف دشمن
به میراثی تفنگ بی فشنگ و دست لرزانش

بعزم جان نثاری در ره دین و وطن یکسر
کفن را جامه بنمودند پیران و جوانانش

همی بارید مرگ از آسمانش جای آب آنروز
همی جوشید خون از چشمه های چشمه سارانش

بخاک افگند خلقی قامت خلق مسلمان را
هری شد لاله گون از خون مردان مسلمانش

بریدند و شکستند و دریدند از ستمکاری
سر و دست و جگر ها فرقه میهن فروشانش

ز یکسو توپ ویرانگر ز یکسو تیر بار کین
ز یکسو نعره تکبیر و فریاد دلیرانش

یکی را تیغ بر سینه یکی را بر جگر خنجر
یکی را پای ببریده یکی ببریده دستانش

بیکسو ناله جانسوز فرزندان بی مادر
بیکسو غرش طیاره ها و تیر بارانش

یکی افتاده در خاک و سرش از تن جدا یکسو
یکی شد طعمه آتش بهمراه یتیمانش

بیکسو دشمن کافر سلاح آتشین برکف
بیکسو پاره پاره جسم پاک نوجوانانش

بیکسو مادری بر سر زنان از داغ فرزندی
پدر یکسو بخاک افتاده دیدی نعش طفلانش

برادر دیده بر دوش برادر پیکر مادر
پدر بگرفته در آغوش جسم پور بیجانش

بهر سو جوی خون جاری شد آنروز از جفای خصم
ز خون بیگناهان سرخ شد صحن خیابانش

ستمکاران بدکردار جلاد ستمگستر
بزیر خاک کرده زنده زنده نونهالانش

گهی میریخت بمب آتشین بر خانه مردم
گهی می بست جمعی را بجوخه تیر بارانش

همه غم بود و رنج و ظلمت و زندان و اشک و خون
سراپای هری دامان صحرا و بیابانش

بنازم تا قیامت جنبش گرم هریوا را
که تا جنبید در جوش و خروش افتاد مردانش

تهی دستان با ایمان به خاک و خون کشیدندش
بیمن قدرت ایمان و مشت و چنگ و دندانش

هرات آ نمهد علم و معرفت شهر قیام و خون
شکسته پشت اهریمن ز پیکار دلیرانش

به دیوار و در آن نقش بسته با خط خونین
قیام بیست و چهار حوت با خون شهیدانش

برای انتقام از دشمن قرآن و آزادی
بر آمد دست حق از آستین شرزه شیرانش

سراسر خاک افغان شورش و فریاد و افغان شد
چرا بیگانه باشد عالم از فریاد و افغانش

بر انگیزد دیاری را بخونخواهی و جانبازی
چو ریزد قطره خونی ز حلقوم شهیدانش

به بین وحشی گری روس را در کشور افغان
جنایت آفرینی های دیو سرخ و گرگانش

بسی سر ها جدا کرد او بداس کینه از پیکر
زده پتک ستم برفرق هر فرد مسلمانش

شده جمعی پریشان خاطر و آواره از میهن
چو زد صیاد ظالم آتشی اندر نیستانش

جوان و پیر و کودک جملگی در خاک و خون غلطان
بهر سو داده جان صد ها تن دیگر به جانانش

بهرخانه یتیم و بیوه زن بیمار و بی یاور
بهر گوشه تنی افتاده بی سر سربدارانش

گرسنه در بدر بی خانمان با سینه بریان
یکی با طفل بینانش یکی با چشم گریانش

بیکسو مادران سینه چاک خانه بردوشی
بخون غلصیده بینی قامت سرو خرامانش

چو بینی بر عذار کودک بی مادر مظلوم
نموده دست جور نا مسلمانی پریشانش

بهر پیچ و خم هرکوچه جوی خون روان اما
شهیدان بخون خفته خیابان در خیابانش

بهر سو بنگری از عیش و شادی نیست آثاری
تگرگ آتشین بارد بروی کشت دهقانش

ز بمب آتشین میگهای روس غارتگر
شده ویرانه مسجد سوخته آیات قرآنش

شده ویرانه هر شهر و دیار از کشور افغان
هرات و قندهار و کابل و بلخ و بدخشانش

به بین ای آسمان بر سینه های چاک چاک ما
متاب ای آفتاب هرگز به زخم سینه چاکانش

بیا بنگر ثبات و پایداری ، خشم و همت را
غرور و غیرت و مردانگی و عزم و ایمانش

به بین خشمش ، خروشش، جوشش خون شهیدانش
نبردش ، همتش، شورَش قیامش عهد و پیمانش

چو سرداری ز پا افتد به جایش سروری دیگر
ز جا بر خیزد و گیرد ره پیکار خصمانش

طلسم ظلمت شب را سپاه نور بشکسته
به برق نیزه شمشیر های تیز برانش

همی خواهم که بسپارم بدامان وطن جان را
سر و جان من و صد همچو من بادا بقربانش

ملول هرگز مباش آصف که با ایثار و چانبازی
شوخ کاخ ستم آخر خراب از بیخ و بنیانش

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.