www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

آتش افتادن در شهر بایام عمر رضی الله عنه
بهاء الدین ضیائی
تاریخ نشر : 3 سرطان 1394

دردوران خلافت حضرت عمر(رض) که از دوران طلائی عدل وداد واجراآت عملی احکام شرعی درتاریخ اسلام بحساب می آید، آتش سوزی مهیبی اتفاق افتاد که سبب شد تا نه تنها خانه ها ، بلکه لانه های پرنده گان نیز ازاین آتش افسارگسیخته درامان نماند.
مولانای بلخی در این زمینه گوید:

آتشی افتاد در عهد عمر
همچو چوب خشک می‌خورد او حجر
نیم شهر از شعله ‌ها آتش گرفت
آب می‌ترسید از آن و می‌شگفت
مشک‌های آب و سرکه می‌زدند
بر سر آتش کسان هوشمند
آتش از استیزه افزون می‌شدی
می‌رسید او را مدد از بی حدی
خلق آمد جانب عمر شتاب
کاتش ما می‌نمیرد هیچ از آب

خلاصه این که آتشی شعله ورگردیده بود که هیچگاه کسی چنین آتش سوزی را بیاد نمی آورد . به حضرت عمر(رض) خبردادند که آتش سوزی عجیبی است که هرچه آب می پاشیم بی تاثیراست
.
مولانا جواب حضرت عمر (رض) به مردم را چنین بیان میدارد:

گفت آن آتش زآیاتی خداست+ شعله های آتشی ظلم شما است
آب بگذارید و نان قسمت کنید+ بُخل بگذارید اگرآلِ من اید
خلق گفتندش که دربگشوده ایم+ ما سخی اهل فتوت بوده ایم
گفت نان در رسم عادت داده اید+ دست ازبهرخدا نگشوده اید
بهرفخر وبهربوش وبهرناز+ نه ز بهرترس و تقوی و نیاز
مال تخم است و به هرشوره منه+ تیغ را دردست هر رهزن مده
اهل دین را بازدان ازاهل کین+ هم نشین حق بجو با او نشین
هرکسی با قوم خود ایثارکرد +کاغه ( نادان) پندارد که او خو دکارکرد


شما دراین حکایت مولانا می بینید که خلیفۀ مسلیمن چگونه حوادث و وقایع جامعۀ اسلامی را ریشه یابی و مانند طبیبی که علت بیماری را جستجو می کند بیمار را متوجه عامل واسباب بیماری ساخته ، عمل می کند. شما می بینید در یک جامعه که همۀ حدود شرعی بطورکامل رعایت می گردد ، بازهم خلیفۀ مسلمین عامل بلا ومصیبت را ازبی توجهی به برخی ارزش های والای اسلامی و انسانی ( دلسوزی و ترحم، خیرخواهی و تعاون و ایثار وفداکاری) می داند. اما درجوامعی که به حدود الهی توجهی صورت نمی گیرد واز اوامر و نواهی پروردگار، زُهد وتقوی،عدالت وانصاف (حداقل درمیان خواص ) خبری نیست و بالاخره برادری و اخوت از بین مردم رخت بربسته و جای آنرا کبرو غرور، بخل و بغض، کینه و حسد وانتقام وعیب جوئی دیگران فراگرفته وپرستش نفس بر پرستش خدا غالب گشته و تمام هم وغم انسانها را مال اندوزی از هر راه ممکن و مسابقه درعیش وعشرت وکفران نعمت پُرکرده است، کجا دروازۀ رحمتی بازخواهد گردید تا ازاین مصایب و پریشانی های که دامن ما وهمۀ عالم را فراگرفته است رهائی یابیم، ما همه سرنشینان یک کشتی هستیم.

روایتی است که گویند یکی ازدوستان خدا ازکوچۀ می گذشت که ناگهان برسرش خاکستر پاشیدند، متعاقب آن وی را دیدند که زمین را سجده وشکرخدارا بجا می آورد ، گفتند:

ای بزرگوار! برسَرَت خاکسترپاشیدند ولی توشکرپروردگارت را بجا می آوری؟ گفت:
من مستحق آتش بودم، برسرم خاکسترپاشیدند، آیا چگونه شکرپروردگارم را بجا نیاورم.

این حالتی که بالای ما و کشور ما دنیای که درآن زندگی می کنیم ( دربرو بحر) حاکم است گویای آن است که طوفانی عظیم درراه است که همه را از پای درخواهد آورد، اوضاع واحوالی که صدای همه را درآورده است.
شکسپیرگوید: زمانی که انسانیت وشرافت ومروت ازمیان رفت ومنافع وسود پرستی جای آنراگرفت، آنوقت چه بلای بر سر بشریت خواهد آمد. پاپ رهبرکاتولیک های جهان هم طی محافل مختلف، چندین باراعلام نمود که جنگ سوم جهانی آغازگردیده است. اما حیرت آوراین است که درچنین اوضاعی واحوالی که همه چیزدرحال ویرانی و نابودی است هنوزهم بخودنیامده..........



Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report