www.heratonline.com


تصویری از افسانه فردا
محقق نیکسیر

زنده گی انسان در واقعیت امر فسانه ای است ، که درآن پلک زدن وبخواب رفتن ناموس آنست و زال زمان هرآن فسانه ای میگوید که همه به اثر لالایی آن به خواب میروند وهرکس وهرگروه به ظن خویش ازین خواب تعبیر خودرا دارد وهمین افسانه ای زمان است که در طول عمر بشر ، وی را سخت به خود مشغول داشته وهر آدم اندیشمند وهرکسی را که سر آن به تنش میارزد ، درشبهای دراز عمر، که سحرگاهش مرگ است، بخود پیچیده است.

این سخن فلسفه آلود که عمری بدرازای عمر انسان دارد استاد مسلم وعلامه معاصر، استاد صلاح الدین سلجوقی را نیز بخود معطوف نموده که بر مبنای آن کتاب « افسانه فردا » را به نگارش درآورده است و کتابیست معظم بااندرون پر رمز و راز، که کشف رموز فلسفی آن ، جراء ت وصلاحیت لازم را به کاردارد ومن بازبانی الکن وقلمی نارسا ، آنچه را ازین کتاب در یافته ام ، به چهرهء سپید کاغذ آذین میبندم.

« افسانه فردا » آخرین اثر استاد سلجوقی است ، که آنرا دربستر بیماری نوشته وآیینه ذهن روشن بین وی برای دیدن انسان فرداست.انسان سرگشته ، ما لیخولیایی وسرگردان. انسانیکه با تلاش تمام در قالب تمدن وباصطلاح جامعه مدنی ، بسوی وحشت ودهشت روان است ودر بسی موارد به بن بستهای مهلکی دوچار میگردد. این اندیشمند بزرگ ، دو اثر آخرین خویش« تقویم انسان » و « افسانه فردا » را در حالتی نوشته ، که فقط به گنجینهء ذهن پربار خود مراجعه نموده وتوان بیرون شدن از ماحول بستر مریضی اش را نداشته است.او در کتاب آخرین خود به آینده بشر خوشبین است وحق هم داشته ، زیرا او انسان را در تجلی خدا در آفاق وانفس میدیده است.به گفته پسر ارجمندش محمد صدیق سلجوقی ، او انسانی خود ساخته وخودآگاهی بوده ، که فقط در اکادمی ذهن وتقلای وجود خودش ، خودرا ساخته بوده است.

استاد سلجوقی میگوید: « من در تقویم انسان سرگذشت گذشتهء اورا بصورت مختصر بیان نمودم ونشان دادم که ماهیت انسان بزرگترین وبلند ترین وپیچیده ترین ماهیتیست در این عالم وهرانسان در خود عالمی است.اما کنون اگر خدا بخواهد من در افسانه فردا میخواهم شمه ای از سرگذشت آیندهء این موجود مختصری که به فکر من میرسد وتا جاییکه در احاطه مالیخولیایی ذهن من میگنجد ، چیزی عرض کنم.»(1)

استاد سلجوقی با تحلیل واقعی از انسان اورا موجود مختصر گفته است.زیرا وجود انسان در مقابل ابهت وشکوه کاینات وموجودات بی نهایت ، عنصر مختصریست که با تناسب عمر جهان ووسعت فلکیات وشتاب زمانی ، فقط لحظه ای چند بدنیا میآید و پلکی میزند و برروی امواج طوفانی این بحر بیکران بال وپر میکشد و بلند میرود و فرو میافتد. اوبااستفاده ازسخن امام غزالی(رح) میگوید:« هم مردم مسلوب الحقوق وهم طفیلیهای غاصب هردو ازبین رفتنی اند.» (2) اوعقیده دارد زمانیکه این دو پدیدهء ظالم ومظلوم وچاق ولاغر از بین بروند ودیگر دسترخوان مفت خوری طفیلی مآبان ازروی زمین برچیده شود ، دنیارا مردمی به تصرف میآورند که صاحبان حقیقی سرزمین خدایند وسزاوار زنده گی کردن برروی کره خاکی ما میباشند.

او در افسانهء فردا تمام ابعاد زنده گی بشررا از توالد وتناسل گرفته تا غرایز وحسیات ومعیشت واصول تمدن وجنگ وگریزها و شکست وریختها وظلم واجحافها وباالاخره همه شئـونات زنده گی بشر سخن میزند وهمه این جهات وابعاد را به جستجو وکنکاش میگیرد واز استقراآت عالمانه خود نتایجی را بدست میدهد.

این بزرگمرد هوشمند و اندیشمند، که همه سلوک و روش و روان انسان را زیر عینک زره بینی نقد وپژوهش خود قرار میدهد ، باالاخره بیک تفکر جهان وطنی دست مییابد ومیگوید: « فردا، وطن عبارت از روی زمین وملت عبارت از باشنده گان روی زمین خواهند بود. »( 3) بنابر این دریافتها ، استاد سلجوقی، وسعت ودامنهء گسترده تفکر و عمق اندیشه اش را به نمایش میگذارد واین فردایی را که ازان سخن میگوید به عقیده وی فردایی زود گزر است. زیرا نبض زمان تند تند میزند ودگرگونیها پیهم فرا میرسند ومجال ایستادن وآهسته آهسته به ماحول خویش دیدن کمتراست وهرکس مجبور است درین شرایط سیر حرکت زمان را تعقیب نماید، ورنه از کاروان تندرو زنده گی عقب میماند.

بهرحال این همه وسعت تفکر ومقدار اندیشه گسترده ، که با فکر بزرگترین اندیشمندان روزگارما چه در شرق وچه در غرب پهلو میزند، محتاج بررسی وتحلیل عالمانه وجامعه شناسانه است، که درین چند سخن مختصر نمیگنجد. ولی به مفهوم وسیع کلمه هوشداریست برای انسان، تا مجال عمررا ازدست ندهد وتا جای ممکن پا به پای زمان پیش برود. این نویسندهء هوشمند در کتاب « افسانه فردا» با منتهای خوشبینی وخوش نیتیی که دارد، آیندهء انسان را چنین تصویر میکند:« فردا، زمین خانه مشترک همه واندیشه، اندیشهء رفاه وسعادت همگان خواهد بود.»(4)

باید پرسید این بزرگمرد تاریخ معاصر افغانستان، چنین خوش بینی وخوش نیتی ودرون منزه وپالوده را از کجا بدست آورده است؟ واین صفات با تمکین واین خوش ذوقی وکمال سخن را از چه زمینهء حاصل گرفته است؟در جواب باید گفت که این پیر روشن ضمیرواین استاد مسلم ، همیشه در انوار حق وتجلی خدا(ج) در آفاق وانفس نگریسته واز فیض الهی ضمیرووجدان وقلب خودرا صفا وروشنی بخشیده واز دریچه پر نور قدسی ، آیندء بشررا خوشبینانه به تماشا نشسته است. زیرا که به فیض الهی وبه دریای رحمت وی دلبسته وسرسپرده بوده است.

بااین دریافت عارفانه، استاد سلجوقی میگوید: « ما شاگردان مدرسه تصوف ، ازین رو انسان را آیینهء تجلی خدا(ج) میدانیم که میبینیم ما دراعمال وانتاج خود همیشه شاگردی فطرت خدا(ج) را میکنیم وشعور ما هرچند تقدم میکند ، به همان اندازه ، به پیروی فطرت وقانون طبیعت نزدیکتر وآشناتر میشود.»(5)

ازین سخن پیداست که این استاد فرزانهء ما به تصوف ومعرفت عارفانه نظر عمیق داشته ودرین راه نیز مطالعاتی گسترده را انجام داده است.برای اینکه خودراشاگرد مدرسه تصوف میداند وعلایقش به فطرت خداوندی تا آخرین رمق حیاتش دروجود وی ماندگار بوده است.

محور اساسی گفتگوی علامه سلجوقی درین کتاب «انسان فردا» است، انسانی که در همه آثار واندیشه های وی با قد رسای خود ، محور تفکر او بوده است.او درجایی از نوشته هایش میگوید: « ... اما وقتیکه پیغامهای آسمانی به زمین رسید وبشر توانست بدارالعلوم فکر وتاء مل داخل شود توانست که بین سرحدات حدوث وقدم و وجوب وامکان و تناهی ولایتناهی علامات فارقه بگذارد. » (6)

این بدان معنی است که ازان زمانیکه پرتو تدبیر آسمانی به دماغ انسان رخنه کرد ، او توانست راه قدم گذاشتن بسوی تعالی را دریابد وهمین موضوع است که ذهن سلجوقی بزرگ را بخود مشغول داشته وهمیشه انسان را باارتباط به خالقش مورد مطالعه قرار داده است.

البته استاد سلجوقی درین کتاب تصوراتی نیز از زنده گی آینده بشر بدست میدهد، که بسیاری آینده نگریهای وی در آن تصورات ، امروز لباس واقعیت را دربر دارد. ولی چون در حدود نیم قرن از وفات این بزرگمرد سپری گردیده ودرین مدت دگرگونیهای بس حیرت انگیز، چه در صحنه ملی وچه در ساحات بین المللی از نقاط نظر علمی ، اجتماعی وهم سیاسی رونما شده است ، بعضی تصورات مورد نظروی مقرون به حقیقت نیست.واین واقعیت امر است، چون هیچ انسانی هرقدر هم که ذهنی رسا ووسیع داشته باشد، نمیتواند آینده را بگونهء شاید وباید پیش بینی نماید.

این علامه بزرگ میگوید: « فردا اختلاف اخلاق وسجیه از بین خواهد رفت وهیچکس فکر تفوق را بردیگری نخواهدداشت.»(7)

متاسفانه واقعیتهای جاری کنونی در جهان ومنطقه وکشور غیر ازین مساله را نشان میدهد. زیرا بگونه آشکار مینگریم که نه تنها اختلاف اخلاق وسجیه ازبین نرفته است ، که بلکه تشدید هم شده است.وبیشتر جهان اسلام ازین اختلاف و رفتار وکردار ناهمگون ، در حدود معرفتی خود رنج میبرد.
استاد سلجوقی بر مبنای همان نیت پاک وبرداشت پالوده ء که حایز آن بوده چنین تصور نموده ، که ما شاید فردای بهتری داشته باشیم ، ولی قضیه بروفق مراد وروان پاک وی نشده ، که نه تنها ما، که جهان امروز که بدهکده کوچک بدل گردیده به بیراهه کشانیده میشود.
همانگونه که این اندیشمند بزرگ ، گذشته وفردای انسان را مطمح نظر قرار داده است ، تقویمی نیز برای زنده گی کردن وی هم استخراج نموده است ، که نصب العینی است برای بهتر زنده گی کردن ودوری جستن از کرم خوردن مغز وی.
این بزرگوار مرد ، در یکی از آثارش میگوید:«این بدبختیها که در مجتمع انسانی فرود آمده وروز بروز شدید تر ووسیع تر میشود ، از این است که ماهیت حقیقی انسان را نشناخته اند.این جنگهای گرم وسرد ورقابتهای بین المللی واین بودجه های سرسام آور حربی واین تسابق مجنونانه اسلحهء گوناگون واین ناسازگاری ها دربین اعضای یک خانواده ، زن وشوهر برادر وخواهر وبدبینیها وبدخواهیها همه وهمه ازین نشاء ت میکند که ماهیت انسان را نشناخته اند.»(8)

اینکه علامه سلجوقی مرد ورزیده سیاست وکیاست بوده وعمری را در سطح بین المللی به این شغل پرداخته وگرم وسرد سیاست را با رنگ وروهای آن به چشم سر دیده است بهتر میتواند افسانهء بی محتوای سیاست بازان را بگوش خواب رفتگان جهان برساند وآنهارا هوشدار بدهد ، تااز خواب غفلت بدر آیند وهرچه زود تر متوجه توطئهء جهانخواران زمان بشوند،او میگوید:
« ... من هم به همین امید مدت مدیدی به سیاست اشتغال نمودم وتا حد ممکن کوشیدم که در حوزه کار خود ازین حدود بیرون نشوم، ولی در آخر میدان دیدم که تنها از من کاری ساخته نیست وهمانیست که برآمدم ، زیرا سیاستهای امروز بر مبادی ومبانی واساس خیروحق وعدل نیست و ابتکار سیاست بدست دولتهای استثماری قویست ومتاسفانه این مردم تصور میکنند که خیر وحق وعدل دشمن ایشان است ... و ازراه تبلیغات باین مردمی که عقب مانده گی ایشان از کمی علم است ، مطالب خودرا بایشان تزریق میکنند.یکروز تبلیغ ملیت را تلقین میکنند ویکروز هم تبلیغ دین را»(9)

هدف عمده استاد سلجوقی از به کارگیری وتحلیل مقوله های چون سیاست، هنر وادب وفلسفه عبارت از اینست که انسان به آزادی برسد وبا آزادی جسم وجان از قید آلوده گیها ، به توجیه این مفاهیم بپردازد. زیرا میگوید:« انسان فردا باید انسان مرفه وآزاد از بند های حرص وآز باشد.»(10)
این بدین مفهوم است که انسان فردا باالاخره باید دامن احتیاجات مادی واستثمار انسانرا بخاطر بهبود زنده گی خویش رها کند وبه معنویات وتزکیه نفس روی آورد،زیرا بگفته وی انسان معجزه خدااست وبزرگترین معجزهء خود انسان پی بردن به قلهء شامخ قدسیت وی میباشد.

علامه سلجوقی دراثر « افسانه فردا »ی خویش به انسانی مینگرد که بایستی به دایره بزرگ ودر حال وسعت در آفاق وانفس آشنا گردد وبه رموز قوانین خداوند(ج) تا جاییکه برایش مقدور است پی ببرد. برای اینکه عقیده دارد اصلاح نسل بشر، اصلا از طریق راه یافتن بقانون فطرت خداوند وباآن آشنا شدن است.

با جمع بندی نقاط نظرعلامهء سخن واندیشه ، استاد سلجوقی در« افسانه فردا » به این نتیجه دست مییازیم که ، ذهن وحوزه تفکروی دریاییست آرام ، ولی پراز امواج خروشان فلسفه روانشناسی ، تاریخ ، دولت شناسی ، دین پروری ودنیا نگری وبالاخره عرفان. که همه این پدیده ها ومفاهیم مادی ومعنوی را چون حلقهء زنجیر انسانشناسانه ، با پیوند به ریسمان آن بالا به تحلیل گرفته وآنهارا صورت سخن بخشیده است ، که داخل شدن وتفکرنمودن در عمق این کتاب ، یعنی آخرین پدیده ذهن وشعور انسانی وی ، اندیشه وعلمی به همان وسعت ووالایی میخواهد ، که کار هر هوشمند ونا هوشمندی نیست.

اما در آخر سخن این سوال پیش میآید که ، چرا وبرای چه استاد سلجوقی این اثر آخرین خویش را «افسانه فردا» نام نهاده است.تنها نکته ای که برای پاسخ دهی به این سوال به ذهن انسان خطور میکند اینست که چون گذشتهء انسان ، یعنی تاریخ سپری شده زنده گی وی ، به مرور زمان در دفتر زمانه حک میگردد و بالاخره رنگ افسانه را بخود میگیرد ، آیندهء وی نیز که هنوز پدید نیامده ودر هاله از ابهام ورویاها ونظرات وپندارها پنهان است ، رنگ افسانه را دارد ، که میشود نام آنرا « افسانه فردا » گذاشت.که البته این برداشت من بااینگونه تحلیل ، ناتمام به نظر میخورد ودرواقعیت امر نقاط نظر وبصیرتهای عالمانهء دیگری نیز به کار دارد که نزد اندیشمندان دیگر درزمینه موجود خواهد بود که میتواند افسانه فردای علامه صلاح الدین سلجوقی ، مرد فرزانه ، ادیب ، شاعر، ژورنالست ، منتقد وفیلسوف را تعریف وتحلیل واقعی نماید.

پینوشتها:
1- افسانه فردا علامه، صلاح الدین سلجوقی، شورای ثقافتی جهاد افغانستان، سنبله 1369، ص 7
2- افسانه فردا، ص 40
3- همان کتاب، ص 193
4- افسانه فردا، ص 244
5- همان کتاب، ص 45
6- ثقافت وهنر،علامه سلجوقی ، مجله هرات، موسسه نشراتی اتفاق، میزان1349 ص 8
7- افسانه فردا، ص 228
8- اخلاق نیکوماکوسی،ارسطو، ترجمه:صلاح الدین سلجوقی ، کابل مطبعه دولتی ، سال 1332، ص 85
9- افسانه فردا، ص 152
10- همان کتاب ص 109

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.