www.heratonline.com


فرهنگ جغرافیای تاریخی منطقة بلخ تألیف شد
خبرگزاری صدای افغان 19 حوت 1385

در سال بزرگداشت مولاناجلال الدین بلخی، فرهنگ جغرافیای تاریخی منطقة بلخ در دانشگاه تربیت مدرس تهران، تألیف شد.

این فرهنگ ،که به شیوة دایره المعارف هایی مانند دانشنامه جهان اسلام، و دایره المعارف بزرگ اسلامی ، تهیه گردیده،شامل 286 مدخل از نامهای اماکن تاریخی،شهرها، زیارتگاه ها،رودها،بندها و دیگر آثار این منطقة مشهور و موردعلاقة فارسی زبانان جهان است. این فرهنگ، درقالب یک پایان نامه کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تربیت مدرس، توسط محمدامین زواری و به راهنمایی دکتر غلامحسین غلامحسین زاده استادیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس) و مشاورة دکتر جواد نیستانی(استادیار گروه باستانشناسی دانشگاه تربیت مدرس)، و طی یک پژوهش 20 ماهه تدوین و ارائه گردیده است. مؤلف، که خود زادة مزارشریف در استان بلخ است، در روز شنبه 1385/12/5 با حضور هیأت داوران، از این پایان نامه دفاع کرد.

دراین جلسه ، محمدامین زواری ، با کمک نقشه ها واسلاید های تهیه شده، به تشریح موقعیت ممتاز بلخ در دنیای قدیم اشاره کرد و این منطقه را یکی از کانون ها تمدن و فرهنگ بشری دانست. وی با اشاره به قدمت 250 هزارساله سکونت انسان در این منطقه، زمان آغاز شهرنشینی در منطقه بلخ را، با استناد به یافته های باستانشناسی، اواخر هزاره دوم قبل از میلاد دانست و گفت: این منطقه برای ملل مختلف جهان اهمیت داشته است. منطقه بلخ یکی از اولین مناطقی است که آریائیان مهاجر، هنگام ورود به آسیای جنوبی و غربی، درآن پای نهادند و دراواسط هزاره اول قبل از میلاد موفق به ایجاد تشکیلات دولتی درآنجا شدند. بنابر متون دینی زرتشتی و کتب تاریخی قدیم، زرتشت دربلخ ظهور کرد و توانست گشتاسب ، پادشاه کیانی را به آئین خود علاقمند سازد. بعد از گرویدن گشتاسب به آئین زرتشتی،جنگ های مذهبی شدیدی میان آریائیان بلخ و قبایل اریائی ساکن در شمال جیحون درگرفت و زرتشت در یکی از این جنگ ها،دربلخ کشته شد. اروپائیان از طریق آثار یونانی این منطقه را به نام باکتریا میشناسند و می گویند که اسکندرشهرهای زیادی در این ناحیه تاسیس کرده و از طریق راههای همین منطقه به سوی شبه قاره حرکت کرده است.

برای بودائیان نیز این شهر یک مکان مقدس بوده و گفته میشود که مبلغین بودائی بلخ، تحت حمایت کنشکا ، امپراتور بزرگ کوشانی، آئین بودا را در ماوراءالنهر،ترکستان و حتی چین رواج دادند و به همین دلیل وقتی، هیوان تسانگ ، زائر بودائی چینی، در قرن هفتم میلادی به افغانستان آمد بلخ را به خوبی می شناخت. در فرهنگ اسلامی نیز ، منطقة بلخ جایگاه ویژه ای دارد و ام البلاد، قبه الاسلام ، دارالفقاهه و دارالاجتهاد خوانده شده است. طی قرنهای سوم ، چهارم و پنجم هجری، این شهر مرکز علمی بزرگی در شرق دنیای اسلام بود و عالمان بزرگی در رشته های مختلف علوم تجربی و انسانی و علوم اسلامی در این شهر ظهور کردند که از میان آنان، ابوزید بلخی، ابومعشر بلخی، و جزآن را می توان نام برد.

در عرصه ادبیات فارسی دری نیز، بلخ مقام بلندی دارد و یکی از خاستگاه های اصلی زبان فارسی دری به شمار می رود. دری یا فارسی ، زبانی که در دنیای اسلام زبان دوم به شمار می آمد و اکنون حداقل در سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان ، زبان رسمی است؛ در همین شهر و شهرهایی مانند بخارا و مرو تکوین یافته و سپس در بقیة نقاط خراسان منتشر شده است. کسانی چون، شهید بلخی، حکیم و شاعر بزرگ که رودکی او را ستوده است، ابوشکور بلخی،صاحب مثنوی آفرین نامه، عنصری، قصیده سرای بزرگ دوران غزنوی، دقیقی بلخی،کسی که برای اولین بار به نظم شاهنامه دست یازید، رابعه بلخی، اولین زن شاعر درادبیات دری، ناصرخسروقبادیانی بلخی، شاعر ومتکلم بزرگ اسماعیلی، رشیدوطواط،دبیر و نثرنویس مشهور در فارسی و تازی، ابوالمؤید بلخی، مؤلف شاهنامه مؤیدی به نثر، مولانا جلال الدین بلخی ،شاعر بزرگی که سال جاری میلادی به نام او معنون گشته است، و صدها شاعر کوچک وبزرگ دیگر از این شهر برخاسته اند. به این فهرست مختصر، نام عرفای بزرگی چون ابراهیم ادهم، شقیق بلخی، حاتم اصم بلخی، احمد خضرویه بلخی، بهاءولد(پدر مولانا جلال الدین بلخی) و مولانا جلال الدین بلخی را هم باید اضافه کرد.

راز علاقمندی مردمان ایران، افغانستان،تاجیکستان و دیگر فارسی زبانان و علاقمندان فارسی دری در کشورهای دیگر به منطقة بلخ را باید در عشق آنان به بزرگانی جستجو کرد که از این سرزمین برخاسته اند.

فرهنگ جغرافیای تاریخی » دکتر غلامحسین زاده، که قبلا راهنمایی علمی پژوهشی مشابه، تحت عنوان را نیز به عهده داشته است، با تمجید از این اثر و مؤلف آن گفت: بسیاری از نامهایی که در متون ادب « ترکمنستان فارسی آمده اند اکنون در کشورهای ایران، افغانستان،ترکمنستان و... پراکنده هستند و اگر تحقیقاتی نظیر این پژوهش، توسط علاقمندان زبان وادب فارسی صورت نگیرد، محل درست این نامها به تدریج به فراموشی سپرده می شوند به گونه ای که شاید روزی هیچکس نداند شهرهایی چون بلخ و مرورود و گرزبان و طالقان و اندخوی، در کجا قرار دارند و آن کسانی هم که این شهرهارا می شناسند یا درآن زندگی می کنند، به درستی ندانند که این مکانها چه نقشی در تاریخ ادبیات فارسی و در فرهنگ مشترک خراسان و ماوراءالنهر داشته اند. این پژوهش، همچنین می تواند راهگشای مصححین متون ادبی کهن قرار گیرد تا در تعلیقات و توضیحات خود بر نامهای خاص جغرافیایی دچار اشتباه نشوند.

اعضای هیأت داوران نیز با تمجید از شیوة تحقیق و نگارش درست این پایان نامه، آن را یکی از بهترین پژوهش های سالهای اخیر دانشجویان زبان وادبیات فارسی دانستند و چاپ آن را به ناشران علاقمند به مسائل مشترک کشورهای فارسی زبان ، توصیه کردند.

گفتنی است که در پایان جلسة دوساعته دفاع، هیأت داوران( شامل آقایان دکتر قدرت الله طاهری،استادیار زبان وادبیات فارسی دانشگاه قزوین و دکتر ناصر نیکوبخت، استادیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس) ، به این پایان نامه ، نمرة قبولی کامل( 20 ) با درجه عالی اعطا کردند.

چکیدة پایان نامه

بلخ یکی از درخشان ترین کانون های تمدن انسانی در طول تاریخ بوده است. در دوران پیش از اسلام ، بلخ یکی از شهرهای بزرگ قارةآسیا و محل تلاقی تمدن های بزرگ چینی ، هندی و ایرانی بود و به همین سبب برای پیروان مذاهب زردشتی و بودایی به یک اندازه اهمیت داشت. با آمدن اسلام به خراسان، بلخ که همواره یکی از ارباع خراسان بود، ام البلاد و مرکز دانش و فقاهت شد.

دیوان های شعر،کتب تاریخی و جغرافیایی، کتب عرفانی و مذهبی ، سفرنامه ها و دیگر آثار ادبی فارسی، مشحون از مطالب و اشارات مربوط به بلخ و شهرها وآبادیهای اطراف آن است و چون اکنون اثری از بعضی از این آبادیها نیست و برخی دیگر تغییر نام داده، یا تغییر موقعیت پیدا کرده اند، درهنگام خواندن متون کهن فارسی با مشکلات و ابهام هایی برای درک روشن از موقعیتهای درست آنها روبرو می شویم. از این رو در این پژوهش کوشید هایم، تا به بازشناسی منطقة بلخ و شهرها و آبادیهای این ولایت بزرگ و مشهورقدیمی- که اکنون پنج استان شمالی کشور افغانستان را به نامهای بلخ،سمنگان،جوزجان، سرپل و فاریاب تشکیل می دهد- بپردازیم. این منطقه اکنون مناطق و شهرهای مهم تاریخی گوزگانان،تخارستان، منگان،بلخ،اشبورقان،انبار،فاریاب،طالقان،اندخود،خلم ، یهودیه و مرورود را در برمیگیرد و از شمال محدود است به کشورهای تاجیکستان،ازبکستان وترکمنستان،از شرق به استانهای قندز و بغلان، از غرب به کشور ترکمنستان و از جنوب به استانهای بامیان،غور و بادغیس.

روش کار ما در این پژوهش آن بوده است که اعلام جغرافیائی مربوط به محدوده مورد نظر را ابتدا از شاهنامه و تاریخ بیهقی استخراج کرده و سپس آنها را با مراجعه به سایر کتب ادبی تکمیل کرده ایم، آنگاه با مراجعه به کتب جغرافیایی وتاریخی و سفرنامه ها و کتابهایی از این قبیل، اطلاعات مندرج در کتب ادبی را غنا بخشیده ایم. سپس آنها را بر مبنای حروف الفبایی مناطق به صورت فرهنگ تنظیم کرده و در ذیل هر مدخل به شرح و توضیح آن پرداخته ایم. زیرفصلهای هر مدخل را به تناسب اهمیت آن، اطلاعات زیر تشکیل می دهد: موقعیت دقیق جغرافیایی فعلی محل، مختصری از تاریخچه و مهمترین حوادث تاریخی،سابقه علمی ،اقتصادی،سیاسی وفرهنگی،مختصری از یافته های باستانشناسی و شرح اشارات متون ادبی.

از مهمترین دستاوردهای این تحقیق، گذشته از تهیه یک فرهنگ جغرافیای تاریخی ضروری با گرایش فهم متون ادبی، اصلاح تلفظ غلط بعضی از نامها در کتابهای موجود و نیز اصلاح بعضی از اغلاط و لغزشهای شرحها و تعلیقات متون در بارة بعضی از این مناطق بوده است؛ ازجمله اصلاحاتی در متن و تعلیقات سفرنامه ناصرخسرو و تاریخ طبری و ترجمه صوره الارض ابن حوقل و نزهت القلوب مستوفی قزوینی.

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.