www.heratonline.com


مقدمه ای برداستان نویسی
بقلم : مهسا طايع

قصه وداستان وافسانه همیشه در میان آدمیان وجود داشته وشاید در روزگاران کهن تنها وسیله سرگرمی بوده است. قصه ها در زمان های قدیم، سینه به سینه از گذشتگان به ایندگان رسیده وقصه گویی ونقل وقایع، وسیله ارتباط گذشته و آینده بوده است. در دربارشاهان، ندیمان نصایح خودرا در پوشش افسانه وحکایت بازگو می کردند و همچنین در کوی وبرزن ها نقالان وقایع گذشته را به صورت افسانه برای مردم حکایت می کرده اند.

در شب های تابستان در کنار کوچه ها وخانه ها، سالخوردگان برای کودکان وجوانان ازقهرمانان وپادشاهان با بیانی شورانگیز افسانه ها و قصه ها گفته اند. تمایل طبیعی آدمی به قصه وداستان وسیله انتقال تجارب از گذشتگان به آیندگان شده است. در اغلب این داستان ها چگونگی زندگی مردمان قدیم و افکار وتخیلات و آرزوهای آنان انعکاس یافته است. در قرآن کریم در باره مقام والای قصه از باب تأثیری که درمردم دارد، چنین آمده است:« این داستان ها برای خردمندان اندرزهاست»( آیه 111 سوره یوسف).

در دنیای امروز نیز داستان نه تنها اهمیت خودرا از دست نداده است، بلکه باگرفتن شکل های تازه وسیله ای شده است، تا متفکران وهنرمندان پیام ها وافکار خودرا در قالبی زیبا ودلپذیر بیان کنند، تا همگان را برخواندن آن ها رغبت باشد. اساس سینما برچه چیز قرار دارد؟ فیلم خود داستانی است که برای مخاطب به وسیله تصاویر متحرک گفته می شود.

داستان های امروزی محتوا وساختمانی به کلی متفاوت با قصه های قدیم دارد. با این حال نمی توان ارتباط وهمبستگی عمیقی را که داستان های امروزی با قصه های کهن دارد، نا دیده گرفت. داستان های امروزی عموماً در سه شکل عمده بیان می شوند. داستان بلند یارمان، داستان شامل هرنوع نوشته ای است که در آن ماجرا های زندگی به صورت حوادث پی درپی وبه هم پیوسته بیان شود، بدین معنی داستان هم شامل حکایت، افسانه، اسطوره ومثل وهم شامل داستان کوتاه و بلند به معنی داستان امروزی خواهد بود.

کسی که داستان در مفهوم امروزی می نویسد، کسی است که نام نویسنده دارد. چنین کسی نه از سر نفس بلکه از سر درد واندیشه در موقعیت اجتماعی خاص به نوشتن می پردازد. داستانی که او می نویسد، باید طبیعی ترین حالت وموقعیت خودرا داشته باشد. اشخاص داستان جز در وضعی که آن ها را تصویر کرده ودر موقعیت خاص زمانی قرارداده است، به شکل دیگری قابل تصویر وتصور نمی باشند. اعمال، افکارو عواطف شخصی داستان در جهتی که او بدان ها داده است، باید حرکت کند. درغیر این صورت غیر طبیعی به نظر خواهد آمد. داستان باید برای خواننده کشش داشته باشد. وخواننده در حالی که تمام حوادث را به دقت تعقیب می کند بااشتیاق تمام به فکر آدم های داستان وپایان ماجرا های زندگی آنان باشد.

وضع اجتماعی در زمان های قدیم، اغلب یکسان وزندگی نسل های گوناگون همه شبیه هم بوده، یا لااقل وضع در قصه ها چنین بود، یعنی قصه ای که در قرن پنجم نوشته شده چنان وضعی را توصیف می کند، که قصه ای در قرن هشتم، شیوه حاکم بر اجتماعات، زمانی ثابت، تاریخی ثابت و مردمی ثابت می خواست. از این رو قهرمان داستان نیز در زمانی ثابت ویا در پی زمانی ثابت زندگی می کند. علاوه بر این مکان نیز در قصه ها اهمیت نداشته است.

نویسندگان امروز به عکس نویسندگان قدیم واقع گرا هستند. واقع گرایی یعنی ارتباط پیدا کردن با زندگی واقعی وبه همین دلیل حکایات هزار ویکشب با همه زیبایی هایش ویا حکایت امیر ارسلان و حماسه رستم افسانه ای در شاهنامه که در آن ها زندگی در وجود قهرمان های مطلق به صورتی اغراق آمیز وصف می شود، داستان به مفهوم امروزی نیستند و آن هارا به همین دلیل حکایت وافسانه می نامیم نه داستان، همچنین« سمک عیار» حکایت است نه داستان، به دلیل این که قهرمان ها حوادث را با خو و رگ وپی خود احساس نمی کنند ودر گیر ودار حوادث به طرزی اغراق آمیز احساساتی می شوند.

یکی از بارزترین خصوصیات داستان خوب امروزی، آن است که خواننده ونویسنده در وجود قهرمان های داستان حلول می کنند وخود را در وجود آن ها کشف می کنند ودر سرنوشت آن ها ومحیط آن ها سهیم می گردند، در حالی که قهرمان داستان های قدیم مانند حکایت امیر ارسلان وهزار و یکشب و ... همیشه از خواننده دور هستند وخواننده به جای این که خودرادر ماجراهای آنان شریک بداند در گوشه ای می ایستد وتماشا می کند.

داستان نویس امروزی به یاری داستانش می اندیشد واندیشه هایش را بدان وسیله نشر نمی دهد. او خواننده را با خود به درون اجتماعات می برد و زندگی آدم ها و مشکلاتی را که آدم ها با آن ها رو در رو هستند نشان می دهد، چنان که گفته شد، داستان سرایان جدید داستان های خودرا بیشتر در سه نوع به خوانند گان عرضه می کنند. داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه.

در ابتدایی تترین تعریفی که از داستان کوتاه و رمان می شود، کوتاه وبلند بودن داستان ملاک تشخیص این دو از یکدیگر است. ولی اگر چنین تعریفی درست باشد میتوان با خلاصه کردن رمان داستان کوتاه ساخت وبرعکس، ولی چنین عملی امکان ندارد.

در رمان مجموعه زندگی شخصیتی تجسم می یابد واشخاص یا شخص مهم د استان در طول زمانی که داستان آن را در بر میگیرد، پرورده می شود. ولی در داستان کوتاه چنین فرصتی وجود ندارد. در داستان کوتاه شخصیت قبلاً تکوین یافته و قوام گرفته است و پیش چشم خواننده منتظر، در گیر ودار کاری است که آن کار محتملاً به اوج ولحظه احساس وبحرانی خود رسیده یا درجریان کاری است که قبلاً وقوع یافته، اما به نتیجه نرسیده است.

نویسنده در داستان کوتاه برشی می زند به زندگی قهرمانان داستان ونقطه ای از آنرا که باید به مرحله حساسی برسد، انتخاب می کند. در حالی که خواننده در رمان از ابتدا ناظر کاشتن تخم ونشو و نمای درخت تا بار وری آن است، البته مفهوم این سخن این نیست که ضرورتاً هر رمان باید از ابتدای کودکی زندگی شخصیت یا شخصیت های خودرا مورد بررسی قرار دهد، بلکه منظور آن است که رمان وقتی آغاز می شود که شخصیت های داستانی در موقعیت زمانی ومکانی خاصی متولد می شوند که شخصیت های داستانی در موقعیت زمانی ومکانی خاصی متولد می شوند ورمان قسمتی یا تمام دوره زندگی آن هارا در پیش چشم خواننده می گشاید و چشم انداز وسیع تر وگسترده تری از زندگی شخصیت را نشان می دهد. حال آن که داستان کوتاه مثل دریچه هایی است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیت های برای مدت کوتاهی باز می شود وبه خواننده فقط امکان می دهد که از این دریچه ها به چشم انداز اتفاقاتی که در حال وقوع است نگاه کند.

داستان کوتاه را می توان به یکی از مشخصات زیر از دیگر آثار داستانی باز شناخت.
1- طرح منظم ومشخصی دارد.
2- یک شخصیت اصلی دارد.
3- این شخصیت در یک واقعه اصلی ارایه می شود.
4- کوتاه است.
5- تأثیر واحدی را القا می کند.
6- به صورت کلی که همه اجزای آن با هم پسوند متقابل دارند شکل می گیرد.

طرح داستان چیست؟

نقشه کار یا رئوس مطالب یا چهار چوب داستان را طرح داستان نامند. طرح داستان باید رشته ای از وقایع وابسته به هم باشد ونتیجه معینی داشته باشد، هر یک از این وقایع را بحران می نامند. بحران تنها نقاط تغییر مشخص خط رویداد اصلی داستان است. که هر یک به دیگری گره خورده وهمه با هم داستان را به وجود می آورد. عمل این بحران ها حفظ علاقه و رغبت خواننده است واین کار هنگامی میسر است که خواننده دل واپس بماند، یعنی در موقعیتی قرا رگیرد که علاقمند باشد ونداند که بعد چه پیش خواهد آمد وبه این ترتیب دنبال حوادث داستان را بگیرد واین پیگیری را تا به اوج ادامه دهد، سپس هیجان به گره گشایی ونتیجه گیری فروکش کند. بحران ها نیز داستان را یکی پس از دیگری از لحاظ شدت تأثیر به مرتبه ای برتر می رساند وپس از این که به اوج رسید خواننده با نتیجه گیری وگره گشایی ارام می شود.
طرح یک داستان باید خصوصیات زیر را داشته باشد:

1- کامل وروش باشد. یعنی نقطه ابهامی برای خواننده باقی نگذارد.
2- حوادث منظم داشته باشد
3- پیچ پاییج هایی داشته باشد که داستان را به قله اوجی برساند. گره داستان به جذابیت آن کمک می کند و باعث کشش وانتظار در خواننده می گردد. گره داستان جریان وخط کلی داستان را به سویی دیگر پرتاب می کند وحوادث نوپدید می آید.
4- ساده باشد. یعنی پیچیده نباشد تا قابل گسترش باشد.
5- با احساس وعواطف انسانی سر و کار داشته باشد.
دست کم قدری بکر باشد یعنی موضوع نو وتازه باشد
ادامه دارد ....

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.