www.heratonline.com


فرهنگ وجوانان
غلام ناصر خاضع
يكي ازپردامنه ترين وگسترده ترين شناسه هاي جوامع بشري فرهنگ است كه دربرگيرندة تمامي مشخصات كتله هاي انساني است .

مجموعة پيچيده اي كه دربرگيرندة دانستنيها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات ، قوانين، عادات وتوانائي هاي ديگري كه به وسيلة انسان به عنوان عضوجامعه پذيرفته ميشود فرهنگ گفته ميشود.

هرچند تقسيم بندي كشورهاي امروزه مبتني بر معيارهاي فرهنگي وحتي نژادي صورت نگرفته بلكه براساس منازعات منطقه ئي؛بين المللي ونهايتا منافع دول قدرتمندشكل يافته با آنهم درمدت نه چندان زيادي كه ازعمر اين مرزبندي هاميگذرد بيشتركشورهاسعي كرده اند ازساكنين حدودجغرافيائي مربوط خوديك ملت بسازند ومرزهاي فرهنگي خودرا نيزتعريف نمايند،ضمن اينكه مشتركات فرهنگي درحوزه هاي تمدني ميتواند دريك چتروسيعترقابل مطالعه وارزيابي باشد .

واما امروزانديشة مدرن باورمنداينست كه ديگر مرزهاي جغرافيائي حد اقل درعرصة فرهنگ فروشكسته وتكنولوژي ارتباطات درهمين توباوه گي خود توانسته ملت هارا به هم نزديك ترواختلاط فرهنگي را بيشتر سازد ، انصافايك چنين واقعيتي وجوددارد. با آنكه دركشورما دسترسي به وسايل ارتباط جمعي كمترواينترنيت به عنوان حيرت انگيزترين وسيله ارتباطي را فيصدي محدودي ازهموطنان ما مي شناسند ، ليكن مزاياي آن بخصوص درجوامع شهري قابل درك بوده ومظاهرآن درگويش وپوشش وسلايق اشخاص كماكان بچشم ميخورد.

بايد اذعان نمود كه فرهنگ امروزي ما درمقايسه با دنياي مدرن بسيارعقب مانده ترازفرهنگ ديروزي ماست كه دربرابرجوامع بدوي، قرون وسطائي غرب متبارز شده بود.زماني اين سرزمين مهد تمدن مشرق زمين بوده و آثارماندگاري درحال حاضرموجود است كه نشاندهندةعصرپرتشعشع نياكان آريائي وخراساني ماست. دانشمندان ، محققين ، صنعتگران ، معماران ، شعرا ونويسندگان ، متصوفين وغيرةبرخاسته ازين حوزة تمدني كه كشورما درمقطع طولاني ازتاريخ ، مركز اين تمدن بوده روزي علمداران فرهنگ ومدنيت دنيا بودند. درحالي كه امروز به لحاظ فرهنگي وضعيت معكوسي را تجربه ميكنيم.

نميخواهم درين مقال كوتاه به چند وچون تاريخي اين فراز وفرود بپردازم زيرا محوربحث ما رابطة جوانان با فرهنگ است اين مقدمه بخاطراين است كه جوانان ما بدانند كه تاريخ اين سرزمين هرگز فقرامروزي فرهنگي مارا گواهي نميدهد.بلكه پيشينة درخشش فرهنگي ما درتاريكخانةحاكميت چندصد سالةعناصرجهول وگردونة استبدادقبيله رنگ باخته وراكد مانده است واگراين عامل تباه كننده برسرنوشت فرهنگ اين جامعه مسلط نمي بود ونظام هاي پوشالي ومزدورطي بيش ازدوصد سال گذشته مذبوحانه وبيخردانه درفرريختن بحرخروشان تمدن كهن مابه ظرف سفالين تعصب تلاش نمي كردند، ودرنتيجه عنعنات خشك قومي وقبيله اي دردين وزبان وتاريخ وفرهنگ ما رسوخ پيدانمي كرد ما به يقين امروز وضعيت بسياردرخشاني ميداشتيم كه عكس آنچه راداريم نشان ميداد.

بناء مانمي توانيم بگوئيم هرآنچه راكه تشكيل دهندة فرهنگ ماست كمال مطلوب است وبايدباجديت ازآن پاسداري شودوجوانان كه همه چيز اين كشوربه آيندة نزديك به ايشان تعلق ميگيرد بايد به وضوح بدانند كه درجهت پاسداري ازارزشها درقدم نخست بايد دين ، فرهنگ ، تاريخ واخلاق فردي واجتماعي را خرافات زدائي نمايند. وپديده هاي كاذب انحرافي اي كه درهريك ازمؤلفه هاي فرهنگي ما به وفورديده مي شود با مقراض تدبروحكمت بپيرايند.

اصرارلجوجانه برصحت وغنامندي فرهنگ امروزي ما همانگونه مذموم وابلهانه است كه پذيرش بي ملاحظة فرهنگ متهاجم غرب .نگاه مسئولانه به ارزشهاي اعتقادي ، اخلاقي وتاريخي وپاسداري خردمندانه ازين ارزشها وهكذا مطالعة عميق وواقعبينانه وگزينش ارزشهاي علمي واخلاقي دنياي غرب باتوجه به تسهيلات فراهم آمدة امروزازعمده وجايب وضرورت هاي جوانان است كه درمسيرانكشافات فرهنگي كشورسخت بدان نيازمند هستند.بي مناسبت نيست كه داستاني برگرفته ازكتات «كيميا گر» اثر(پائولوكوئيل) رادرين رابطه بياورم :

«تاجری پسرش را برای آموختن"راز خوشبختی" به نزد خردمندترین انسانها فرستاد.پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بلاخره به قصر زیبا بر فراز کوهی رسید.
مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی میکرد.بجای اینکه با یک مرد مقدس روبرو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می خورد. فروشندگان وارد و خارج می شدند. مردم در گوشه ای گفتگو می کردند.ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ آن منطقه چیده شده بود.
خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد.خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش راتوضیح میداد گوش کرد اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که راز خوشبختی" را برایش فاش کند".پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او باز گردد.مرد خردمند اضافه کرد: معذالک می خواهم از شما خواهشی بکنم. آنوقت یک قاشق کوچک بدست پسر جوان داده و دو قطره روغن درآن ریخت و گفت: در تمام این مدت گردش این قاشق را در دست داشته باشید و کاری کنید که روغن آن نریزد.
مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر در حالیکه چشم از قاشق بر نمی داشت.دو ساعت بعد به نزد خردمند برگشت، مرد خردمند از او پرسید: آیا فرشهای ایرانی اتاق ناهار خوری را دیدید؟
آیا باغی را که استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن کرده است دیدید؟ آیا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند مرا که روی پوست آهو نگاشته شده در کتابخانه ملاحظه کردید؟
مرد جوان شرمسار اعتراف کرد که هیچ چیز ندیده است تنها فکر و ذکر او این بوده که قطرات روغنی را که خردمند به او سپرده بود حفظ کند.خوب پس بر گرد و شگفتیهای دنیای مرا بشناس.آدم نمی تواند به کسی اعتماد کند مگر اینکه خانه ای را که او در آن ساکن است بشناسد.
مرد جوان با اطمینان بیشتری این بار به گردش در کاخ پرداخت. در حالیکه همچنان قاشق را بدست داشت با دقت و توجه کامل اثار هنری را که زینت بخش دیوار ها و سقفها بود می نگریست.او باغها را دید و کوهستانهای اطراف را، ظرافت گلها و دقتی را که در نصب آثار هنری در جای مطلوب بکار رفته بود تحسین کرد.وقتی به نزد خردمند بازگشت همه چیز را با جزییات برای او توصیف کرد.
خردمند پرسید: پس آن دو قطره روغنی که به تو سپرده بودم کجاست؟مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها ریخته است.آنوقت مرد خردمند به او گفت: تنها نصیحتی که به تو می کنم اینست، راز خوشبختی اینست که: همه شگفتی های جهان را بنگری بدون اینکه هرگز دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی.»

تكنولوژي مدرن،روحية تلاش وكوشش ، انكشافات علمي واقتصادي ، وظيفه شناسي ، مدارا ،تعاون، احترام بحقوق انسان وتوسعة سياسي ازعمده ويژگي هاي جوامع مدرن است كه بايدجوانان ما درجهت ساختن فرداي بهترازآنها الگوبرداري نمايند، ازطرف ديگرتعلقات ناب ديني ومعنوي ، مفاخرتاريخي ، تهذب اخلاقي ، جوانمردي ، شجاعت ، مهمان نوازي ، مناسبات خانوادگي وده ها مزاياي ديگر فرهنگي ماست كه نه تنها بايد با افتخاروسربلندي ازآنها پاسداري گردد بلكه بايد جوانان چنان مظهرومعرف اين ارزشها باشند كه كه ديگران واداربه الگوبرداري شوند.

اگرجوانان باانگيزه هاي احساسي ومتأثرازجاذبه هاي فرهنگي غرب ازارزشهاومزيت هاي فرهنگي واخلاقي جامعه ابأ ورزندوآنرا وسيلة عقب ماندگي ، فقر، جنگ وسايرنابساماني ها بدانند (طوريكه بنگاه هاي تبليغاتي غرب عنوان ميكنند) دقيقآ درخطا اندوبايد دربينش خويش تجديد نظرنمايند كه درمعرض فرهنگ پذيري يك سويه واقع شده اند.زيرادرجامعه شناسي دونوع فرهنگ پذيري وجوددارد فرهنگ پذيرئي يك سويه وفرهنگ پذيريئ دوسويه. بعنوان مثال فرهنگ پذيري كودك، يك سويه است يعني هميشه ازجانب والدين ، جامعه ، مكتب وغيره مفاهيمي به او القاء مي شود بدون اينكه او بتواند بالمقابل جيزي بكسي القاء كند واما فرهنگ پذيري دوسويه غالبا برمهاجرت ها، تورهاي سياحتي ، برخوردهاي تاريخي اقوام وسلطة استعمارگران برمستعمرات بروزميكند وليكن برخي مواقع هم جوامعي كه خويشتن خويش را گم ميكنند وفرهنگ خويش را(به اثرسلطة فرهنگي بيگانگان) نفي مي كنند به فرهنگ پذيري يكسويه مواجه ميشوند. زبان استعمار،زبان رسمي، اداري ، تجاري وعلمي قرارداده ميشود ،هنربومي قالب تهي ميكند وخلاي آنرا پديده هاي هنري وارداتي پرمي كند، ومجموعة ازالقاآت پرطمطراق آرام آرام برحصاراعتقادات واخلاقيات جامعه هم رخنه مي كنند وزمينة انحطاط وتباهي فرهنگي رافراهم مي سازند.

متأسفانه نشانه هاي ازاينگونه فرهنگ پذيري را ميتوان دروضعيت كنوني جامعه ما مشاهده كرد واين ميتواندزنگ خطري رابه صدادرآورد كه يك فاجعة فرهنگي را بدنبال داشته باشدوازنسل جوان اين كشورميطلبد تاباتعقل، مطالعه،،دقت و مسئوليت پذيري، هم درزدايش انحرافات فرهنگي جامعه وهم درتقابل با پديده هاي ناصواب ومخرب وارداتي واردعمل شوند وآيندة خودونسل هاي بعدي راازتباهي نجات بخشند.

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.