www.heratonline.com


دوستان گرامی !
به سلسله معرفي مشاهير کشور مان اين بار افتخار معرفي علامه و فيلسوف بزرگ کشور جناب استاد عبدالله سمندر غورياني را داريم. استاد دانشمند و محترم جناب عبدالله سمندر غوریانی بعنوان یک شخصیت عالم و دانشمند، شاعر ونویسنده ، محقق وپژوهشگر، مترجم و مولف، علامه و فیلسوف از سرمایه های بزرگ معنوی و از رجال نامدار تاریخ معاصر کشور ما هستند که مایه افتخار و مباهات مردم و سر زمین ما میباشند.

اگر چه شخصیت های بزرگ تاریخ بشری را نمیتوان به یک منطقه و محیط خاص جغرافیائی منسوب کرد اما با آنهم منسوب بودن جناب استاد غوریانی به سرزمین ما ، بر غنامندی و افتخارات تاریخ معاصر و مستقبل کشور ما افزوده است. طول عمر و موفقیت های روز افزون شان را از درگاه حضرت خداوند بی نیاز با دست دعا مسئلت مینمائیم.

بيوگرافي استاد دانشمند جناب عبدالله سمندر غورياني

استاد عبدالله سمندر غوریانی یک دانشمند سر شناس و یک نویسنده نامدار و شهیر افغانستان و دارای آثار فراوان است. بگفته دانشمند گرامی داکتر شهرانی استاد سمندر غوریانی یک فیلسوف قرن بیست افغانستان به معنی واقعی کلمه است که دانش و عمق نظر و مطالعات گسترده او حدود و مر زی را نمی شناسد.

استاد سمندر غوریانی در سال 1315 در یک خانواده متوسط الحال بدنیا آمد و تعلیمات اولیه را در مسجد قریه فرا گرفته است. او آموزش را از قاعده بغدادی تا "شروط الصلواة" و "فقه کیدانی" و مقداری هم از آداب نویسندگی و نامه نگاری فرا گرفت. بعد ملای قریه ملا عبدالحکیم از تعلیم او عاجز آمد، او مجبور شد به قرا و قصبات مجاور برود. او در پهلوی درس مسجد ، حسن خط را نزد پدرش آموخت و بعد راهی کابل گردید . در فخرالمدارس (مدرسه پای منار ها) به تحصیل دوام داد . مدرسه برای سمندر غوریانی چیز های آموزنده داشت ، کنفرانس ها و پروگرام های درسی و .... او میگوید از همین جا به تهیه مقالات و شعر گفتن شروع کرد و اشعار او در روزنامه اتفاق اسلام بنام "سمندر" چاپ میشد.

جناب سمندر غوریانی بعد از فرا گرفتن مراحل ابتدائی علوم دینی در فخرالمدارس شامل مدرسه علوم شرعیه گردید. او به صنف هفتم مدرسه شرعیه که در پغمان موقعیت داشت پذیرفته شد. سمندر غوریانی در پهلوی دروس مدرسه کما کان به نوشتن مقالات و اشعار و ترجمه های برای روزنامه اقتصاد، ثروت، پیام حق و دیگر نشرات ادامه میداد. او با شهید محمد اسماعیل مبلغ آشنا شد کسی که تا هنوز که هنوز است در روح و روان او در خط حرکت او و مسیر مطالعات او اثر پای خود را دارد . به همت و پایمردی شهید مظلوم محمد اسماعیل مبلغ بود که با دوستان دیگری از جمله شاد روان داکتر رضوی غزنوی ، شاد روان استاد مایل هروی، شاد روان جاوید و استاد فرهنگ فقید آشنا گردید. او در پغمان با شاد روان طاهر بدخشی نیز آشنا میشود و در همانجا با استاد آزاده و وارسته قاضی عبدالظاهر سامی نیز دیدار کرد.

در مطالعات بیرون وقت ، او رساله های استالین را که در میان حلقه ای محدودی از تحصیلکرده ها به شمار انگشتان رد و بدل میشد مطالعه کرده و از طریق خوانش آنها به کمونزم آشنا شد و در مباحث آزاد و داغ و اما آرام و مودبانه جوانان اشتراک میکرد. او با وجود گرفتاری های درسی و رقابت های صنفی ، در ساعات درسی نیز بصورت پراگنده و در فاصله های کوتاه و دزدیده از چشم استادان به مطالعات خود ادامه میداد. او اثر سه نویسنده و متفکر را میخواند ، فروید ، آنشتاین و چارلز داروین. اولین کتابی که به زبان فارسی خواند از محمد علی فروغی خواند. جناب سمندر غوریانی پس از فراغت از صنف 12 مدرسه ، شامل فاکولته شرعیات شد و همانند هر محصل دیگر، آزادی و استقلال بیشتر را در خود احساس کرد. تماس او با استادان مصری و عراقی بیشتر شد و با نهضت اخوان المسلمین از طریق نوشته های حسن البنا آشنا گردید.

پس از فراغت از فاکولته در سال 1341 در حکومتی گذره هرات به صفت مفتی مقرر شد. بعدا به مرکز آمد و در وزارت عدلیه به شعبه نشرات و قلم مخصوص ایفای وظیفه کرد. او طی سفری که از طرف وزارت عدلیه برای اصلاح ریفورم و سیستم قضائی افغانستان ترتیب شده بود در جمع یک هیئت چهل نفری به مصر رفت. در آنجا با مکاتب فلسفی و دوکتورین های متفاوت و برداشت های گوناگون از سوسیالیزم تا اگزستانسیالیزم و مکتب اصالت تحققی(پوزیتویزم) آشنا گردید. بعد از برگشت از مصر مقابله با مارکسیزم را وظایف خود میدانست چنانچه نوشته ها و مقالاتی در نشریه های مختلف به چاپ میرسانید. او با شاد روان استاد صلاح الدین سلجوقی دیدار و ملاقات کرد و با ایشان در باره طرز دید فلسفی خود صحبت نمود.

در همین آوان بود که محترمه خانم روفه احراری زمینه ازدواج او را با عاطفه عثمانی فراهم ساخت. او میگوید عادتاَ کسیکه ازدواج میکند زندگی نو گرفتاری های تازه را باعث میگردد. او خوش هست که زندگی نو فرصت های بیشتری را در نحوه کار او فراهم ساخت و حتی سرایش شعر را که در اثر رویدارد های تلخ در او خوابیده بود، همسرش با سرودن اشعار خود آن را سر از نو بیدار کرد و الآن گاه بگاه اشعار میسراید. جناب استاد غوریانی پس از مدت زمانی از وزارت عدلیه به ستره محکمه و بعدا به فاکولته شرعیات به سمت استاد مقرر گردید. او بار دیگراز طرف فاکولته شرعیات جهت تحصیلات عالی به مصر فرستاده شد. او در اخیر سال فراغت از دوره ماستری در جامعه ازهر بود که رویداد 26 سرطان پیش آمد و بوطن برگشت.

جناب سمندر غوریانی تا 7 ثور در فاکولته شرعیات به صفت استاد ایفای وظیفه مینمود و بعداَ واپس به وزارت عدلیه به صفت عضو ریاست تفتیش تعیین گردید. مگر نحوه کاراو در ریاست تقنین نه از دید مشاوران روسی و نه هم از نظر او چندان جالب و مطلوب نبود. مزید بر آن رساله ئی را که راجع به سیستم قضائی شوروی بود به ترجمه آن حاضر نشد.

او از فاکولته علوم اجتماعی موافقه گرفت و به شعبه فلسفه رفت و بعد از مدتی آمریت دیپارتمنت فلسفه را نیز بدست گرفت. بعد به آمریت پروگرام ماستری تعیین شد و پس از اخذ امتحان دولتی وطن را ترک گفت. او ابتدا به ایران و از آنجا به پاکستان آمد. او مدتی عضو اتحادیه نویسندگان افغانستان آزاد بود . پس از شهادت پروفیسور مجروح به ایالات متحده پناهنده شد و اکنون در بلومنگتن اندیانا سکونت دارد. خلاصه مطلب اینکه سمندر غوریانی به تعبیر خودش به سوسیالیزم در افغانستان آشنا شد و با بنیادگرائی در مصر و با وهابیت در امریکا. اخیرا کاروان لقب مبارز سال را برای او داده است.

جناب استاد عبدالله سمندر غوریانی سر حال است . در شهر بلومنگتن ایالات متحده امریکا با فامیل زندگی دارد. در مبارزه خود با افیون های وارداتی در دین اسلام و کسانیکه مبارزه طالبی را برای مقاصد نشنلستی خود راه انداخته اند آشتی ناپذیر میباشد. به این استاد پرتلاش عمر دراز و صحت کامل آروزمندیم.

----------------------------------------------------------


شعری از محترم هاتف شاعر و قصیده سرای نامدار معاصر کشور در محفل گرامیداشت و قدردانی از زحمات علمی و فرهنگی جناب استاد عبدالله سمندر غوریانی

عرض مرام به پيشگاه علامه کم نظير افغانستان مرد خيز
استاد عبدالله سمندر غوریانی

کیم من نیست لایق مشت خاک آنچنانی را
که تا حالی کند حال کسان آسمانی را

زبان غنچه صد برگ باید گل فشانی را
که تا باصد زبان گوید حدیث غوریانی را

مگر بهزاد و مانی باز گردند از صف اموات
که صورتگر شوند این صاحب ابعاد جهانی را

فقیه مجتهد دانای احکام و اصول شرع
در اقلیم شریعت دارد حق حکمرانی را

به تفسیرش قلوب اهل دل را متقن سازد
ز تاویلش بیرون از ظن کند اهل معانی را

جنابش ثانی اثنین است با شیخ الحدیت آری
چو گیرد در احادیث نبی چیره زبانی را

به علم نحو دارد آگهی زانسان که گوئی وی
سبق بر صاحبه الفیه داد اعراب دانی را

تصرف در متون صرف وی هم آنقدر دارد
که در تصریف تالی مینماید تفتازانی را

به بحث و فحص دینی با غزالی نسبتی دارد
جهان بین شد - گزید از ابن سینا حق بیانی را

رضای حق همی جوید چو مولانا جلا ل الدین
که از حب مذاهب یافت اکرام جهانی را

دل وی روشن است از فیض حق نا محتمل نبود
که از اشراق باطن پی برد راز نهانی را

الهی رتبه کشف و شهودش باد ارزانی
که می بینم در وی شیوه های عارفانی را

زبان شعله های سرکش علمش کی میداند
سمندر خویش داند نحوه آتش زبانی را

زمن بر عالمان تنگ چشم کور دل گوئید
پذیرید از چنین علامه گان روشن روانی را

توئی سرشار صاف باده علم و کمال خود
ندارد رطل فیضت هیچ پروائی گرانی را

تو یکتا پهلوان هفت شهر علم و فضل هستی
درین میدان توئی فاتح جدال هفت خوانی را

خلاف طبع در پیری از آن باشد بری از حرص
که یکسر بی طلب طی کرد دوران جوانی را

ز اسباب جهان ترک تعلق مغتنم داند
متاع هست و بودش میکند این ترجمانی را

زبان حال وی با تلخ کام فقر میگوید
شکر خندی ز نای بوریا ده زندگانی را

ترا انوار خاطر خیر جاری باد در عالم
سرشت گریه تا بر اشک بخشاید روانی را

ترا از آفت سیل حوادث حق نگه دارد
فلک تا سر دهد ز ابر سیه سیلاب آنی را

به باغ دانشت گلهای معنی در شگفتن باد
بر آرد از بغل تا خاک گوهر های کانی را

کنون
بتو باغ ارم سازد سرای جاودانی را

حضوری گر شد از استاد تجلیل ابتکار است این
که خود ممدوح بیند در حیاتش قدر دانی را

----------------------------------------------------------

متن صحبت محترمه ساراگل عاطفه عثماني در محفل گراميداشت و قدردانی از زحمات علمی و فرهنگی جناب استاد عبدالله سمندر غوریانی

بنام ایزد یکتا
حضار گرامی و محترم!

بعد از عرض سلام و تقدیم احترام خدمت همه بزرگواران اجازه میخواهم مطالبی را که تهیه نموده ام حضور شما قرائت نمایم. خدا کند اطناب موضوعات رنگارنگ موجب تصدیع و ملال شما نشده خستگی احساس ننمائید. هر گاه از شما سروران حاضر در محفل امشب در هرات باستان به زیارت پیر- و مرشد عالی مقام زبدةالعارفین حضرت خواجه عبدالله انصاری قدس الله سره مشرف شده باشید حتما متوجه شده اید که در یکی از دیوارهای حصار آرامگاه خواجه علیه الرحمه به خط خوش و زیبای نستعلیق این بین نوشته شده:

دهد تا ساقی عرفان دلت را جام هشیاری
درآ در بزمگاه خواجه عبد الله انصاری

چون در حال حاضر برای جمعیت شام درویشان جسما میسر نیست تا در حریم مبارک و پر نور این شخصیت بزرگ عالم اسلام شرف حضور یابیم – اینجانب خواستم اولتر از همه با تمام نابلدی ها و کم و کاستی هایم لحظاتی چند با شما در نزهتگاه آثار پر بهای این عارف والا ، مقبول حضرت باری تعالی رو آورده از استماع گفتار و پندار دلپذیر حضرتش کسب فیوضات نموده روح و روان خسته و دلهای افسرده را فرحت و انبساطی بخشیم.
انتخاب ار الهی نامه
در ذکر مراتب نیکوئی و صنعت دلنوازی و بیان منزلت او:
ایعزیز: نیکوئی نمودن بدل ها راه یافتن است و دلنوازی کردن به خشنودی شتافتن است. این امریست خجسته که به جز صاحبدلان مقبل در آن قدم نزنند و این سریست سر بسته که غیر صاحب نفسان اهل دل از آن دم نزنند- دلست که بیوسیله او کامل نتوان بود- دلست که بی کوشش او هیچ معرفت حاصل نتوان نمود. دل یگانه گوهریست از درج مکرمت خزانه الهی – بهترین دردانه ایست از صدف موهبت نامتناهی

ایعزیز : بدانکه حضرت حق سبحانه در ظاهر کعبه بنا کرده از سنگ و گل است – و در باطن کعبه ساخته از جان ودل است – آن کعبه بنا برداشته ابراهیم خلیل است – و این کعبه بنا بر افراشته رب جلیل است. آن معمور به اثر طاعت مومنانست و این منظور عنایت رحمن است. آن از احجار و خاک مرکب و این به اسرار پاک مرتب آن به مسجدالحرام معروف و این به مقصدالانام موصوف – آن مشتمل بر مقام ابراهیم و این متصل به الهام رب الکریم – در آنجا هفت طوف محقق – در این جا صد هزار خوف از حق – آن مقرون به چاه زمزم - و این مشحون به آه دمادم – آنجا تلبیه گویند و این جا تصفیه جویند – از شرایط آن احرام و استلام است – از قواعد احرام و اعتصام است. در آن رکن یمانیست – درین کنوز معانیست – انجا منزل عرفات و مقامات است - اینجا محل حسنات و کرامات است – معموری آن بنا را مِنا است – مسروری این به آثار تمنا است – آن کعبه حجاز است و این کعبه راز

در راه خدا دوکعبه آمد حاصل
یک کعبه صورتست و یک کعبه دل
تا بتوانی زیارت دلها کن
کافزون ز هزار کعبه آمد یکدل

امشب نیز به الهام و پیروی از گفتار در باره حضرت خواجه انصار در زیر سقف خانه درویشان از درویشی بنام عبدالله سمندر غوریانی قدر دانی به عمل آمد و برای دلی ارج قایل شدند- آنهم بوسیله یک تعداد دوستان قدر شناس صاحبدل و یاران نیکو کار و مقبل که از اخلاق و آداب اسلامی و از راه و روش انسانی برخوردار بوده ، از وصایای بزرگان دین مقدس اسلام مستفید و از نصایح دانشمندان رهنمای بشریت و انسانیت بهره کافی دارند، چون دانشمند گرامی ما آقای سیمگر که در ترتیب و تنظیم بزرگداشت ها همواره سهم بارزی دارند و از دیر مدتی است که به خاطر انعقاد این محفل نیز تلاش قابل قدر نموده و زحمات خستگی نا پذیری را به عهده گرفته اند و گروه همکاران شب درویشان حضرات محترم : آقای افضل جان قندهاری ، آقای معروف جان پوپل ، آقای عطاءالله جان عطش ، آقای سردار کبیر جان اشرفی، آقای عبدالله جان گردیزی، آقای علیشاه جان ، آقای وحید جان احسان ، آقای صادق جان و آقای سید نجیب الله جان که در تدویر این محفل سهم وافر گرفته اند من بنوبه خویش و از طرف منسوبین صمیمانه و مودبانه تشکر مینمایم و از خدای بزرگ (ج) برای شان موفقیت های روز افزون در راه اعتلای شام درویشان و پیمودن نیکی و خوبی به خلق خدا آرزو مینمایم و در ضمن از همه علاقمندان و دوستان محترمی که قبول زحمت فرموده و از اشتراک خود ها بر ما منت گذاشته اند علی الخصوص از برادر دانشمند و فرزانه آقای نگارگر و شاعر و فاضل گرانمایه منحصر به فرد آقای واصف باختری که از راه بسیار دور تشریف آورده اند و از برادر گرامی و دانشمند آقای راشد سلجوقی که سهمی درین محفل دارند و از بعضی شخصیت های محترم و گرامی القدر که پیام های بدین مناسبت فرستاده اندقرار ذیل : جناب آقای دکتور اکرم عثمان پژوهشگر فرهیخته و داستان نویس شهیر وطن ، جناب آقای دوکتور علی احمد پرخاش استاد ادبیات مقایسوی یونیورسیتی برکلی در کلیفورنیا و جناب اقای عبدالعلی نور احراری نویسنده محقق و مترجم صحیح البخاری شریف صمیمانه و با کمال احترام و بکفالت از تمام اعضاء و مربوطین فامیل تشکر مینمایم و همچنین شعر پیام گونه و پیام شعر گونه از جناب آقای هاتف - قصیده سرا و شاعر بلند پایه معاصر افغانستان و در همین راستا قصیده غرَّاء جناب آقای سیمگر که بشیوه و سیاق قدما سروده شده و الحق که یک منظومه ماندگار به اسلوب خراسانی است که از خواندن و استماعش بر ملاحت محفل افزود و برای شنوندگان کرام حلاوت فرحت بخشی حاصل آمد نیز ابراز امتنان مینمایم.

و اکنون در ترجمه حال استاد غوریانی که غریب 40 سال میشود زندگی مشترک داریم درین معروضه نامرتب نکاتی به عرض میرسانم زیرا فکر میکنم توضیح این موضوعات زیاده تر غوریانی را در صف درویشان منزل و ماوا میدهد.

1. غوریانی در تمام عمر به مادیات علاقمند نبوده و هیچگاه به اندوختن پول وداشتن خانه و مال وزمین قدمی بر نداشته و همواره جیبش از افغانی و دالر تهی بوده ، مگر اینکه خواسته کتابی بخرد آنگاه ارزش کتاب مورد نظر را در جیب گذاشته است ، درین جا باید یاد آور شد که من نیز همینکه استاد بخانه فرهنگ سر و کار دارد و بخانه درویشان ماوا میگزیند مفتخر بوده هرگز از نداری آنچه گفته شد رنجی به خاطرم خطور نکرده و نخواهد کرد وعلاوه برین بزندگی مقدر شده قناعت داشته و از خدای که سرنوشت همه به ید قدرت اوست سپاسگذارم" الحمد لله علی دین الاسلام".

2. در تمام اوقات زندگی کاری ر اکه بدان اشتغال داشته و دارد نویسندگی، تحقیق و تتبع بوده – چه در افغانستان عزیز و چه در خارج کشور و دوری از وطن ، نوشته ها و آثارش در اخبار، جراید و مجلات به نشر رسیده - باور کنید هرگز از وی نشنیدم که راجع به حق الزحمه تقاضای داشته باشد و یکبار همچو فکری به خاطرش برسد. بیاد دارم که در افغانستان سالهای که از داشتن دامان مادر وطن مستفید و کامگار بودیم - در سیمیناری که بخاطر بزرگداشت علامه سید جمال الدین افغان در کابل منعقد شده بود، غوریانی کتاب عروةالوثقی را از عربی به فارسی ترجمه نموده بود که برایش از طرف انجمن مبلغی تادیه شده بود ، بخانه آورد و بمن گفت: از ین مبلغ 500 افغانی بمن بده که کتاب میخرم متباقی را هر قسمی که ضروت داری مصرف کن. و یکبار هم در اندیانای امریکا لکچری داشت که از اداره آن یونیورستی 500 دالر حق الزحمه داده بودند همینکه به خانه برگشت تصمیم گرفت به اداره آپارتمانی که ما در آن اقامت داشتیم و کرایه می پرداختیم از اضافه شدن این مبلغ خبر بدهد، بعد از اطلاع طبق مقرره بکرایه آپارتمان ما افزوده شد و ما چندین ماه همان مبلغ 500 دالر را به اضافه اقساط ماهوار تهیه نمودیم.

3. قلب و احساس بسیار رقیق دارد هرگاه بموضوعات عاطفی و احساسات رقیق شاعرانه بر بخورد زود متاثر میشود، چنانچه در یکی از روز ها من شعری از مولانا جامی (رح) میخواندم که حین وصول به بیت الله شریف سروده بودند غوریانی آنقدر گریست که مرا نیز به گریه آورد. چه لحظات خوب و لذت بخشی بود. گوئی در کنار مزار فیض آثار حضرت جامی زیر درخت کهن و سر سبز زیارتش نشسته بودیم و گوهران اشک را بر تربت پاکش نثار میکردیم. و اینک آن شعر:

به کعبه رفتم و آنجا هوای کوی تو کردم
جمال کعبه تما شا بیاد روی تو کردم

شعار کعبه چو دیدم سیاه دست تمنا
دراز جانب شعر سیاه موی تو کردم

چو حلقه در خانه به صد نیاز گرفتم
دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم

نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت
من از میان همه روی دل بسوی توکردم

مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو گامی
طواف و سعی چو کردم به جستجوی تو کردم

به موقف عرفات خلق ایستاده دعا خوان
من از دعا لب خود بسته گفتگوی تو کردم

ستاده اهل صفا در پی منا و مقاصد
چو جامی از همه فارغ من آرزوی توکردم


روزی هم شاد روان استاد مبلغ فرمودند: در یکی از روز های عاشورا در تکیه خانه چنداول به مناسبت شهادت سیدالشهدا حضرت امام حسین (رض) مراسم تعزیت داشتیم ، غوریانی را با رفقا دعوت نموده بودیم - در جریان این یاد بود - زنده یاد مرحوم سید اسماعیل بلخی از قول خواهر امام حسین (رض) بی بی زینب شعری قرائت نمود که حاوی سوز و گداز خواهر از شهادت برادر بود - ناگهان از بین جمعیت صیحه بلندی شنیده شد و شخصی به زمین غلطید. مرحوم شهید مبلغ فرمودند ، من هراسان خود را به آن شخص رسانیدم وقتی نزدیک شدم دیدم آن شخص متشنج و از هوش رفته غوریانی بود.

و در اخیر برسم مطایبه از استعداد غوریانی در قسمت فراهم آوری امور خانه و زندگی این را هم بشنوید: غوریانی به جز از مطالعه و نویسندگی که بیشترین عمرش را در بر گرفته بدیگر امورات زندگی قطعا بلدیت و آشنائی ندارد و هر گز در طول زندگی مشترک قدمی درین راه بر نداشته – اتفاقا یک روز ضرورت شد استاد به یکی از خوراکه فروشی های نزدیک منزل - عقب خرید یکدانه کاهو برود وقتی به خانه برگشت ، یکدانه کرم با خود آورده بود . کم ما و کرم شما . شاد باشید – شب شما خوش – والسلام علی من التبع الهدی

نمونه از اشعار استاد سمندرغوریانی:
عشق حق بهر عروس معرفت زیور مرا ست
در طریق عشقبازی لطف حق رهبر مراست

کام دل هرگز نیابم از لب لعل نگار
زانکه اندر گنج حسنش خوف از اژدر مراست

محرم رازم نمی باشد کسی اندر جهان
مشورت در هر غمی با شاهد و ساغر مراست

راز خود با کس نگویم جز به قلب خویشتن
بهر شرح غم نوشتن لوح دل دفتر مراست

من بدست آورده ام گنج قناعت را ولی
شوکت درویشی من تاج اندر سر مرا ست

در طریق کعبه وصلش روم پویان بسر
زیر سر خار مغیلان راحت بستر مراست

ای سمندر عاشقی با بت پرستان کم نشین
گر خلیل کار عشقم پیشه آذر مراست

منابع :
• آریانای بیرون مرزی "زندگینامه استاد عبدالله سمندر غوریانی" سال چهارم شماره دوم سرطان- سنبله 1381
• کی کیست در فرهنگ بیرون مرزی افغانستان – تالیف پوهاند رسول رهین " استکهلم سویدن - شورای فرهنگی افغانستان" حمل 1384 صفحه 172 تا 176
• شعر محترم هاتف در محفل قدر دانی از خدمات جناب استاد عبد الله سمندر غوریانی منعقده امریکا
• متن صحبت محترمه عاطفه عثمانی در محفل قدر دانی از زحمات استاد عبد الله سمندر غوریانی
• سخنسرايان هرات در قرن 14 تاليف مرحوم محمد علم غواص

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report