www.heratonline.com


حاجی لالا - نام پر افتخاری در تاریخ جهاد افغانستان
محمد یوسف قوام احراری

تاریخ پر افتخار جهاد افغانستان مملو از رشادت ها ، حماسه آفرینی ها و ایثار گری های فرزندان با ایمان ، و آزاده این سرزمین است که در راه دفاع از مفاخر دینی ، ملی و فرهنگی ملت خود از هیچ نوع تلاش و فداکاری دریغ نه نموده و زندگی پر افتخار خویش را در راه کسب رضای الهی و سعادت ملت خود قربان نموده اند.

مرحوم حاجی محمد صدیق مشهور به حاجی لالا یکی از آن فرزندان صادق و آزاده این سرزمین است که متصف به اوصاف فوق الذکر بوده و با قلبی مالامال از عشق به خدا ، قسمت اعظم زندگی پرافتخار خویش را در راه دفاع از عقاید و حراست از فرهنگ پربار مردم و کشور ما وقف نموده و نام او در کنار نام سایر آزاد مردان این سرزمین همچون ستاره درخشانی در آسمان تاریخ پر افتخار میهن ما برای سالها و قرن ها خواهد درخشید و یاد او بعنوان یکی از آزاد مردان این وطن با خط درشت و زرین در دل صفحات تاریخ جاودانه خواهد شد.

خبر در گذشت این مبارز پرتلاش و خستگی ناپذیر مرا سخت اندوهگین و متالم ساخت و به یکبارگی همه زحمات، خدمات و فداکاری های او در مقابل چشمانم قرار گرفت و سخنان امید آفرین او بیادم آمد که همیشه با ایمانی راسخ از پیروزی مجاهدان و شکست روسها و مزدوران شان بشارت میداد. او مردی استثائی بود که در جهت تحقق اهدافش نه شب را از روز می شناخت و نه هم علایمی از خستگی در سیمایش بمشاهده میرسید.

من از او خاطرات فراوانی دارم و او را بحیث یکی از مسلمانان مبارز و یکی از وطندوستان واقعی کشور ما میشناسم اما نمی توانم چنان تعریفی را از وی ارائه نمایم که مناسب حال او باشد و بتواند شایستگی های کم نظیر او را در غالب یک رشته ی از کلمات و جملات بیان نماید ،اما فکر میکنم درین زمینه استاد دانشمند و نویسنده توانای کشور جناب عبدالعلی نور احراری که از دوستان و همکاران نزدیک مرحوم حاجی لالا بوده اند توانسته اند با یک جمله زیبا و جامعی ، شخصیت ، خدمات و شایستگی های او را به تصویر بکشند. ایشان از حاجی لالا چنین تعریف نموده اند :" حاجی لالا یک مجاهد فی سبیل الله بود". واقعا که هیچ کس دیگری نمیتواند ابعاد زندگی شخصی و اجتماعی مرحوم حاجی لالا را از این زیبا تر، جامع تر، دلنشین تر و شایسته تر در یک جمله کوتاهی به تصویر بکشد. حقیقتا هم که از او میتوان بعنوان یک مجاهد فی سبیل الله یاد کرد چون همه اوصاف یک مجاهد واقعی در سیما ، گفتار و کردارش بمشاهده میرسید.

یکی از بزرگترین اوصاف او پاک نفسی وی بود که در کنار سایر خصوصیات بارز زندگی وی از قبیل ایمان راسخ، پشت کار و امید به آینده از او چهره استثنائی و کم نظیری ساخته بود. وطندوستی و سازش ناپذیری با بیگانگان از مشخصه های دیگر وی بود که در ادامه این نوشته به ارائه مثالی در این زمینه خواهم پرداخت.اما بهتر است قبل از پرداختن به اوصاف نیکو و شخصیت برازنده مرحوم حاجی لالا به معرفی مختصر شورای شهری جهادی هرات به پردازیم که بعد از شهادت شهید محمد افضل شهیر موسس این شوری بدست دژخیمان خاد ، مرحوم حاجی لالا سرپرستی و ریاست آن را بعهده گرفت و تا پیروزی نهائی به مبارزه خستگی ناپذیر خود ادامه داد.

شورای شهری هرات یکی از قوی ترین نهاد های جهادی و مردمی در دوران جهاد در افغانستان است که به هیچ یک از جناح های سیاسی افغانستان وابستگی نداشته و با همین شیوه مستقلانه خود تا پیروزی نهائی در همکاری با اسماعیل به مبارزه خود ادامه داده است. همانطوریکه در نوشته های استاد دانشمند جناب عبدالعلی نور احراری و نوشته های خود مرحوم حاجی لالا مطالعه نمودیم این شوری بعد از کودتای 7 ثور 1357 توسط جمعی از علما، دانشمندان ، شعرا و نویسندگان هرات ایجاد گردیده که ریاست و سرپرستی آن را در ابتدا شهید محمد افضل شهیر بعهده داشته است. این شوری از همان بدو تاسیس خود بعلت نگرانی از تحولاتی که در اثر وقوع کودتای 7 ثور 1357 در کشور ما رونما گردیده بوده یک مبارزه فراگیر فرهنگی در راه مقابله با عقاید کمونستی را در سرلوحه کارش قرار داده و در همه تحولات دوران جهاد از جمله در قیام 24 حوت 1357 نقش برازنده و رسالت اسلامی و ملی خود را همگام با علمای جید و مردم متدین هرات ایفا نموده است. در جریان این قیام که 25 هزار نفر از مردم مومن هرات بوسیله رژیم حاکم کمونستی به شهادت رسیدند ، افسران فرقه 17 هرات نیز به رهبری اسماعیل خان بمنظور اعتراض در مقابل کشتار مردم بیگناه این ولایت به حمایت از این حرکت مردمی پرداختند و هرات آزاد گردید ، اما این آزادی عمر کوتاهی داشت چون هم مردم و هم افسران فرقه 17 در اثر بمباردمان های متداوم دشمن بمقاومت خود خاتمه دادند تا از عمیق تر شدن فاجعه و کشتار بیشتر انسانهای مظلوم و زحمتکش بوسیله منادیان دفاع از حقوق زحمتکشان جلوگیری بعمل آید.

دفاع از آرمانهای قیام 24 حوت 1357 و مبارزه با جنایتکارانی که در یک روز 25 هزار انسان مظلوم را بشهادت رسانیده بودند به یک مبارزه منسجم و جدی تر نیاز داشت. درین هنگام شهید محمد افضل شهیر موسس و رئیس شورای شهری هرات و یاران مومن و مبارزش به باغ پهوه رفتند تا برای اولین بار با اسماعیل خان و همراهان او آشنا شوند و بر سر ایجاد یک استراتیژی منظم و منسجم در جهت یک مبارزه طولانی بر علیه دشمنان دین و فرهنگ مردم افغانستان به مباحثه و تبادل نظر به پردازند. در این وقت نه اسماعیل خان و همراهان او عضویت جمعیت اسلامی یا احزاب سیاسی دیگر را داشتند و نه هم اعضای شوری شهری به کدام حزب و گروه خاصی تعلق داشتند و اهداف اساسی آنها در مبارزه آینده شان را تحقق آرمانهای قیام بی نظیر جهادی و مردمی هرات و پیروزی اهداف مقدس این قیام تشکیل میداد.

هر دوطرف یعنی اسماعیل خان و شوری شهری در اولین نشست خود در جهت تداوم مبارزه به منظور دفاع از مقدسات و استقلال کشور و تحقق آرمانهای قیام بیست و چهارم حوت به توافقات بس مهم و ارزنده دست یافتند و حرکت مشترک شان بدون کوچکترین وابستگی به سازمان های سیاسی چپ و راست آغاز گردید. مهم ترین توافقی که در این ملاقات صورت گرفت به ادامه مبارزه طولانی در مقابل رژیم تحت الحمایه شوروی بمنظور تحقق آرمانهای قیام بیست و چهارم حوت و خواسته های برحق مردم مسلمان افغانستان ارتباط داشت. درین مجلس اسماعیل خان از تصمیم خود مبنی بر تداوم مبارزه نظامی به اعضای شورای شهری اطمینان داد و باالمقابل اعضای شورای شهری متعهد گردیدند تا دوشادوش اسماعیل خان فعالیت های بخش ملکی این حرکت مردمی و جهادی را در داخل شهر رهبری نمایند و بعد از این نشست تاریخی مبارزه منظم و منسجم مردم هرات در برابر دولت تحت الحمایه شوروی آغاز یافت.

اسماعیل خان به ایجاد تشکیلات و سیع و منظم نظامی پرداخت تا بتواند مبارزه دوامدار خود را در برابر رژیم تحت الحمایه شوروی و حامیان خارجی اش انسجام به بخشد. د رهمین وقت شوری شهری نیز به خاطر تنظیم هر چه بهتر مبارزه خو د در داخل شهر و در قلب دشمن به ایجاد کمیته های فرهنگی، مالی، نظامی ، دعوت و تنظیم و شورای زنان پرداخت تا مبارزه بی امان خود را با هماهنگی همه اقشار مردم هرات اعم از مرد و زن گسترش بخشیده و منسجم نماید. کمیته های مختلف شوری شهری روز بروز توسعه یافتند و به نفوذ در قلب دستگاهای ملکی و نظامی دشمن پرداختند. توانائی های شوری شهری در کشف پلان ها و عملیات های دشمن بصورت چشمگیری انکشاف نمود تا حدی که اکثریت پلان های عملیاتی دشمن که در جلسات خصوصی سران دولت مزدور مورد بحث قرار میگرفت کشف میشد و قبل از پیاده شدن آن توسط دشمن، بوسیله مجاهدین خنثی میگردید.

شوری شهری بعد از گذشت اندک زمانی به اعتمادی ترین جریانی مبدل گردید تا مردم هرات بتوانند از طریق آن کمک ها و مساعدت های خود را به جبهات و مجاهدین برسانند. آنها از طریق این شوری برعلاوه مساعدت های مالی و اکمالاتی دیگر حتی به ارسال گوسفند های قربانی خویش نیز به جبهات جهاد می پرداختند. تشکیلات نفوذی شوری شهری روز بروز در قلب ادارات ملکی و نظامی دشمن گسترش یافت بحدی که اعضای شوری شهری به سادگی میتوانستند در انتقال خانواده های مجاهدین از هرات به کابل و باالعکس از امکانات شرکت مسافربری افغان الوتنه استفاده نمایند و حتی شوری شهری این توانائی را حاصل نموده بود که برای زندانیان مجاهدین در محبس هرات مبالغی را بنام معاش بصورت ماهوار ارسال نموده و به خانواده های شان مساعدت های مالی و غذائی را تدارک به بیند.

نفوذ اجتماعی شوری در بین مردم ملکی و تجار ملی بطور روز افزونی افزایش می یافت. مردم ملکی ، تجار و اعضای شوری بطور مداوم مبالغ هنگفتی را در اختیار کمیته مالی این نهاد میگذاشتند تا در رفع نیازمندیهای جبهات جهاد از آن استفاده بعمل آید وشوری در اثر این مساعدت ها این توانائی را پیدا کرد بود که اکثریت نیازمندیهای جبهات جهاد از قبیل رخت و لباس، مواد غذائی، امکانات لوژستیکی و .... را تامین نماید. اگر بگوئیم که هشتاد فیصد نیازمندیهای مالی مجاهدین هرات توسط کمک های مردمی تامین گردیده سخنی به گزاف نگفته ایم ، همانطوریکه 80 فیصد از اسلحه و مهمات مورد نیاز مجاهدین از طریق نبرد ها و به غنیمت گرفتن امکانات تسلیحاتی و تدارکاتی نیروهای دشمن تامین میگردید و رهبری جهاد در پشاور بنابه ملحوظاتی که به نزد خود شان بوده هیچگاهی در تامین نیازمندیهای مالی و نظامی مجاهدین هرات مانند بعضی از ولایات دیگر کشور توجه لازم را مبذول ننموده اند. به جرئت گفته میتوانیم که جهاد هرات بیاری خدا و رهبری مدبرانه اسماعیل خان در هماهنگی با شوری شهری ، جریانات مردمی دیگر و حمایت کامل مردم این منطقه به پیروزی رسیده و ورود فاتحانه مجاهدین به شهر هرات در نتیجه هیچ ائتلافی با جناح های دولت بر سر اقتدار و یا جریانات چپ و راست دیگر صورت نگرفته است.

سخن از در گذشت مرحوم حاجی لالا بود و فکر نمی کنم که از موضوع مورد بحث خارج گردیده باشیم، چون آنچه از جمع آوری مساعدت های مردمی گفته شد و یا آنچه که در باره تشکیلات ، موقعیت اجتماعی و هدفمندی شوری شهری مورد بحث قرار گرفت نشانه های از موفقیت ها ی شورای شهری بوده و از افتخارات مرحوم حاجی لالا بشمار میرود ، چون او در آن لحظات بحرانی و مملو از اختناق رژیم توانسته بود که با چنان درایتی درین راستا گام بردارد که تا آخرین لحظات پیروزی هم ایادی و عوامل دشمن نتوانستند به کشف تشکیلات و اسرار او دست یابند و رهبری او را با چالش مواجه نمایند. به همین دلیل است که میگویند رهبری چیزی نیست که فرا گرفته شود بلکه استعداد رهبری در نهاد بعضی از انسانها بصورت فطری وجود دارد. حاجی لالا هم که استعداد رهبری بصورت فطری در وجود او بعنوان موهبتی الهی بودیعه گذاشته شده بود ، با آنکه در هیچ مکتب و فاکولته به فراگیری علم اداره نه پرداخته بود ، در طی چهارد ه سال تمام ثابت ساخت که استعداد فرزندان با ایمان این سرزمین در جهت دفاع از عقاید و فرهنگ شان خیلی بالا تر از استعداد آنهائی است که سالهای سال به فراگیری و تجربه علوم رهبری و اداره پرداخته بودند و دم از سلطه بر جها ن میزدند.

حاجی لالا مردی بود مهربان ، صمیمی، مودب و سر شار از امید که همیشه تبسمی بر لب داشت. او به جهاد و مجاهدین علاقه زایدالوصفی داشت و اسماعیل خان بعنوان رهبر و فرمانده بی نظیری مورد احترام او قرار داشت و همواره میگفت : وقتی که ما در کنار اسماعیل خان به مبارزه آغاز کردیم نامی از احزاب و جریانات امروزی وجود نداشت و اسماعیل خان بمثابه قهرمان داستان جهاد و زندگی او تلقی میگردید.

من خاطرات زیاد و فراموش ناشدنی از او دارم . اکثراً شب های جمعه با جمع کثیری از علما ، دانشمندان و متنفذین هرات به جبهات سر می زد و تا بعد از نیمه شب ها در ملاقات با اسماعیل خان به شور و مشوره می پرداخت و پلان های کاری آینده خود را با مشوره اسماعیل خان و یاران همراهش آماده میکرد. بهمان پیمانه که او به اسماعیل خان اخلاص و احترام فراوانی داشت ، باالمقابل اسماعیل خان هم او را بی نهایت دوست میداشت و از صمیم قلب برای او و یارانش که همکاران صادق و نزدیک اسماعیل خان بودند احترام میگذاشت و اکثریت نظرات ایشان را که در جهت بهبود و انسجام جهاد بود با جان و دل می پذیرفت.

یکی از خاطراتی که همیشه در مقابل چشمانم قرار میگیرد داستان کارگری فرزند حاجی لالا در تهران بود تا بتواند به تامین مشکلات خانواده خود به پردازد. من روزی فرزند او را در یک کار گاه خشکه شوئی در تهران دیدم که در یک زیر زمینی در حالت رقت باری مشغول کار طاقت فرسا بود. این درست در همان وقتی بود که کمیته مالی شوری شهری که حاجی لالا در راس آن قرار داشت از چنان توانمندی برخوردار بود که تقریبا هشتاد فیصد نیازمندیها و احتیاجات جبهات مجاهدین را از درک مساعدت های مردمی تامین و برطرف میساخت، اما با وجود دسترسی با این همه امکانات مالی ، فرزند او در سخت ترین شرایطی د رتهران مشغول کار بود تا به تامین نیازمندیهای خانواده خود به پردازد ، زیرا او از مال بیت المال برای مصارف شخصی خود استفاده نمیکرد و حتی بقول یکی از دوستان هنگامیکه در اثر اصابت مرمی بدستش ، زخمی گردید و دستش فلج شد با وجود توصیه های رهبری جهاد از پول بیت المال در جهت معالجه خود نیز استفاده نکرد.

حاجی لالا از آغازین روز های جهاد اسناد و مطالب زیادی را جمع آوری نموده بود که میخواست آنها را در غالب کتابی به ارتباط تاریخ جهاد به نشر بسپارد اما افسوس که به این آرزویش موفق نگردید. گرچه عده اسناد او را اسناد چای و دشلمه وانمود میکردند تا از ارزش کاری او کاسته شود ، اما این طور نبود و فکر میکنم اسناد او از ارزش فراوانی برخوردار بود. در سال 2003 کنسول یکی از کشور های مقیم هرات در جریان ملاقاتی از او خواسته بود تا اسناد و یاد داشت های خود را برای وی بدهد که آنها کتاب او را بطور رایگان برایش به چاپ برسانند اما او که سالها در راه استقلال و آزادی کشور در مقابل بیگانگان به مبارزه پرداخته بود حاضر نگردیده بود تا اسناد جهادافغانستان را در دسترس بیگانگان قرار بدهد.

او برایم گفت: کنسول یکی از کشور های مقیم هرات او را جهت ملاقات به نزد خود خواسته و برای وی پیشنهادی در مورد چاپ رایگان کتابش بنام تاریخ جهاد را ارائه نمود ه اما او نپذیرفته است. او گفت: من برای کنسول گفتم اینکه شما این کتاب را به چاپ میرسانید کار خوبی است اما ازینکه من سرپرستی چاپ آنرا بدوش نخواهم داشت آنرا داده نمیتوانم. حاجی لالا گفت که بار دیگر کنسول با من ملاقات نموده و گفت ما هم برای شما ویزا میدهیم ، هم تابعیت، هم خانه ، هم موتر و هم اگر خواسته باشید که کسی را به عقد خود در بیاورید با شما مساعدت مینمائیم. حاجی لالا گفت که از این پیشنهاد او متاثر گردیدم که میخواست اسناد و تاریخ کشور مرا در بدل تابعیت ، خانه، موتر و ازدواج از دست من برباید. او برای کنسول گفته بود که من درین رابطه فکر میکنم و نتیجه اش را به شما اطلاع میدهم اما وقتی به خانه خود آمده بود دیگر هیچگاهی برای ملاقات های بعدی حاضر نگردیده بود.

حاجی لالا در ادامه گفت : بعد از این دعوت ها نگران شدم و اسناد خود را به یکی از نقاط دور دست هرات انتقال دادم و بدست شخص امینی سپردم که فقط من او را میشناسم و حتی اعضای خانواده ام از محل اقامت او اطلاعی ندارند. او تر سیده بود که مبادا کسانی پیدا شوند و بصورت ناگهانی دست به غارت اسناد او بزنند، او بعد از کشیدن نفس عمیقی گفت که حالا احساس راحتی میکنم چون اسناد دوران جهاد را به جای انتقال داده ام که کسی از آن اطلاعی ندارد و بدست کسی داده ام که کسی آنرا نمی شناسد. این بود داستان وطندوستی و بیگانه ستیزی حاجی لالا که در ابتدای این نوشته گفتم از آن مثالی خواهم آورد.

خدمات حاجی لالا در شب فتح هرات فراموش ناشدنی است. او پلانی را که از طرف اسماعیل خان به او سپرده شده بود در هماهنگی با مجاهدین مسلح مو بمو تطبیق کرده بود و هنگام فتح هرات کوچکترین بی نظمی رونما نگردید و مجاهدین تحت امر اسماعیل خان با هماهنگی مردم این ولا نگذاشتند که کوچکترین دستبردی به اموال بیت المال زده شود و یا کوچکترین بی حرمتی به عزت مردم هرات صورت بگیرد. دوتن از اعضای شورای شهری که دوشب قبل از فتح هرات با اسماعیل خان ملاقاتی داشته اند و اسماعیل خان آنها را در جریان جزئیات فتح هرات قرار داده در مورد چگونگی حمله به هرات و امکان بوجود آمدن هرج و مرج ابراز نگرانی کرده بودند و از امکان حمله و دستبرد به بانکها، ادارات دولتی ، دوکان ها و احتمال تعرضاتی به ننگ و ناموس مردم سخن گفته بودند . اسماعیل خان درجواب شان گفته است که اگر من بدانم که در هنگام ورود ما به شهر هرات کوچکترین تجاوزی به حقوق، جان، مال و ناموس مردم صورت میگیرد تا ده سال دیگر هم در بین این سنگر ها و ویرانه ها می مانم و قدم خود را به شهر نمی گذارم. حقیقتا هم که همین طور گردیده و با ورود مجاهدین به هرات هیچ کسی جرئت آنرا نیافته است که کوچکترین تعرضی به حقوق ، جان ، مال و یا ناموس مردم انجام دهد. حاجی لالا میگفت که در اوایل پیروزی با مجاهدینی که بتازگی وارد شهر گردیده بودند بصورت مشترک به تامین امنیت شهر و مردم خود می پرداختیم و مصارف تانکها و عرادجاتی که به خاطر تامین امنیت در تردد بودند از جانب ما تهیه میگردید و به مجرد قایم شدن امنیت همه وسایط و سلاح های به غنیمت گرفته شده در شب فتح هرات را طبق امر اسماعیل خان به قطعات عسکری برگشتاندیم.

حاجی لالا و یارانش در دوران پیروزی هم بعنوان مشاورین صادق و با تجربه در کنار اسماعیل خان قرار داشتند. یکی از خصوصیات استثنائی حاحی لالا این بود که بعد از این همه مبارزه و زحمت کشی هیچ پستی را در چوکات ادارات ملکی و نظامی برای خود و فرزندان خود مطالبه نکرد و دو باره بکار اصلی خود که همان کار تخنیک موتر بود برگشت و دوکان خود را به همکاری هر دو فرزند جوانش باز کرد و مشغول کار گردید ، اما به خاطر قدر دانی از زحمات همکارانش همواره به نزد اسماعیل خان میرفت و از او میخواست که آن عده از استادان و دانشمندانی را که در چوکات شورای شهری در طی سالهای جهاد برای آزادی کشور به مبارزه پرداخته اند مورد تقدیر قرار دهد تا با گماردن آنها به پست های دولتی از دانش و تجارب شان استفاده بعمل آید که همیشه پیشنهادات او مورد تائید و موافقت اسماعیل خان قرار میگرفت.

یکی دیگر از خدمات و مشخصه های قابل قدر شوری شهری در تحت ریاست حاجی لالا این بود که آنها همیشه به جبهات مختلفی که به احزاب خورد و کوچک و یا قوماندان ها ی مستقل دیگر ارتباط داشت سفر مینمودند و همه را به وحدت و اخوت دعوت مینمودند و هیچ کسی نمیتوانست به رد دعوت ایشان به پردازد، چون مخالفت با آنها که جمع کثیری از موی سفیدان، علما، دانشمندان و معززین هرات بودند مخالفت با خواسته های مردم هرات تلقی میگردید.

خلاصه مرحوم حاجی لالا دارای اوصاف پسندیده ی فراوانی بود که این نوشته گنجایش بیان آنها را ندارد و چنین نوشته کوتاهی برای معرفی شخصیت و خدمات او کافی و بسنده نیست. از درگاه حضرت خداوند متعال(ج) آرزومندیم که بهشت برین را جایگاهش گردانیده ، به خانواده و یارانش صبر عنایت فرموده و آرزو های او و ملت مسلمان افغانستان را در راه ایجاد یک افغانستان اسلامی، مستقل و شگوفان بر آورده گرداند. آمین یا رب العالمین.

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report