www.heratonline.com



آزادی در اغما
نوشته : مهسا طایع

مدت هاست که رؤیای آزادی، به خواب آشفته ای می ماند که به سختی می توان آن را تعبیر نمود. از سوی، منادیان آزادی در طبل و کرنای شان می دمند و دم از حقوق شهروندی وآزادی بیان می زنند و از سوی دیگر سپاهیان سربه فرمان همین منادیان در کوره های آهنگری شان، برای آزادی زنجیر های فولادین می سازند و چنان این زولانه ها را می گدازند که آزادی را دیگر در رؤیا هم نمی توان جستجو کرد.

تا دیروز که سکوت و سکون و تاریکی براین کشور حاکم بود، و تمام راه ها در تاریکی گسترده می شد، و مردم مجبور بودند آگاهی را پس بزنند و رفتار شان را در ترازوی مصلحت بسنجند، اما امروز که دورانی دیگر فرارسید و عده ای به فیض مصلحت های ملی، براریکه ی قدرت تکیه زدند، تنها کسانی اند که از دالان های تفکر خویش عبور می کنند و در اندیشه های خود شان رسوب می یابند و خودبینی چنان در آن ها آماس کرده که گویی جزآنان کسی و چیزی نیست. و همین است که اگر در جایی چیزی را دیدند و شنیدند که نمی تواند منافع شان را تأمین کند، خشم در جان شان می ریزد، و وقتی احساس می کنند که نقاب از چهرۀ شان به یکسو می رود، آب خوش را گل آلود می کنند تا کسی به حقیقت وجود آنان پی نبرد.

اما آنچه مسلم است، اینست که حقیقت پنهان نمی ماند، حتی اگر آن را در هزار حجاب بپیچند و در هزار زاویه پنهان نمایند.
چندی پیش، همه ما شاهد مناقشه ای بودیم که میان لوی سارنوال افغانستان، آقای عبدالجبار ثابت و دست اندر کاران یکی از چینل های خصوصی کشور به نام طلوع ، که خود نشانه ای کوچک از بحران بزرگیست که منافع ملی، مصلحت های ملی، و خواسته های ملی ما را مورد تهدید قرار می دهد.
چگونه می شود که از سویی دم از آزادی زد و سرخوشانه به این بینش و ظرفیت و توانمندی خود در جهت ایجاد فضای آزادی بیان، فخر فروشی کرد و از سویی جزخواست خودشان و منفعت خودشان، تحمل رویدادی دیگر ندارند.
باید اعتراف کرد که این روزها طلوع یکی از پربیننده ترین چینل هایست که توانسته مخاطبین زیادی را به خود جلب کند، اما چنان که رسالت ژورنالیستی، ایجاب می کند، این رسانه تا حدودی در بیان واقعیت های ریز و درشتی که در پشت پرده های سیاست بازانه، نقش می گیرد، موقفی روشنگرانه داشته است و شاید همین موقف است که جانب مقابل را به کمین می کشد تا در پی یافتن کوچک ترین فرصتی و بهانه ای، براین رسانه، تاختن آغازد.
لوی سارنوال که گویی، از مدت ها پیش، از سوی فرمانده خویش مامور توقیف این رسانه گردیده بود، در اولین فرصت و به بهانه ای خبری که سوژه اش، فرد مذکور بود، خوش خدمتی خویش را به مافوق خود ثابت نموده و تعدادی پولیس مسلح را به جانب این رسانه گسیل نمود. و عجیب اینست که قبل از اجرای چنین عملیاتی، در مخیله شان نگنجید که شبکۀ طلوع، می تواند مستقیما جریان این رویداد را در انظار عمومی، به پخش و نشر برساند و نوای همدلانه گروه ها و افراد برجسته زیادی را در حمایت از خویش برانگیزاند.
تلویزیون طلوع ادعا دارد که اگر هم به گفته آقای ثابت، در پخش صحبت های ایشان از برنامه خبری طلوع، تحریفی صورت گرفته، وی باید از طریق قانونی وارد مرحله شده و با شکایت به دفتر رسیدگی شکایات مطبوعاتی و رسانه ای، خواستار پی گیری ماجرا می شد. نه آن که شبانه افراد تحت فرمانش را به آدرس طلوع گسیل نماید و کار مندانش را مورد ضرب و شتم قرار دهد. هرچند هنوز هم روابط برضوابط چیرگی دارد و این کشور نابسامان این گونه سامان پذیر نمی شود زیرا جناب آقای خرم که پست وزارت اطلاعات و فرهنگ را احراز فرموده اند، از بخت خوش و اقبال بلند آقای سارنوال، یکی از دوستان هم حزب ایشان می باشد که بلا فاصله در جریان این رویداد تلویزیون طلوع را مقصر اعلام نمود، آنهم با ادلۀ این که به گفته سارنوال صاحب:

1- طلوع به تحریف یکی از مصاحبه های ایشان پرداخته است.
2- پولیسی که سارنوال به طلوع اعزام نموده پنجاه نفر بوده اند، در حالیکه طلوع ادعا می کند 200 پولیس به آن جا حمله ور شده است.
3- طلوع به شخصیت های جهادی توهین می کند.
4- طلوع به جای استفاده از مصطلحات ملی، سعی در رواج فارسی ایرانی دارد.
در پاسخ به چنین ادعاهایی، نه از موضع دفاعیۀ طلوع و نگاهی جانبدارانه که به نگارندۀ این مقاله هیچ ارتباطی ندارد، بلکه از دیدی واقعگرایانه می توان گفت که:

1- تعریف و تبصره در مورد مقام های بالا و رسمی در هر کشوری، در کلیۀ مطبوعات جهانی، امری معمول می باشد، اما اگر این تعریف و تبصره، عمد و غرضی را در پی داشته و یا ناشیانه صورت بگیرد، جانب مقابل می تواند اعاده حیثیت نموده و آن رسانه را به دادگاه مطبوعاتی بکشاند، نه آن که شخصاً اقدام نماید. البته رسانه هایی که عمداً در تخریش افراد و گروه ها، عمل نمایند، و جهۀ مردمی خویش را از دست می دهند و از اعتبار و صداقت آنان به وضوح کاسته می شود.
2- یقیناً حمله مسلحانه در تاریکی شب صورت گرفته و برای دست اندر کاران طلوع، این امکان میسر نبوده که شمارش دقیقی از افراد گسیل شده به آن جا داشته باشند.
اما این ادعا از جانب لوی سارنوال و شکایت ایشان به کمیسیون سمع شکایات وزارت اطلاعات و فرهنگ، نمی تواند برای طلوع یک جرم محسوب شود و پی گرد قانونی داشته باشد.
3- آقای سارنوال ادعا دارد که طلوع به شخصیت های جهادی توهین و بی حرمتی می کند، اما کسی نیست که به ایشان گوشزد نماید که ای کاش فردی با چنین ادعایی، از خود سند و مدرکی دال بر بی حرمتی و فحاشی به همین شخصیت های جهادی بر جای نمی گذشت که طلوع بتواند از آن مکررا بهره برده و آن را پخش نماید.
چه طلوع و چه هر چینل و رسانه دیگری که بخواهد به افراد بی حرمتی نموده و حقوق شهروندی را جدای از تمام ملحوظات دیگر، نادیده بگیرد، محکوم و مردود است.
4- آقای سارنوال ادعا دارد که وی پولیس غیر مسلح را به آن جا فرستاده و این را از طریق مصاحبه ای که با تلویزیون شمشاد داشت ایراد نمود که اگر غیر از این باشد می توانند مرا سنگسار نمایند.
چند لحظه بعد طلوع اقدام به پخش مجدد مناقشه پرداخت و با حلقه سرخی که اسلحۀ پولیس را جلوه گر می ساخت، ادعای آقای سارنوال را نقش بر آب نمود. اکنون جای یک قاضی خوش ذوق خالیست تا حکم سنگسار را برای آقای ثابت اعلام نماید، تا دیگرکسی چنین مدعیاتی نفرماید.
5- طرح مسایل زبانی، از سوی آقای سارنوال جز برای به انحراف کشاندن افکار عمومی، هیچ دلیل دیگری نداشت و ادعایی خام و پوچ بود که صد البته می تواند تفرقه های قومی و زبانی را که کسان بسیاری از آن سودمی برند و این روز ها رواج گرمی هم یافته، رونق بدهد و تشدید نماید که تنها می توان گفت، براستی جای تعجب است!

به هرحال پیش آمد چنین ماجرایی، آنهم در شرایطی که کمتر از دو سال دیگر به انتخابات ریاست جمهوری زمان باقیست، حاکی از این واقعیت است که آقای کرزی، از همین حالا به فکر جذب تمام نیروها، ارگان ها ورسانه هاست که احتمال می دهد در آیندۀ نه چندان دور در مسیری که خود آن را مستحق طی دوبارۀ آن می شمارد، سنگ اندازی نمایند. اکنون هرگونه اغماض و فرو گذاشتی، از امر دفاع از آزادی مطبوعات که یگانه حاصل پنج سالی اخیر می باشد، کشور را یکسره به دورۀ استبداد خواهد کشانید. آنچنان که آقای کرزی توانست موفقانه به تحمیل قانون اساسی دست پخت خویش بالای مردم افغانستان، بپردازد، شکی نیست که برای آینده هم برنامه های زیادی را در سر پرورانده باشد.
به هر حال این هشدار ها را نباید نادیده گرفت و زبان را در برابر حقیقت کند ساخت.
اگر اربابان قدرت تنها راهی را می شناسند که به خود آن ها منتهی می شود، و با متانت به مردم دروغ می گویند، هیچ چیز برای من و شما زیباتر از آن نیست که قفل حقیقت را بگشاییم و نگذاریم که آزادی در اغما بمیرد.



Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.