www.heratonline.com



درد دل شایسته سالار
طنزی از : سید نورالحق صبا

واقعا رنج آور ، قابل تاسف وتحمل نا پذير است.مدتهاست با تدوير جلسات،تذكرات ،ايجاد كميسيونها وايراد بيانات متعدد ، موفق نشدم كارمندان را به رعايت حال مراجعين ومراعات حاضرى عادت دهم.

همه روزه ، همينكه ساعتهاى ده ده ونيم صبح ، خمار وخواب آلود از محل بود وباشم به دفتر مى روم ، متوجه مى شوم كه تعدادى از كارمندان، تازه آمده و بعضى ناجوانها هنوز نيامده اند، دروازهء اكثر شعبات بسته ومراجعين پشت دروازه هاى بسته ، بعضا سگرت دود ميكنند ، خميازه ميكشند يا فحش ودشنام ميدهند. شرم آور است. بى اعتنا به سلام ها و خنده هاى معنى دارشان به سرعت از دهليز خودم را به دفتر مى رسانم .

همينكه پشت ميزم قرار مى گيرم وميخواهم از دوستان وآشنايان خبر بگيرم واز كار وبار شان آگاه شوم، متوجه مى گردم ، تلفن دفتر كه "پارت لين" است وقت توسط يكى از مديران يا كارمندان ، اشغال شده، خوب كه گوش ميكنم در مى يابم كه صحبت هاى كاملا غير رسمى دارند. نمى دانم با چه زبانى به آنها بفهمانم كه از تلفن رسمى ، صرف بايد استفادهء رسمى كرد!

بعد ازاينكه از فرط عصبانيت چهار پنج تا سگرت دود ميكنم ، از جايم بلند مى شوم و رئیسانه سرى به ساير شعبات مى زنم، اما با كمال تاسف مى بينم كه ، كارمندان ، گرم اختلاط وچاى نوشيدن وسگرت دود كردن اند. مى خواهم فرياد بزنم:
? چرا رعايت حال مراجعين را نمى كنيد؟چرا فضاى شعبات را با دود آغشته ايد؟ چرا نمى خواهيد بفهميد اينجا ادارهء رسمى است نه سماوارى ! چرا از عطيهء دموكراسى استفادهء نادرست مى كنيد؟ اما به روى خودم نمى آرم، در عوض لبخند صبورانهء مى زنم و دو باره پشت ميزم قرار مى گيرم.پيشخدمت را سفارش چاى مى دهم وبراى التيام ناراحتى اعصابم شروع ميكنم با خودم به انگليسى حرف زدن.

پس از نوشيدن هفت هشت پياله چاى ودود كردن سه چهار تا سگرت، همينكه مى خواهم لااقل پشت ميز دفتر به اصطلاح آلمانى ها« پاوزه» كنم و« پينكى » بزنم ، مى بينم كه سكرتر شله كه از همان شيخ بروت ها ی سابق است با دوسيهء لاى بغلش وارد دفتر مى گردد. با خودم مى گويم : عجب مردم موقع نشناسى اند. باز مصيبت امضا كردن! نخير اينها آدم را راحت نمى گذارند.

با اكراه ، پايين مكتوبها را امضا مى كنم . پس از اينكه با امضا كردن چند مكتوب ، خوب خسته مى شوم، سگرت ديگرى آتش مى زنم وايندفعه فرياد مى زنم: كافى ! « البته منظورم را که می فهمید ، یعنی قهوه !! »

نوشيدن كافى ، انرژى ازدست رفته را اعاده ميكند. ساعتهاى يازده يازده ونيم ، تصميم مى گيرم براى جبران بيخوابى شب گذشته ، راهيى محل اقامتم شوم. ميدانيد چى مى بينم؟ با كمال تاسف متوجه مى شوم كه دروازهء اغلب شعبات بسته واز مديران بخشها وكارمندان ريز ودرشت ،خبرى نيست. بروى خودم نمى آرم در عوض لبخند رئیسانه زده موترم را سوار مى شوم.

اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا كند، براى رفع كسالت وديدن اولاد ها مجبورم براى لااقل يكى دوماه عازم اروپا شوم



Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.