www.heratonline.com


سیاست و جوانان
غلام ناصر خاضع

سياست درلغت به معناي فن اداره كردن امورمملكت ، اصلاح امورخلق ، حكم راندن بررعيت وبه معناي عقوبت ومجازات هم بكاررفته است ولي امروزه آنجه ازفعاليت هاي كه فرد ويا گروه به منظور راهيابي به دهليز قدرت انجام ميدهندرا نيز سياست ويا سياست ورزي مي گويند. ودركتب اخوان الصفا ، اخلاق ناصري ودستور، با تركيبات مختلفي ازجمله سباست اصحاب ، سياست جسماني ، سياست فاضله ، سباست مدنيه، سياست موازنه ، سباست نقساني وسياست ناقص بكار رفته است كه هريك بيانگر مفاهيم خاصي است كه درين مقاله بنا نيست به چند وچون اين مقاهيم وبازشگافي ابعاد آنها پرداخته شود بلكه هدف چگونگي رابطة سياست با جوانان ويا باالعكس است.

درسلسله مقالات قبلي ام ، مباحث مختلفي را بصورت اجمالي درخصوص جوانان مطرح نمودم واينكه چرا غالبا طرح اين مباحث منحصربه جوانان صورت گرفته ناشي ازباورنگارنده به اصلاح نسل جوان، به مثابة تنها را هكار عملي اصلاح عمومي آينده ايست كه درانتظارش نشسته ايم .

من به تجربه دريافته ام كه اصلاح نسل جوان ، آيندة كشوررا ميتواند تضمين وتأمين نمايد حالا ممكن است سليقه ها ومتودهاي مختلفي درين راستا موجود باشد كه بتوان به كمك آنها راههاي ميان بر وكوتاه تري را نيز درپيش گرفت.
بهرحال جلوة مقاهيم دركشورما به اشكال ديگري است ، ارزش ها رنگ ديگري دارند وروابط به گونه هاي نا مطلوبي شكل يافته اند. به همين منظور بايد روي هركدام مبحث جديدي باز شود وبه تحليل گرفته شود.
برميگرديم به اصل موضوع ( سياست وجوانا ن ).
شايد عده اي درهمين آغاز بحث انتقاد كنند كه اينهمه درسياست غرق بودن جوانان ، كه طي سالهاي بحران، يا به ميدان شعار بودند يا دسته دسته درصفوف پيكار، براي جوانان مملكت كافي نيست كه بازبه مرداب سياست توجيه شوند واستعداد وانرژي شان صرف اين واژة آلوده وخونبارگردد؟
بلي! دقيقا سياست دركشورما چهره ومفهومي بهترازاين نداشته است ، مفاهيم وارزش هاي مختلفي دركشورمارنگ باخته وحس ملي درمورد آنها نسبت انحرافات عديده ، ازبين رفته است ازآنجمله است سياست كه درافغانستان سيرخونباروتهوع آوري داشته ، جوانان حق دارند درين ورطة نكبت باربا رغبت تمام پاي نگذارند.

كدام نهاد سياسي ، كدام جريان روشنفكري ، كدام انقلاب وكودتا وتحول ، توانسته عطش طبيعي مشاركت درامرسرنوشت را درجامعة ما فروبنشاند؟ مگر سياست درين سرزمين معناي غيرازفريب ودروغ ووطنفروشي بي التزامي وستمگري داشته است ؟ مردمي كه همه طيف ها ، گروه ها وگرايش هاي سياسي را درمبارزات براندازانه ، قدرت طلبانه وتصدي قدرت تجربه كرده باشند مسلما به جوانان خويش اجتناب ازميدان سياست را توصيه مي كنند. واما اين واقعيت مكتوم نماند كه را ه تماشاگري وگوشه گيري مردم نيزبه ديكتاتوري ولگام گسيختگي زمامداران منتهي ميگردد.

من نقش ابزارگونة جوانان درمبارزات سياسي سالهاي متمادي را مشاركت سياسي نميدانم هرچند اينجنين تقشي بسياربارزوتعيين كننده بوده است ليكن هنگام تصدي قدرت نسبت فقدان نهادهاي سياسي ملي، ماحصل مبارزات جوانان، درانحصار عدة درآمد كه به چيزي جزتماميت خواهي وانجصارقدرت باورمندنبوده و بجاي مراجعه به آراء مردم به برخي ملاهاي نقابدار و روحانيوني مفت خوار وارباباني غارتگرواستثمارپيشه روي مي آوردند كه با كوتاه ترين راه وآسان ترين شيوه (پرداخت حق السكوت پول وتمليك اراضي ملي )بوسيلة اين عناصرمزدور، مشروعيت ديني رژيم، وتقوا وديانت امراء وولينعمتان سخاوتمند شان را درجرگه هاي حكومتي به نمايندگان كاذب مردم وازطريق منابر به عامة مردم القاء نمايند. بدبختانه اين دورباطل دركشورما بارها تكرارشده است حتي امروز هم كساني كه تجربة سي ساله زندگي دركانون هاي دموكراسي درممالك غربي را دارند نيزبخاطرحفظ وبقاي قدرت دنبال نوكران دربارظاهرشاهي هستند تا به هرقيمتي كه شده بازآنها را بجان مردم بزنند ومشروعيت سياسي خود را ازآستين چپن هاي مرموزحاصل نمايند.

با اين شكل وقيافة كريهي كه سياست دركشورما دارد نمي توان جوانان را كه فردا ازآن ايشان است به خمود وانزوا فراخواند تا ناگزيرباشند بازبه ابزاردست سياستمداران تبديل شوند.

مطالعة تاريخ سياسي كشوراين واقعيت را براي جوانان آشكارميكند كه دركشورما تعريف سياست ، كشمكش برسرتصدي قدرت است بخاطري كه هميشه اين كشمكش ها خونين بوده است بقاي قدرت هم با ربختاندن خون همراه بوده است اما امروز شعارها تفاوت كلي دارد، قانون اساسي كشورامروز ظاهرا مبتني برارزشهاي دموكراسي تدوين يافته ، قواء ثلاثه شكل گرفته ، جامعة بين المللي نظاره گراوضاع است علي الظاهر نهاد هاي مدني ، مطبوعات مبتني برآزادي بيان وغيره ميدان تجلي استعداد ها وانديشه هاي جوان درعرصة سياست را مساعدساخته است هرچند چالش هاي بسيارزيادي هم درمسيرراه وجود دارد .كه چرائي حضورجوانان درعرصة سياست را بيش ازپيش توجيه پذيرميسازد.

حضوردرصحنة سياسي درحقيقت حضوردرمارش ومتينگ هاي جريان هاي سياسيتگروسردادن شعارهاي زنده باد- مرده باد نيست « سنتي كه تاكنون دربين نسل جوان ما رايج بوده است » بلكه بي تفاوت نبودن دربرابر فرايند سياسي موجود دركشور، همصدائي با جريان هاي مدافع ارزشهاي مادي ومعنوي جامعه وموضعگيري معقول مبتني بر منافع عليا ء ملت است . اگرصداي جوانان بالندة كشور به حمايت ازفرداي بهتر ازامروز بلند نشود هرصداي ديگري يا به هدف حفظ داشته هاي امروز است يا به منظور بدست آوردن چيزهاي براي امروز.

جوانان تحصيل يافته بيش ازجوانان درس نخوانده درقبال اوضاع سياسي مملكت مسئوليت دارند. بنا براين ضرورت، امروز بايد مطالعات وآگاهي لازم را دراوقات فراغت پيرامون وضعيت سياسي كشوروجامعه وسياست هاي جهاني مربوط به آن حاصل نمايند، ماهيت جريان ها ، احزاب وگروه هاي فعال را بشناسند تا مقدمة ارزشمندي به هرگونه مشاركت سياسي مثبت ، متين وسنجيده درآينده باشد.

به آنهاي كه ميفرمايند دوست ندارم كه حرفي درمورد سياست بشنوم چه رسد به اينكه قدمي درين راه بردارم افراد بي خاصيت مي گويند زيرا كساني كه براي شان كمونيست ومجاهد وطالب ومستبد وقوم گرا وغربگرا وغيره فرفي نداشته باشد وبا همه بتوانند بسازند وبارهمه را حمل كنند؛ يا همه را ردكنند وخود هم حرفي براي گفتن نداشته باشند، چه خاصيتي ميتوانند داشته باشند؟ آنهاي كه واقعا نمي دانند ويا نمي توانند ويا هيچ وسيلة را براي مخالفت با نظام حاكم دراختيارندارندويا اعتقاد برمطلوب بودن نظام حاكم دارند آنها معذورند.ليكن كساني كه ميدانند وميتوانند يا با قدمي يا با درمي ويا با قلمي رسالت ومسئوليت خود را اداء كنند وفروگذاشت مي كنند شكي نيست كه زندگي گوسفند واررا برگزيده اند وارزش آزادي وآزادگي را درنيافته اند.

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.