www.heratonline.com


بلجیم پناهگاه قاتل 25 هزار شهید
بمناسبت قیام بیست و چهارم حوت هرات باستان
نوشته : محمود نکته دان

باز سخن از قیام قهرمانانه و کفر ستیز بیست و چهارم حوت سال 1357 هرات باستان است . سخن و یاد بود از قیامی که در تاریخ معاصر جهان بی نظیر است و شکست ابدی کمپ کمونزم را در پی داشته است.

هر گاهی سخن از قیام خونین بیست و چهارم حوت بمیان می آید هر خواننده و شنونده بسرعت میداند که چه جنایت هولناکی در این روز اتفاق افتاده و چگونه مزدوران شیاد و ستم پیشه روسها با وحشت و بر بریت تمام 25 هزار انسان مظلوم و بیگناه را در یک روز به خاک و خون کشیده شده اند و چگونه صد ها هزار انسان مسلمان بخاطر از دست دادن عزیزان شان تا کنون که سی سال از آن حادثه میگذرد به عزا و ماتم نشسته اند.

آری ! سخن از یوم الله بیست و چهارم حوت است. روزیکه بحق میتوان از آن بعنوان روز پیروزی خون بر شمشیر یاد کرد ، چون مردمی با دستان تهی بر مدرن ترین تانک ها و وسایط نظامی ابر قدرت قرن یورش بردند و با فریاد نعره های الله اکبر و با ایثار خون های پاک و جان های عزیز شان دشمن تا دندان مسلح را به شکست مفتضحانه روبرو ساختند و طلسم شکست ناپذیری کمپ کمونزم را با نیروی ایمان و توکل بخدا درهم شکستند و غرور و تکبر شیادان روسی و نوکران پست فطرت و فرومایه شان را به خاک ذلت برابر ساختند.

24 حوت روز خشم ملتی تهیدست در برابر ابر قدرتی ستمگر و نوکران پلید و فاسد شان است. روزیکه مردم ما بخاطر فتح پسته های ضد امنیتی دشمن دسته دسته بر آن پوسته ها یورش میبردند و جانیان قرن با آتش مسلسل آنها را بشهادت میرسانیدند اما کشتار پیهم مردم نه تنها که در اراده شان خللی وارد نمیکرد بلکه ایشان را در راه قلع و قمع دشمنان اسلام مصمم تر میساخت.

آری! درین روز مردم حماسه می آفریدند و با همدیگر خود میگفتند که اگر هزاران نفر هم از ما بشهادت برسد تا پیروزی نهائی به پیش میرویم. بگذار آنها ما را شهید کنند اما سر انجام مرمی های ایشان خلاص میشود و این جانیان و قاتلان را از سوراخ ها ی که پنهان شده اند به بیرون خواهیم کشید. این داستان معروفی است که مردم در منطقه دروازه عراق دسته دسته بر پوسته های دشمن یورش بردند و بشهادت رسیدند تا اینکه مرمی و مهمات قاتلین در آن پسته ها به پایان میرسد و مردم قهرمان هرات آن پسته ها را فتح و قاتلان ملت را بیرون کشیده و به جزای اعمال شان میرسانند.

درین روز مردم مدرن ترین تانک های جنگی دشمن را با چوب و بیل و کلنگ متصرف میشوند و آنها را با لحاف های آلوده با تیل و پطرول به آتش میکشند. درین روز که مردم با دستان خالی مراکز مهم سیاسی و نظامی دشمن را یکی پی دیگری فتح کردند افسران مسلمان فرقه 17 هرات بدفاع از هموطنان مسلمان خویش قیام نمودند و به خاطر دفاع از اسلام ، وطن و آزادی بر مرکز فرماندهی جنرالان کمونست و مشاورین روسی شان با توپ ها و سلاح های ثقیله خود آتش گشودند و آنها را با همه آرزو های کثیف شان رهسپار دیار عدم ساختند و بیرق سبز توحید را بر افراشتند.

اما دیری نگذشت که شیادان بی وجدان و قسی القلب تاریخ با ترفندی دیگر وارد معرکه شدند و با بلند کردن بیرق های سبز با قافله از تانک ها و وسایط زرهی از طریق قندهار وارد هرات شدند و پیوستن خود را به مردم اعلام نمودند و به مجرد رسیدن به فرقه 17 به یک جنگ تمام عیاری در مقابل قیام کنندگان پرداختند و با حمایت نیروهای هوائی روسیه که از داخل خاک شوروی وقت به پرواز می آمد بقتل عام بیشتر مردم و نظامیان مسلمان فرقه 17 پرداختند.

هرکسی از آن روز ها خاطرات تلخ و فراموش ناشدنی دارد و من هم مثل هزاران هموطن دیگر خود از آن روز و از آن دوران خاطرات تلخی دارم که همواره مرا متاثر و اندوهگین میسازد. من که در آن ایام نوجوانی بیش نبودم خوب بیاد دارم که در کنار سرک هاشمی در مقابل منزل خود ایستاده بودم و مانند سایر همسایه ها که در دوطرف سرک به استقبال از دسته های چند صد نفری مردم که به جانب شهر در حال حرکت بودند می پرداختند ، من هم مانند سایرین با کف زدن و فریاد نعره های تکبیر در مقابل این حرکت مردمی احساسات خود را ابراز مینمودم. در حالیکه یک دسته بزرگ از جمعیت تظاهر کننده در حدود پنجاه متری از ما دور نشده بودند و ما منتظر دسته های دیگر مردم بودیم تا بما برسد و با نعره های تکبیر و کف زدن ها از ایشان استقبال نمائیم ، ناگهان صدای انفجار مهیبی را در میان جمعیتی که به طرف شهر روان بودند شنیدم و دیدم که چگونه اکثریت افراد آن جمع در وسط سرک و روبروی مسجد محل ما تکه تکه و پارچه پارچه شدند. حالتی بر من مستولی شده بود که نمیتوانستم از جایم تکان بخورم تا بجانب خانه بروم. بی نهایت تحت تاثیر قرار گرفته بودم. باران میبارید و من به جنازه ها و تکه پارچه های شهدا خیره شده بودم و میدیدم که شاخه های در هم شکسته درخت های ناجو نیز در کنار جنازه های شهدا به هر طرف پرتاب شده است. در واقع من کنترول اعصاب خود را از دست داده بودم تا اینکه باران شدیدی که در حال باریدن بود خون های شهیدان این حادثه را به جوی های کنار سرک آورد ووقتی در جوی کنار خانه مان خون ها را در حرکت دیدم ناگهان فریادی کشیدم و خود را به خانه انداختم. همه اعضای خانواده نگران من بودند و نمیدانستند چه روزی به سر من آمده است چون هیچ کسی نمیتوانست سر از خانه بیرون نماید زیرا تانک غول پیکر دشمن در ناحیه خواجه کله در وسط سرک ایستاده بود و به هر طرف با ماشیندار های ثقیلش فیر مینمود.

عصر همان روز که هنوز هم هر لحظه آن واقعه دلخراش به مقابل چشمانم مجسم میشد و یاد تکه پارچه های وجود شهیدان و روان شدن خون آنان در جوی مقابل خانه ما روح و روان مرا آزار میداد و سخت جگرخون و پریشان خاطر بودم ، هنوز هم حس کنجکاوی من مرا وا میداشت تا به بینم که وقایع بعدی چه بوده است. این بار بر بام خانه رفتم تا از آنجا بداخل سرک نظری بیافگنم تا بدانم که بالاخره سرنوشت این مردم مظلوم چه شد و بکجا رسید. درین وقت دو واقعه جدا گانه دیگری را مشاهده نمودم که هر وقتی بیادم می آید مرا سخت متاثر و اندوهگین میسازد و فکر میکنم همین دیروز بوده است. آن دو حادثه به انتقال جنازه های شهدای این روز ارتباط داشت که در یک مورد مردم آغشته بخونی را مشاهده میکردم که جنازه های عزیزان شان را در بین کراچی های غرق در خون انداخته و ازشهر به طرف قرا و قصبات خود در حال حرکت بودند. اما مورد دومی که همیشه خاطره تلخ آن مرا نا آرام و اندوهگین میسازد این بود که شخصی را در میان سرک دیدم که از شهر به جانب دهات در حرکت بود و بسیار بلند گریان میکرد و جنازه ی را که در بین پتوی خود پیچیده بود در پشت داشت و به طرف قریه خود در حال حرکت بود.

آری! آن شخص جنازه یک انسان راو یا شاید هم تکه پارچه های جنازه یک انسان را بشکل کلوله شده دربین یک پتو به پشت کرده بود و معلوم بود که شاید یکی از بهترین و یا نزدیکترین عزیزانش باشد چون بطور دوامدار و غیر قابل کنترولی درد های خود را با گریه ای بلند فریاد میکرد و حرف های میزد که درست نمیفهمیدم چون حرف های او با گریه و فریاد و ناله های جانکاه وی همراه بود. این حادثه تلخ برایم فراموش نشدنی است و هر لحظه ایکه آن صحنه در مقابل چشمانم قرار میگیرد به عاملین این جنایات هولناک نفرین و لعنت می فرستم و امیدوارم همانطوریکه خداوند متعال حامیان دیروزی این قاتلان حرفوی را بخاک سیاه ذلت نشاند حامیان امروزی شان را هم که وارثان شهدای افغانستان را بنام های مختلف مورد حمله قرار میدهند به برکت خون پاک شهدای جهاد افغانستان به شکست و سر افگندگی ابدی روبرو بسازد.

بهر صورت از موضوع خارج نشویم فردای آنروز که از خانه بر آمدیم و هنوز بوی خون و باروت در سراسر کوچه و خانه های همجوار به مشام میرسید متوجه شدیم که همان انفجار دیروزی در میان مظاهره کنندگان که من آن را یک انفجار شنیدم بودم، فقط یک انفجار نبوده بلکه همان تانک مستقر در منطقه خواجه کله دو گلوله توپ را بالای همان مردم انداخت کرده بوده است که من بعلت قدرت انفجار اولی که حس شنوائی مرا متاثر ساخته بوده انفجار دومی را نشنیده بودم. بهرصورت درین روز مردم از سر درخت های ناجو و دیوار های خانه ها و دوکان های محل لباس ها و تکه های اجساد شهدا راجمع آوری مینمودند تا دفن نمایند. واقعا صحنه بسیار وحشتناکی بود چون قطعات اجساد ده ها انسان در گوشه و کنار سرک افتاده بود و در اثر باران خونهای پاک این شهیدان در جوی های کنار سرک جاری شده بود. وحشتناک تر از همه این بود که چند روز بعد سر و یا تنه یکی از شهدا را مردم از فراز یکی از درخت های ناجو که در بوسیله انفجار به آن جا پرانده شده بود پائین می آوردند.

این یک نمونه بسیار کوچکی از هزاران در هزار جنایتی است که توسط شیادان بی وجدان وقاتلان فرومایه تاریخ یعنی خلقی ها و پرچمی ها در روز قیام بیست و چهارم حوت صورت گرفته است و اگر هرکسی چشمدید خود را از داستان شهادت شهدای این حادثه بطور جداگانه بنویسد در حوصله مثنوی هفتاد من کاغذ هم نخواهد گنجید.

حالا اگر بنشینیم و قصه شهادت مظلومانه بیست و پنج هزار شهید مظلوم را بطور جدا گانه به رشته تحریر در آوریم و از مظلومیت شهدای که به جرم دفاع از عقیده ، ناموس و سرزمین خود توسط قصابان کمپ کمونزم قطعه قطعه شده اند و یا از مظلومیت خانواده های این شهدا که سی سال تمام در فراق عزیزان خود سوخته اند و ساخته اند بنویسیم کار بزرگی را انجام نداده ایم چون دین قهرمانان این قیام و خانواده های مظلوم و ستمکشیده اما سربلند شان با حرف و نوشتن ادا نمیشود و فقط بمحاکمه کشیدن قاتلین شهدای این حادثه است که میتواند مرهمی بر زخم های سی ساله وارثین شهدای 24 حوت بگذارد.

تنها دیدن تناب دار بر گردن قاتلین شهدای 24 حوت ( نظیف الله نهضت ، عبدالحی یتیم ، گلابزوی ، تنی و... ) است که میتواند بصورت نسبی مرهمی بر زخم وارثین این شهدا که در واقع به یک ملیون نفر میرسند بگذارد چون هر شهید این قیام به چندین خانواده ارتباط داشته و بدین ترتیب این جنایتکاران قرن یکملیون مسلمان هراتی را داغدار ساخته اند.

انسان های کثیف و پست فطرتی که فرماندهی کشتار مردم مظلوم ما را بدوش داشته اند کم نیستند اما سران آنها که پلید ترین و قسی القلب ترین افراد احزاب بدنام و مزدور خلق و پرچم میباشند و فرماندهی کشتار مردم را بعهده داشته اند باید بدرجه اول مورد محاکمه قرار بگیرند. این افراد معلوم الحال از قبیل نظیف الله نهضت ، عبدالحی یتیم و ..... باید همانطوریکه نجیب جلاد وغدار بدار آویخته شد و به جزای اعمال کثیفش رسانیده شد بدار آویخته شوند و به جزای اعمال کثیف خودها برسند.

این جلادان و ددمنشانی که امروز خود را بر حسب خصیصه نوکر منشی و بخاطر نجات از خشم مردم مسلمان افغانستان در دامن بیگانگان دیگری که تا دیروز امپریالزم اش میخواندند انداخته اند باید بدانند که اگر باز هم از محاکمه ملت فرار نمایند از محاکمه الهی فرار کرده نخواهند توانست.

این ها کسانی اند که هنوز هم چنگ و دندان شان بخون مردم ما رنگین است و این ها کسانی اند که هرات را بخاک و خون کشیده اند و مردم مظلوم هرات را به جرم دفاع از مفاخر دینی و فرهنگی شان از هوا و زمین هدف بمب و راکت و گلوله قرار داده اند.

این ها کسانی اند که خواسته اند با شهادت 25 هزار انسان مسلمان فریاد مظلومانه فرزندان آن مرزو بوم را در حلقوم شان خفه نمایند. این ها کسانی اند که تمام بلوک شرق را برای کشتار پدران، مادران، برادران و خواهران هموطن شان دعوت نمودند و این ها کسانی اند که از زمین کروکی میدادند تا بیگانگان از هوا مردم شانرا به خاک و خون بکشند.

این ها جنایتکارانی اند که خون 25 هزار شهید عطش خونخوارگی ایشانرا نتوانسته است فرو بنشاند و بعد از به پایان رسیدن این قیام نیز به زندانی ساختن و قتل فرزندان این سرزمین ادامه داده اند و از انواع شکنجه های برقی همراه با ناخن کشیدن ها و اعدام های به اصطلاح انقلابی شان لذت می بردند و ریختاندن خون بیگناهان ایشان را مست و مدهوش میکرده است.

زندان های وحشتناک، پولیگون های نظامی، و دل دشت ها و کوه ها و دره ها همه شاهد کشتار های دستجمعی مردم ما توسط عناصر اوباش و بی وجدان خلق وپرچم است. همانطوریکه در کوه های عقب فرقه 17 هرات جسد هزاران انسان مظلوم و بیگناه از قبر های دستجمعی کشف گردیده ، در دل هر کوه و دامن این سرزمین از هرات تا بدخشان، از کابل تا قندهار و ارزگان ، از ننگرهار تا نورستان و بامیان و .... هزاران در هزار انسان مظلوم و بیگناه با دست ها و چشمانی بسته با هزاران امید و آرزو توسط این جانیان برای همیش در دل خاک مدفون گردیده اند و در آغوش خاکی که در دفاع از آن جانهای شیرین خود را فدا کرده اند بصورت گمنام آرمیده اند.

لست 12 هزار نفری شهدا در مقابل وزارت داخله و زندان پلچرخی نمونه کوچک دیگری از این کشتار های بیرحمانه است که توسط جلادان حاکم صورت گرفته است این ها با نصب این لست 12 هزار نفری اعلان نمودند که اسامیان 12 هزار نفر ذیل را ما کشته ایم و دیگر کسی از اقارب آنها به سراغ شان نیاید. اما عده کمی از مردم که فقط نام عزیزان خود را در این لست ها دیدند ، جنازه های عزیزان شان را هرگز مشاهده نکردند و تا کنون که حدود سه دهه میگذرد آرزو دارند تا از محل دفن و مقبره شهیدان و عزیزان خود اطلاع حاصل نمایند. اما اقارب صد ها هزار انسان مظلوم دیگری که توسط جلادان خون آشام خلق و پرچم بگونه ظالمانه به شهادت رسیده اند و از اسامی آنها لستی منتشر نگردیده و از جنازه ها و محل تدفین آنها اطلاعی در دست نیست تا بکی باید چشم براه اطلاعی از محل گورستان های شهدای خویش بنشینند. چنین اطلاعاتی باید از طرف افرادی همانند نظیف الله نهضت ، یتیم، تنی، گلابزوی و همکاران نزدیک نجیب جلاد فراهم شود تا به انتظار مردم ما در مورد مقبره های شهیدان شان پایان داده شود.

من در سال 1371 بعد از سقوط حکومت نجیب اسنادی را به چشم سر مشاهده نمودم که حکایت از قتل های دسته جمعی بشکل بسیار وحشیانه داشت. درین اسناد که در هر کدام آن اسامی 15 تا 30 نفر از هموطنان ما بشکل لست وار درج گردیده بود . بگونه مثال درین لست ها جنین نوشته شده بود:

1 – نام عبدالله سن 23 ساله سکونت ادرسکن

دراین لست ها که به ترتیب فوق اسامی 15 الی 30 نفر با مشخصات شان در هر ورق درج گردیده بود در قسمت پائینی هرورق چنین نوشته شده بود: اسامیان فوق بعد از حکم محکمه انقلابی اعدام و جنازه بعد از معاینه داکتر مخفی گردید. و در پایان هر ورق سه نفر امضا نموده بودند که یکی از آنها بنام خارنوال خیرخواه بود ودیگری اگر صحیح بیادم باشد گل احمد فگار بود و نام شخص سومی بیادم نمانده است. این اسناد را که در اوایل پیروزی مجاهدین دیده بودم دقیقا بیادم نیست که از طریق چه کسانی به ملاحظه من رسیده بود نمیدانم از افسران بیطرف فرقه 17 بودند و یا اینکه از افراد مربوط امنیت ملی بودند. اما این بیادم هست که از آنها زیاد خواهش نمودم تا یک کاپی آنها را که تعداد آنها به حدود یک صد ورق میرسید بمن بدهند تا در آینده در نوشته ها مورد استفاده قرار گیرد و یا اینکه مردمی که هنوز در انتظار عزیزان خود هستند اسامی آنها را دربین این لست ها جستجو نمایند. آن شخص بمن گفت این ها که همین 100 ورق نیست تعداد این ها به هزاران ورق میرسد و ما این ها را بطور نمونه آورده ایم تا این ها را به مردم نشان دهیم تا نمونه های از وحشت و بربریت خلق و پرچم را به چشم سر مشاهده نمایند.

در آنزمان هنوز ملیشیای رژیم قبلی مسلح بودند و با تانک های خود در شهر و اطراف شهر گشت و گذار میکردند و هر روز کنترول ادارات دولتی بین آنها و مجاهدین دست بدست میشد. شماری از ادارات را در تصرف داشتند و بعضی را هم تازه میگرفتند. من نمیدانم شاید آن اسناد هنوز هم در اداراتی بوده باشد که ملیشه ها بر آن ها تسلط داشته بوده باشند.

بهرصورت بعد از خلع سلاح ملیشه ها به ریاست امنیت ملی مراجعه نمودم تا اگر ممکن باشد یک کاپی از آن اسناد را بدست بیاورم اما این وقتی بود که چیزی بدستم نیفتاد چون به گفته یکی از کارمندان امنیت ملی ، اسناد آن اداره توسط قاری سید احمد غوردروازی مشهور به قاری یکدست که فعلا رهبر حزب الله است اندکی قبل از فرار ملیشه ها بغارت برده شده بود و توسط موتر های لاری حزب الله به ایران منتقل و بقول آن شخص تحویل سپاه پاسداران ایران گردیده بود. شاید ایرانی ها میخواستند از شبکه های اطلاعاتی افغانستان بداخل ایران اطلاع حاصل نمایند. و بدین ترتیب از هزاران ورق اسناد مذکور یک ورقی هم بدست من نیفتاد.

بهر صورت اوراقی را که من دیده بودم فکر نمیکنم به شهدای 24 حوت مربوط بوده باشد و به عقیده من آنها کسانی بوده اند که در طی سالهای اخیر حاکمیت رژیم به شهادت رسیده بودند چون تاریخ های آن اوراق اگر صحیح بیادم باشد بین سالهای 1365 تا 1369 را نشان میداد.

بهتر است از موضوع بدور نرویم . موضوع مورد بحث ما قتل عام مردم مظلوم کشور ما توسط جنایتکاران و خونخوارانی است که قتل و شکنجه و زنده بگور کردن های صد ها هزار انسان مظلوم آنها را اشباع نکرده و از این همه جنایت خمی به ابرو نمی آورند.

آری ! این از خصوصیات همه غداران وحشی صفت تاریخ است که بعد از آنهمه قتل و وحشت و بربریت در حالیکه هنوز هم چنگ و دندان های شان بخون مردم بیگناه سرخ است با کمال بی حیائی از مبارزه و قانون و عدالت دم میزنند و خود را بحق جلوه میدهند و فکر میکنند با این گونه دیده درائی ها میتوانند خود را تبرئه نمایند.

برای ثبوت سفاکی و خونخوارگی اعضای ملحد باند های خلق و پرچم که باز خرمستی را آغاز کرده اند و حزب و گروه میسازند و احزاب شان هم از جانب رژیم مزدور فعلی که روی شاه شجاع و ببرک را سفید نموده است رسمیت می یابد ، همین یک حادثه 24 حوت برای به محاکمه کشیدن تک تک ایشان کافی است و ضرورت به هیچ دلیل دیگری ندارد.

امروز قاتلان ملت ما حزب و گروه میسازند ، سایت های انترنتی ایجاد مینمایند و بزعم باطل خود کتاب تاریخ مینویسند که در واقع تاریخ جنایات شان است. این ها با تغیر نام و چهره ، دم از دموکراسی و حقوق بشر میزنند و فکر میکنند این مردم دیوانه شده اند و حرف های شانرا باور خواهند کرد. ما قاتلان ملت خود را میشناسیم ، سر شان از یخن هرکسی که بیرون شود و به هر لباس و نامی که بیایند فایده ندارد و همانطوریکه دیروز ابر قدرت شرق نتوانست این خائنین وطنفروش رامورد حمایت قرار دهد دیگران هم نخواهند توانست آنها را با نام ها و القاب جدید بر گرده ملت ما سوار نمایند.

برو این دام بر مرغ دگر نه + که عنقا را بلند است آشیانه

نظیف الله نهضت که یکی از قاتلین اصلی 25 هزار شهید هرات در 24 حوت 1357 است امروز در بروکسل ، جائیکه تا دیروز مرکز امپریالزم جهانی اش میخواند زندگی میکند و در بلجیم از طرف مدعیان حقوق بشر برای او پناهندگی سیاسی داده میشود. او همه جنایات خود را در قالب کتابگونه ای تحت عنوان آشوب بیگانگان برشته تحریر در آورده است و در این کتاب از قیام مردمی هرات بنام یک آشوب و از فرزندان آزاده هرات شهید پرور بنام آشوبگران یاد نموده است. در واقع این بار که توپ و تفنگی در اختیارش قرار نداشته با قلم مریض و عاری از وجدان خود ، مردم مجاهد افغانستان راکه آرزو های او باداران روسی وی را به خاک ذلت برابر کرده اند مورد حمله و ضرب و جرح قرار داده و به انتقام گیری پرداخته است.

به هر رنگی که خواهی جامه میپوش + من از طرز خرامت میشناسم

او امروز با آنانیکه تا دیروز ایشان را امپریالزم میخواند مینشیند و از حقوق بشر و دموکراسی دم میزند و لبه تیز تیغ او متوجه مجاهد مردانی است که تمام قدرت شیطانی او و بادارانش را با نیروی ایمان در هم شکسته اند.

امروز او و جانیان دیگر با همفکران خارجی شان با جنگسالار خطاب کردن فرزندان مجاهد و آزاده افغانستان تلاش دارند تا افتخارات مبارزات قهرمانانه مردم مسلمان افغانستان را که جهانی را از زیر یوغ اسارت کمونزم رهائی بخشیدند به زیر سوال ببرند.

تنها همین کتاب آشوب بیگانگان برای محاکمه و بدار آویختن نهضت و همفکران قاتل او کافی و بسنده است زیرا که متهم نه تنها در این کتاب از جرم خود انکار نکرده بلکه از کشتار وحشیانه 25 هزار انسان مظلوم و بیگناه نیز با افتخار یاد آوری نموده و مردم شریف هرات را آشوبگر خطاب نموده است.

کجا هستند آن مدافعین حقوق بشر ؟ کجا هستند آن منادیان حقوق انسان که همواره مسلمانان را به نقض حقوق بشر متهم مینمایند؟ از آنها می پرسیم که اگر واقعا یک فیصد هم در ادعا های خود در مورد دفاع از حقوق بشر صادق هستید پس چرا قاتل 25 هزار انسان مظلوم و بیدفاع را در قلب اروپا پناهندگی سیاسی داده اید؟ آیا اروپا پناهگاه جنایتکاران است؟ آیا سازمان های اروپائی باید تنها بدون اسناد و مدارک به ملت مجاهد افغانستان برچسپ نقض حقوق بشر بزنند؟ اگر از واقعیت نگذریم پناه دادن به چنین جنایتکاری که قاتل 25 هزار انسان مظلوم است همه ادعا های آزادی خواهی و عدالت پسندی اروپا را به زیر سوال برده است.

اروپائیان باید با پناه دادن به چنین قاتلینی حیثیت خود را در نزد ملت مجاهد افغانستان خدشه دار نسازند. همان نفرتی که در نتیجه چاپ کاریکاتور های منسوب به پیامبر گرامی اسلام و اهانت های مکرر و سازماندهی شده بعضی از شهروندان اروپائی در قلب مردم مسلمان افغانستان ایجاد گردیده کافی و بسنده است و باید با پناه دادن به جنایتکارانی از قبیل نظیف الله نهضت به حیثیت و روابط خود صدمات بیشتری وارد ننمایند چون ملت افغانستان با ایشان خواهان روابط حسنه و دوستانه میباشند.

امروز همه جریان های ایدیولوژیک چپ از جناح های جنایتکار خلق و پرچم گرفته تا جناح منفور شعله که با اسلام و مسلمانان و جهادگران افغانستان دشمنی دیرینه دارند مورد حمایت اروپائیان قرار میگیرند و تحت نام های سازمان های حقوق بشر و احزاب آزادیخواه و دموکراسی پسند در افغانستان جا بجا میشوند.

بعقیده من حمایت از این جناح ها تکرار یک اشتباه است یعنی همان اشتباهی که امپراطوری بزرگ روسیه را متلاشی ساخت. از آنجائیکه 99 فیصد ملت افغانستان مسلمان اند هرگز گروه های چپ در این سرزمین حاکم شده نخواهند توانست و اگر بشوند هم بعد از کوتاه مدتی به شکست و افتضاح روبرو خواهندشد.

پس بهتر خواهد بود که به عقاید ملت مسلمان افغانستان احترام گذاشته شود و این را بعنوان یک حقیقت به پذیریم که جریان های چپ در این کشور هیچگاهی بموفقیت دست نخواهند یافت. جریان های چپ در شرایط کنونی میخواهند از امریکا و اروپا بعنوان وسیله های در راه رسیدن به اهداف ایدیولوژیک شان استفاده نمایند و بدین ترتیب انتقام شکست ها ی مفتضحانه خود از جانب مجاهد مردان دلیراین سرزمین را بوسیله امریکائیان و اروپائیان بگیرند.

اگر جامعه بین المللی میخواهد که درافغانستان حضور دائمی داشته باشد و در افغانستان صلح و امنیت را حاکم نماید باید به اراده ملت مسلمان افغانستان که 99 در صد آن مسلمان اند احترام بگذارد و تلاش استفاده و تحمیل این مهره های منفور و سوخته و شکست خورده را کنار بگذارد. یکی از بهترین راه های که منجر به تقویت اعتماد بین مردم افغانستان و جامعه جهانی خواهد شد این است که جامعه جهانی در به محاکمه کشانیدن کسانی که با باداران روسی شان بیش از دونیم ملیون انسان این سرزمین را قتل عام کردند و این کشور را به ویرانه مبدل نمودند با ملت افغانستان همکاری نمایند.

امیدوارم نهضت جنایتکار یکی از اولین کسانی باشد که به محاکمه کشیده شود ، اما قبل از رسیدن به پای چوبه دار باید محل اختفای گور های دستجمعی هزاران در هزار شهیدی را که هنوز هم عزیزان شان چشم براه اطلاعی از محل دفن و گورستان های آنانند بمردم نشان بدهد تا حد اقل مردم ما از محل دفن عزیزان از دست داده خود مطلع گردند. و من الله التوفیق

نوت: کتاب آشوب بیگانگان نوشته نهضت جنایتکار با طمطراق خاصی توسط سایت آریائی معرفی گردیده و گردانندگان سایت برای این جانی معلوم الحال که قاتل 25 هزار شهید در 24 حوت سال 1357 در هرات است آرزوی موفقیت نموده اند. من نمیدانم هدف شان از تائید و معرفی نهضت جنایت پیشه چیست؟ آیا گردانندگان این سایت شرکای جرمی نهضت میباشند که خواسته اند از او چهره قابل قبولی ارائه دهند؟ و یا اینکه گردانندگان سایت آریائی هم در قتل عام مردم هرات در 24 حوت نقشی مستقیم و یا غیر مستقیمی داشته اند؟ شاید هم خواسته باشند بدین ترتیب محل اختفای او را به وارثان شهدای قهرمان هرات نشان بدهند تا عده به افشای این چهره جانی پرداخته و عده دیگری هم بدانند که قاتل این همه شهید فعلا در کجا اقامت دارد و بوسیله چه کسانی حمایت میشود.

http://www.ariayemusic.com/ketab/nohzat/nohzat.html

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.