www.heratonline.com


هرات فریادی حُزن آور؛ درگوش تاریخ؛ نه درگوشهای کر
نوراحمــــد رجــــاء

کهتر ومهتر وضیع وشـــریف
همه سرگشته اند ورنجورند
دوستان گر بدوستان نرسند
اندرین روز گـــــار معـــذورند

هرات را دریابید؛ هرات را پیکره جداناپذیر ازجغرافیای کشوربدانید؛ هرات را سرزمین وشاهرگی بشمارید که آمال وآرزوهای تمامی افراد کشور است. هرات گهواره شعراء ونویسندگان؛ هرات جایگاهی بزرگمردان عرفان وخداشناسی؛ هرات ستون فقرات تاریخ کشور؛ هرات بمثابه نقطه عطف (لنا) که با حذف شدن حرف (ن) به لای نابودی کشور وتباهی ملت خواهد انجامید.

هرات سرزمین شکوفای اقتصاد وفرهنگ ومدنیت ودشمن ستیزی؛ هرات باهزاران کلمه و جمله وحرف ناگفته وگفته شده می باید وحتما برای همیش در عنان اختیار مردم کشور قرار داشته باشد؛ که این چنین نیز خواهد بود.

هرات مظهر غرور؛ ابهت؛ حیثیت؛ حمیٌت؛ عزت؛ افتخار؛ شرافت؛ مردانگی،جوانمردی وسرفرازی همه ابنای کشور. هرات آبروی هر هموطن؛ وهم اکنون این آبرو وداشته ها؛ دربرنامه ریزی های تهاجمات اجانب آبستن از زاده نامشروع ولدالزنای خودی؛ خود فروخته وبیگانه آزمند وحریص قرار گرفته است، که نشانه های آنرا در زد وبند های سیاسی تاامور اجتماعی وجابجائی های استعماری در لفافه پیچیده شده پرفن ومکر ستون پنجم قرار دارد.

وای برما ودریغا ودردا ! که فرزندان هرات و فرزندان قهرمان این میهن اجازه دهند که مشتی مزدور؛ مشتی بیدانش؛ گروهی ناسپاس ونامرد خود فروخته برحاصلی دست یابند که بیحاصلی مرد وزن؛ پیر وجوان این کشور را یدک کش خواهد بود. به چشم طمع بیگانگان خاک بریزید؛ دهان ودندان آزمندان را بامشت های محکم تان بکوبید؛ بمزدوران بیگانه بادید نفرت وانزجار بنگرید؛ قلعه سازان وجابجا شوندگان را بابیرحمی و قسی القلبی عام وتام به قلع وقمع بگیرید.

اجازه ندهید پلان شوم واهداف پشت پرده طولانی بیگانگان بدستان مزدوران شان پیاده گردد؛ یکبار دیگر داغ حسرت را بردل بیگانگان وعمال مزدور وخود فروخته شان که باپول نذورات بخریداری سرزمین نیاکان ما میپردازند بگذارید.

به این سوال پاسخی عنایت فرمائید :
آیا قضیه سازمان یافته وبرنامه ریزی شده اشغال هرات بدست طراحان درفراسوی مرزها بوسیله مزدوران شان تنها به مردم هرات منوط ومربو است ویا به همه مردم میهن ما ؟. و بگذاریم هرآنکسی خر شد ماپالان گردیم ؟ و یابرعکس مابه ساده لوحی ازعملکرد خویش میرسیم که پالان بارکشی؛ بیوطنی؛ دربدری و تغییر راه وروش ومشی واساس های مذهبی را در یک کلام لِه و نابود شده باید بپنداریم.

کی وچه کسی آمادگی یک چنین طرح وبرنامه را در وجود وفکر خود باترکیب غیرت و وجدان و آزادی انسان میتواند پذیرا شود؟. ازکدام نامرد وبی غیرت ومعامله گر ناموس و وطن نامی برازنده ودرخور ستایش درفرهنگ و تاریخ و عنعنه ورسم ورواج مردمی باقی مانده است ؟

امارستگاران تاریخ؛ نامگذاران زندگی وسرنوشت؛ رادمردان بزرگ آنانی اند که جان دادند ودر دفاع ازکشور وملت بر ستیغ استوارمقاومت ماندگار ماندند که کنون یادگاران تاریخ و این مرزبوم وافتخارنسل اندرنسل این سرزمینند.

روی سخنم بامردمی است که داشته های زندگی شان ناموس داری ودینداری و وطندوستی وآزادی خواهی و استقلال طلبی است. برای آنانی مینویسم که با بخوانش گرفتن این مطلب برای یک لحظه بمن نه بلکه به کشور و آیین داری ملی مینگرند.

تیر عناد وکینه وعداوت ودشمنی هارا باجانم خریدارم وریختن چند لیتر خونم را به بهای نگهداری دین وکشورم در هرمیلی متر کشور اهدا میدارم ولاشه گوشتم را نثار لاشخواران (کرکس) ومردارخوران سرمایه وقدرت بدودسته تقدیم وپیشکش میدارم ودر این راه شتابان وسرفرازانه هرجور و جفای دیگر را متحمل ومتقبل میشوم.

اما وجود بیگانگان غصب اراضی را درکشور وسرزمین خود نمیپذیرم و این اعلان و اعلام به بلندای کوهپایه های کشورم از هر تریبون و از طریق هر رسانه و هر زبان و بیانی به رشته نگارش میگیرم.

هموطن ! درد هرات عمومی است؛ ویااختصاص خاصی بمن یافته است ؟.

فرض را بر این قرار میدهم که جلال آباد ویاکدام نقطه دیگر ازکشورم تحت برنامه های استعماری بیگانگان قراربگیرد؛ درچنین صورتی آیا من میتوانم سکوت وآرامش خودم را حفظ بدارم ؟ بخداوندی خدا قسم است که نمیتوانم؛ این تحمل وظرفیت در وجود من جای به اندازه سوراخ سوزنی را ندارد.

باهردلی که شاد شود؛ شاد میشوم
آباد هـــرکه گشت مــــن آباد میشوم

درداهرکه رفت شریک غمش منهم
ازبند هــرکه رست من آزاد میشوم

گیرم اگر که بال فغان دردلی شکست
مـــن برلبش نشسته وفــریاد میشوم
سکوتت را برایم بنویس؛ اما بی تفاوتی ات را خود به بحث بگیر؛ وجود پر از طلاطمم را ثانیه ای بنگر؛ و آرامش وجودی خود را نیز. چرا تومیتوانی ومن نمیتوانم؟ چرا تو آرامش داری ومن در شور وغوغایم. هیچ چیزم از غیرت ودینداری تاآزادیخواهی و وطندوستی ام نه ازکسی والاتر و نه ازکسی در سطوح پایانتر قرار دارد؛ همانند هر هموطنم احساس دارم وحسم بر رگ و جان زندگیم نیش میزند.

این نیش زدن مرا به عصیان و طغیان وسرکشی وامیدارد و وقتی توان وطاقتم لبریز میشود؛ داد و فریادم مرا وامیدارد که قصه ی پرغصه ورنج ومرارت ورعب و وحشت و گروگانگیری وتعبیه سازی اجانب را در زادگاهم برای همه هموطنانم از هر قبیله ونژادی که هستند بنویسم.

گوش شنوا؛ چشمی بیدار وبینا؛ دلی مالامال ازشورواحساس وطندوستی؛ دستانی توانمند؛ غیرتی والا؛ شهامتی بی پایان وشجاعتی تحسین بر انگیز و ایمانداری مستحکم را در وجودمردمم در زمان تجاوز روسهای جنایتکار و فوج سرازیر شده ی پاکستانیها بوفور و پر و انبوه مشاهده کردم.

وهم اکنون دنبال این گمشده هایم هستم
بگو بمن کدامین گوش سخنم را میشنود؟

بگو بمن کدامین چشم حالت زار و نزار شهروندان هرات را نظاره گر است ؟
کدامین دل شور واحساس وطندوستی را بامردم هرات به همدلی میگیرد ؟
دستان توانمند کدام سلحشور بکمک دستان دربند گرفته شده مردم هرات میشتابد؟.
کدامین غیرتمند؛ آن شهامت را داراست که شجاعانه بنویسید مااجازه نمیدهیم شهر و محراب (العُمَر) دستخوش گزند وناملایمات روزگار قرارگیرد.

به استثنای این خراب آباد کشور؛ درکدامین شهر ودیاری دیده اید که اقلیتی غیر بومی براکثریت قاطع بومی به بهانه ی برپایی بدعتی نکوهیده بتازند ومردم انرا بکشند و زخمی نمایند وسپس در کاروانسرای مخروبه زباله هارا به آتش سوزی بگیرند و ادعای غرامت نمایند و سودی بس فراوان پس از کشتن وزخمی نمودن مردمان بدست آورند ؟.

و آنگاه بربخردمندی وحیله گری روباهانه خویش مفتخر وسرافرازانه راه ترفند دیگری را پیش گیرند وبر ساده گی های زندگی مسالمت آمیز ما ریشخند تمسخر و استهزاء پیشکش بدارند.

در اندیشه وخمیرمایه فکری اهل نظر برگذاری بدعتِ ناسودمند ازجانب اقلیتی درکشوری که اکثریت ساکنان آنرا متمایلین به سنن وآدابی دیگر تشکیل میدهند وبکشتار وزخمی شدن وتحریک احساسات دیگران تجربه نمودن؛ آیا تحمل آن در آینده دشوار نخواهد بود ؟.

و درپشت این عملکرد بوضوح پای مداخله بیگانگان را مشاهده نمیدارید؟.
به استثنای مراسم عاشورای تقریبا سه سال پیش هرگز درگذشته چنین برخوردی بین شیعه وسنی در هرات بوجود نیامده است وسنی وشیعه های هرات رشته بافته ترکیبی را تشکیل میدهند که جداسازی شان اصلا ممکن نیست.

این نبشته وافشاء گری از گذشته امتداد داشته و ادامه خواهد یافت؛ من سکوتم را به مردمان ساکت؛ خشک و بیروح ودلمردگان بی پروا وبی تفاوت هدیه دادم وبه بهای آن فریاد زنده دلی شور وهیجان دینداری و و طندوستی را اخذ داشتم و آنقدر فریاد سرمیدهم که این افغانم؛ افغانیان آزاد وسربلندرا از خواب احیانا غفلت بیدار بدارد؛ وایمان کامل دارم که ملتم وقتی مصمم آن شد که بربیگانگان بتازد؛ بیگانه و خود فروخته مزدور را در یک ساطور و در یک دار و دریک قبضه از سلاح برگباری ازمسلسل خواهد بست.

اهل خبره؛ سیاس؛ دولتمردان و عامه مردم ما بدون کم وکاست میدانند که قدرت هسته وی شدن درمنطقه بدان ملحوظ نیست که روزی در رویارویی با امریکا و اسرائیل ویا ابرقدرت های دیگر دست به تعرض وتدافع خواهند یازید؛ولی این امر که تهدیدی علیه کشورهای منطقه در جهت برآورده شدن اهداف مذهبی نه دینی تحقق خواهد یافت امری انکارناپذیر بحساب نمیآید ؟.

وآنگاه این تحمیل روندی را درپی خواهد داشت که می بایست درمراسم عزا به سرود وپایکوبی خود را وفق دهی؛ وهمواره لعن وسب را نثار کسانی بداری که در راستای تحقق حاکمیت دین اسلام جانهای شانرا نثار راه خدا نمودند.

و در راستای ارادت سر را به بوسیدن سنگ وچوپ عادت دهید وده ها بدعت دیگر را در امورات مذهبی پذیرا شوی.

نباید ما اجازه دهیم پیکره خاک و آیین زندگی ما دستخوش تغییرات مشتی میهن فروش وباداران شان گردد؛ هرچند درحال حاضر زمام رهبریت ولایتِ همچون هرات بدست مزدوری خود فروخته و وابسته هزار چهره مردی چون انوری قرار دارد.

مخنث زاده ی از تبار نامردان وطنفروش؛ روباه حیله گری که باعث شده است تاروال زندگی بیش از دومیلیون انسان مسلمان درهرات حالت مردگان محترک را بخود گیرد.

جرثومه فسادی که روند زندگی مسالمت آمیز سنی وشیعه را بخاطر ادامه وبقای خود درکشاکش و رویاروئی تو و من قرار داده است.

چو ازقومی یکی بیدانشی کرد
نه که را منزلت مــــاند نه مه را

شنیدستی که گاوی درعلفخوار
بیالاید همـــــه گــــــاوان ده را

همه میدانیم وباورداریم که بزودی در گیر جنگی ناخوانده وتحمیلی قرارمیگیریم وبر داغ وجراحات این ملت و کشور نیزه های اجانب ومزدوران شان حواله میگردد؛ اما اعتقاد راسخ داریم که هم میهنان وطن دوست ازهرقشر وقبیله که باشند هرات ومردم هرات را تنها نمیگذارند.

توصیه میدارم ازتجاوز ولشکر کشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی وقت وزمان درس تجربه وتاریخ و شکست و افتضاح را بیاموزند.

در لانه شیران سلحشور اندیشه های غلط ومغرضانه را کنارنهند واز شهر امن هرات(منظورم امنیت گذشته است)؛ لانه امنیتی بخود در برنامه سیاسی قرار ندهند که مردم ما پوست مزدوران را کنده وکاه پرکرده بباداران شان پیشکش خواهند نمود و یابعباره نعش مزدور و نعش متجاوز درگذشته این آب وخاک درکنار هم قرار گرفته و تکرار مکرر تاریخ را مضمضه نکنند که به سود هیچکسی وهیچ ملتی نیست.

دستاورد دیگر انوری این است که هرات شهر امن و شهر کار؛ شهر مارکتینگ و شهر امورات تجارتی را به شهری خراب ناامن شهری بدون کار وتجارت تبدیل نمود که اینک موج نارضایتی تا آسمانها فرامیرسد وچنان رعب و وحشتی از دامنه ترور ها در دل مردمان جایگزین شده است وچنان درتنگنای آشوب و غوغای گروگانگیرهای مقام ولایت قرار دارند که زندگی ومرگ شان باهم حالت مساویانه را بخود گرفته است.

بدیهی است که این در روال امورات استعماری زمینه ساز آن است که آنگاهی که مردم از دست ظلم حکام حاکمه به تنگ آمدند؛ زمینه تجاوز فراهم میگردد واین از ملحوظات آن است که کسی رغبت بدفاع از نظام وحا کمیت نظام را نداشته باشد.

علیرغم این خواست وبرنامه ریزی دشمنان سوگند خورده ی این آب وخاک؛ هرچند من روند پیوستن وارتباط با طالبان را محکوم وناپسند وقبیح ونادرست ونابجامیدانم(این در اندیشه من) اما زمانیکه مردم علنا مشاهده میدارند که جغرافیای خاک شان و داشته های مذهبی شان درنوسات مرموز ترفندهای حیله کارانه دشمنان و مزدوران شان قرار گرفته وحاکمیت مرکزی گوشهایش را چنان با پخته وسرب بسته است که حتی پرتاب سلاح هسته وی دشمن زندگی اورا میگیرد؛ اما ازخواب غفلت بیدار نمیگردد البته که مثل معروفی داریم که(خواب رفته را میشود بیدار نمود؛ اما بخواب زده را محال است بیدار کرد) در یک چنین وضعیتی اگر هر روز میشنویم می بینیم که مردم درهرات به طالبان می پیوند برداشت و بررسی های خود را معقولانه وعمیقانه در ترازوی سنجش قرار دهیم.

سطحی وگذرا قضاوت عاجل را سرلوحه عملکرد خویش قرارندهید؛ سه سال جابجائی بیگانگان درکشور وبی تفاوتی دولتمردان مردم را مجبور میسازد تادرکنار دشمنان دولت مشروع وانتخابی خود قرار گیرند؛ اما نقش پای بیگانگان ومزدوران شانرا از دیار وسرزمین خود محو سازند.

در زمان حاکمیت کمونیستها وقتی مردم مشاهده کردند که دولت درحمایت روسها و روسها درحمایت دولت قرار دارند اقدام خود جوشانه مردم را دیدید و نیازی به توضیح نیست.

چرا دولتمردان در گرفتن انوری از هرات بی توجهی وبی تفاوتی نشان میدهند؛ اگر این مرد هزار چهره کارهای شایسته درهرات انجام داده آنرا بولایتی دیگر بفرستند تاشیرین کاریهایش همه جانبه ملی گردد؛ واگر برعکس عدم کفایت سیاسیش ویااینکه کفایت سیاسی خودرا در به آغوش کشیدن بیگانگان بکارگرفته؛ نمک چیش این روش را به سایر ولایت هانیز سهم پذیرشوید وبیشتر ازین داغ ودرد مردم هرات را درکوره فساد وخیانت های انوری پخته سوز نکنید؛انوری این عامل ودست نشانده مزدور متهم است که :

1- نظم عامه هرات را بهم زده است.

2- ترور و وحشت را بدان ملحوظ که مردم نتوانند پیامد امور جابجائی بیگانه را به بحث بگیرند بجایش بکار گرفته است.

3- بازار تجارت ومارکتینگ را مسدود وزوایای فقر وگرسنه گی را درشهر غنی هرات باز نموده است.

4- مزدوران خارجی را درگوشه وکنار این شهر روی ملحوظات استعماری جا بجائی داشته است که این عمل خیانت بدون بخشش ملی محسوب میگردد.

5- در ترور ده ها فرمانده و قوماندانهای جهادی نقش رهبری را عهده دار بوده است.

6- درنفاق ا فگنی بین سنی وشیعه تامرز کشته شدن هفت نفر وزخمی شدن بیش از صد نفر از خود استعدادی نفاق افگنانه بخرج داده است.

7- اعتماد وباوری بین شیعه وسنی را درشهر باستانی هرات مخدوش عملکرد نادرست و ادامه بقا خود قرار داده است.

8- تبعیضات نژادی ومذهبی را چنان دامن زده است که خاص وعام را ناگزیر بدان ساخته تادر این ارتباط به موضعگیری علیه هم رو بروگردند.

9- باگسترش ترور و وحشت بسیاری از تاجران ومردم عامه مجبور شدند تا دوباره به کشورهای دیگر ویا بولایت دیگر کشور پناه ببرند.

10- بخاطر فشار بیش ازحد ترور وبیکاری وتنگدستی ودرتنگنا قرار گرفتن مردم ناگزیر شدند به طالبان رو آرند؛ روی همین اصل عده ی هم اکنون ازمردم به طالبان گرویده و این روند ادامه دارد.

11- عده دیگر بخاطریکه احساس کردند شهر ومحل زندگی شان درحال اشغال بیگانگان قرار گرفته است عقده مندانه درکنار طالبان قرار گرفتند تا برای نجات ولایت شان سلاح بدست آورند وحمایتی را بخود جلب کنند که بحث مفصل تر آن درسطوح بالا تذکری بدان رفت.

12- عامل اصلی وفرعی شاخصه های فوق الذکر وده ها مطالب نانبشته دیگر بخاطری که (مثنوی هفتاد من کاغذ نشود) مستقیما بدوش انوری این سر سپرده بیگانگان است.

هموطن ! در یک چنین شرایط نابسامان و پر تنش و پر تشنجی که ولایت هرات ومردم آن دچار گردیدند؛ رسالت اسلامی؛ انسانی؛ وطندوستی وآزادیخواهانه ات هر طور ایجاب میکند همان را درپیش بگیر.

هم میهن ! بروی بیگانگان ومزدوران شان خندیدند ویالبخند زدن ویابنحوی با آنها معامله داشتن ویا بی تفاوت بودن نسبت به عملکرد خاینانه آنها خیانت بزرگ به ابنای وطن ووطن و آزادیخواهی و وطندوستی بحساب نمی آید؟.

نویسنده ی توانا ! شاعرشکر ریز و سر سلسله دار سخن ! قلم بدست برومند ! اهل خبره ! ای آنیکه شورش دل وشراره های وطندوستی کمال وجمال وخصال ترا به بهر دارد؛ دربینش اندیشمندانه ات؛ سکوت؛ بیتفاوتی؛ سهل انگاری؛ مسامحه؛ نادیده گرفتن و.... میتواند ادای رسالت تانرا در مقابل کشور وملت ومردم هرات ونسل های آینده پاسخگوی باشد ؟.

همدیار ! من وما زنده باشیم ومنتظر بمانیم تا دشمن زنجیر اسارت مارا درکوره های آهن سوزی مزدوران خود درقلعه های استعماری بریزد وسپس برگردن ما بیاویزد وکشان کشان بسوی بیابان های برهوت نیستی ونابودی سوق مان دهد وتحقیر وتوهین وهتک حرمت مان بدارد وگردن های ما بازیچه کودکان مزدور وباداران شان گردد (وزن وفرزند ما ؟) وآنگاه ما شعار سردهیم که:

چـــــرخ بگـــــــــذر زفکــــــر بندگیم
که اســــیران تو سوای من است.

نوراحمد رجاء
7-7-1387 برابربا 28-9-2008
noorahmad1957@yahoo.com

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.