www.heratonline.com


هـرات در آتشی که بوسیله مزدوران اجانب شعله ور است؛ میسوزد
نور احمد رجاء

دوران ملـــــک ظــــــالم وفـــــرمــــان قـــاطـعش
چـــــندان روان بــــود کــــــه بــــرآیــد روان او
هـــــرگــز کســی که خـــــانه مــردم خراب کرد
آبـــــــاد بعـــــــــد از آن نبــــــــود خـــــاندان او

جریان ترور و وحشت؛ گروگانگیری؛ زورگیری ورواج آشوب وبلوا وتلخ گردانیدن زندگی مردمان؛ سقوط بازارکاری وتجارت وترویج بیکاری برهم زدن نظم عامه وگسترش بساط فقر درغنی ترین شهر کشور (هرات) عواملی است که نه بطور اتفاقی وآبستن بودن زمان بوجود آمده باشد.

بلکه تهیه وترتیبی وبرنامه ریزی است که بدست بیگانگان وعوامل بیگانه ایجاد شده است تا بر راستای شهرک سازی که بدست بیگانگان ومزدوران سرسپرده شان ازفراهم سازی میخ وسیخ سمنت تاغصب اراضی وپول کارمزد آن از سهم وقفیه باب زیارتی که از نذور عده ی معتقد جمع آوری میگردد؛ دستمایه وکارمایه شده است که بازدن یک تیر به چندین نشانه اصابت کننده است.

خاصتا موضع شناسی حاملین این برنامه درحالیکه قسمت عمده کشور در آشوب وجنجال حملات انتحاری میسوزد و مرکزیت درجهت تحقق آرمان شیونیستی دست وپنجه نرم میکند. ویا چشم بستن حاکمان بروی برنامه های استعماری از آن لحاظ بسته است که سعی وتلاش میکنند هرنوع جنایت وخیانت را تنها بخاطری که دربرنامه انتخابات دور بعدی بدستاوردی نایل گردند نادیده میگیرند.

فداسازی جغرافیای کشور دربرنامه ریزی بیگانگان ومزدوران شان نیشی بر رگ واستخوان دولتمردان بدان ملحوظ نمیزند که نشه ادامه قدرت چنان دل وجان شانرا شیفته وفریفته است که بخاطر ادامه وبقای خود براریکه قدرت هر امر و هرپالیسی استعماری را پذیرا میگردند.

هرات تحت ولایت آقای انوری بدون شک همسویی برای برآورده ساختن تمام اهداف وخواستهای بیگانگان است واین حرف وایده نوویاسِرِی پوشیده نیست که کسی نداند؛ همه میدانند و همه خاطرات وسوابق مقام ولایت هرات از زمان توسل به جبهه ملی پدر وطن وفرستادن آن ازهمان جبهه به سنگرجهاد به جهت تخریب سنگر و... عموم مردم ابجد خوان این سجل سوانح و این بیوگرافی را دارند.

دستاوردهای مقام ولایت هرات در طول دوران زمامداریش درهرات باجابجائی عده مزدور و وابسته به بیگانگان درقلعه های که درمسیر راه مرزی ودرسایر نقاط ترتیب داده شده است بیانگر این امر است که اعتماد وباورهای یک عده بیش از آنی که به شالوده های ملی میهنی ودرچهار چوکات جغرافیای کشور ورمز وراز استقلالیت وآزادی ملی گره بخورد تحت الشعاع مسایل مذهبی ووابسته گی های اقتصادی وتکیه گاه های سیاسی قرار دارد؛ البته این عده وقشری مستثنی است وعمومیت ندارد. وهمان است که اعضاء کابینه عده زیادی شان به تاکید وتوصیه وفرمایش جبری خارجی ها معرفی وبه اریکه وزارت ها تکیه میزنند.

چرا جلو عوامل ترور و وحشت درهرات گرفته نمیشود ؟ آیا جنایتکاران اگر عده از مردم بی بند وبار وچپاولگر ودزد واوباش باشند؛ چنان قدرتمند هستند که قوای دولت ونیروهای ائتلاف واردوی ملی در هرات نمیتوانند باآنها رویاروئی کنند ؟ ویااینکه این ریشه ازبیخ ریش خود حکام درهرات سرچشمه گرفته است ؟. اینکه فیصدی های این عواید زورگیری ها ازقبل سهمیه بندی شده باشد میتواند جای انکار داشته باشد؟.

بدون شک سررشته این ترورها و وحشت ها مصروف ساختن مردم به بدبختی ناامنی و بیکاری است؛ تادرخفاء این امر قلعه سازی وجابجائی عمال مزدور بصورت همه جانبه ولازمه بازوایای دیدگاه حاکمان خارجی وداخلی مطابقت داشته باشد.

یک چنین برنامه سیاسی اقتصادی ونظامی سازی ستون پنجم بطور برملا و آشکار بدون واهمه وپرده پوشی درتاریخ کشور سابقه نداشته است.

ساده لوحانه است که اهداف مشترک ستون پنجم دشمن را در زمان حال و آینده بدست مسامحه وسهل انگاری بسپاریم.

وساده لوحانه تر اینکه عده گمان میکنند باقلعه سازی وجابجائی خط زرین تاریخی را بنام خودثبت میکنند.

عمر این خیانت ها هرچند طولانی هم باشد؛ در درازنای تاریخ بسیارکوتاه است ودیگ خشم مردم سیلاب این کوه و تندیس های ساخته شده از به اصطلاح قهرمانان تسلیمی را از بیخ وریشه میکند.

مطمئنا این قلعه سازیها شاید بمثابه بهشتی باشد که شداد ساخت وخود نتوانست داخل آن گردد. بااین تفاوت که این بار شداد داخل آن میگردد ولی عمر کمی دارد.

در دوره حاکمیت کمونیستها تنی چند ازملیشه های ساکن هرات دراطراف ولسوالی ها وقریه های خود بساختن دژهای محکم مبادرت ورزیده بودند؛ پس از پیروزی مجاهدین منی نگارنده با تنی چند از سایر مردم هرات وقتی بدیدن این قلعه ها رفتیم خالی ازسکنه بود.

واین قلعه ها بصاحبان خود وفاداری نکردند؛ فرق های اساسی در نحوه ساختن واکمال آن قلعه ها بااین قلعه ها نیز علنی است؛ ساختمان آن قلعه ها براساس ستمگاری و ساختمان این دژها بر روال استعماری نهفته است.

اگر فرضیه ی که هر پدیده ضد خود را در بطن خود دارد بمصداق بگیریم؛ این پدیده ازمدتها قبل باجور وجفای که بمردم با اهرم فشار تروریست وفقر وبیکاری برسرنوشت ها تحمیل گردیده است؛ آبستن است وشاید فرزند آن تحول وانقلابی باشد که من وما خواستار آن نباشیم ولی درمقابل چشم طمع بیگانگان به یک سانتی متر از اراضی کشور از بقربانگاه رفتن خود اباء نداریم؛ ودر این صورت رحم وترحم ما برهر فردی از هر قبیله ونژاد چه تاجیک و ازبک و هزاره وپشتون و...

ترحم بر پلنگ تیز دندان
ستمگاری بود برگوسفندان


مردم وامت بپاخاسته درهرات فراموش نکرده اندکه این شهر سمبل امنیت و کار وبازسازی وشکوفائی روزنه های اقتصادی؛ تجارتی؛ فرهنگی وزندگی مسالمت آمیز بود.

چشمان کورشده مخالفان که نمیتوانستند شاهکاری های این وضعیت را به بینند از آنجایکه بکدام سوژه خاصی دسترسی نداشتند تابرفرق حامیان خدمت حواله بدارند؛ گزارشات بلند بالایی را از آمار خود سوزی زنان ودختران باگزافه گوئِی های مبالغه آمیز بدستور دیگران تهیه و بدسترس دیدبان حقوق بشر میگذاشتند؛ امری که اگر اتفاق مِی افتاد مسئولیت خانوادگی بود؛ کما اینکه تاهنوز آن روند ادامه دارد.

دیدبانی که تنها وتنها وظیفه دارد تادروغ پراگنی وشایعه سازی علیه جهادی ها کاه را کوهی ساخته وباآب وتاب وبوق وسرنا بخوردوبردها بدهد؛ دیدبانی که: (موی را بچشم دیگران می بیند وشاه تیر به چشم خودش نمیبیند).

کجارفته اند آنانیکه آن آمارهارا ارائه میدادند ؟ چرا هم اکنون آمار ترور و وحشت و بیکاری وبدبختی هارا بدست نگارش نمیگیرند؟ چرا نمی نویسند که در هیچ برهه ی از تاریخ هرات شِدّت ناامنی وترور وریختاندن حیثیت وحرمت مردم تااین حد اوج نداشته است.

گفته های درمقالات گذشته داشتم وموضع گیریم باجدیت کامل ادامه خواهد داشت ونمیخواهیم نسل های بعد ازعملکرد نادرست ما باانزجار ونفرت ونفرین یاد کنند که بموقع آن مامجال وفرصت آنرا بدشمنان دادیم که هرچه خواستند کردند.

برای روشن شدن بیشتر قضایای ناامنی های هرات اخیرا درسایت بی بی سی شاهد این خبر بودیم :

به روزشده 09:34 گرینویچ دوشنبه 21 ژوئیه 2008 31تیر 1387

(پلیس هرات می گوید دو شهروند ترکیه و یک مترجم افغان آنها که دو هفته پیش در این ولایت ربوده شده بودند، آزاد شده اند.

این افراد در نزدیکی شهر هرات، زمانی ربوده شدند که از مرز اسلام قلعه به سوی شهر هرات می آمدند. عبدلرئوف احمدی، سخنگوی فرماندهی پلیس منطقه هرات می گوید این افراد در بدل پرداخت پول رها شده اند اما هیچ جزییات دیگری در این زمینه افشا نشده است.

به گفته آقای احمدی، پلیس در حال بررسی و تحقیق این حادثه است و تا حالا در مورد هویت آدم ربایان و محلی که گروگانها در آن نگهداری می شدند، اطلاعی در دست نیست. گفته می شود شرکت ساختمانی که شهروندان ترکیه در آن کار می کردند، با پرداخت پول کارگران خود را آزاد کرده است

اما تا حالا واکنشی از سوی مسئولان این شرکت صورت نگرفته است. هرات اخیرا شاهد موجی از نا امنی ها از جمله آدم ربایی و اختطاف های گسترده بوده است. ماه آوریل امسال نیز پلیس هرات خبر داد که دو مهندس هندی و نپالی، در ولسوالی ادرسکن هرات ربوده شده اند. افزایش نا امنی ها در هرات، اعتراض های گسترده ای را از سوی مردم این شهر به همراه داشته است. این افراد، دولت را به بی توجهی نسبت به تامین امنیت در هرات متهم می کنند).

بنگرید چطور وچگونه یک شرکت ساختمانی خارجی میتواند رد ونشانه ودسترسی وتفاهم باتروریست هارا بازنماید وهرطوری شده ربوده شدگان را آزاد نماید.

امامسئولین به اصطلاح امور در هرات که شهر وکشورشان محسوب میگردد (هرچند خشت آب وگل آنرا درگرو بیگانگان قرار داده اند) وکلی امکانات دارند وباب شناسائی شان در امور حکایت از تجربه وممارست وبهره گیری مردمی دارد؛ دست روی دست می نشیند ونظاره گر اند که چه حادثه و اتفاقی رخ میدهد و چگونه راه حل خود را می یابد؟. این در کدام باور وباکدام استدلال (جز باور واستدلال انوری ها) میتواند مطابقت داشته باشد ؟.

که بقول سرسلسله سخن حضرت سعدی :
آنرا که عقل وهمت وتدبیر ورای نیست
خوش گفت پرده دار که کسی درسرای نیست.

حال که آب از سرگذشته وکشور دچار بحران آشفته گی های اجانب قراردارد چه میشود که همان دارندگان شرکت ساختمانی ترکیه که شاهرگ ومویرگ های بافت اجتماعی را ازمسئولین امر درهرات بهتر توانستند درک وکشف کنند بمشاوریت مقام ولایت گرفته شوند تاهم ریشه ی ترورها احیانا واگر برزیر ریش آقای انوری ودار ودسته ی او نباشد؛ از این آشفته بازاری ترور و رعب و وحشت رهایی یابد؟.

ازبدبختی ومصیبت روزگار سرنوشت مردم قهرمان هرات بدست کسی سپرده شده است که تفاوت او با دجال در این است که : (دجال به کنیت ابویوسف در آخرالزمان درهنگام عروض یک قحطی شدید درحالیکه بر دراز گوشی سوار است وهمراه خویش آب ونان فراوان دارد ظهور میکند ودر دوره چهل روزه ویا چهل ساله دنیارا پر از ظلم وجور وکفر میسازد).

اما این دجال آب ونان وسرمایه را باگسترش ترور و وحشت ومزدوری کسب وکماهی کرده است؛ دوره کاری او از چهل روز گذشته وبه چهل سال نرسیده ولی قامت ظلم وجور او برساکنان هرات هیچ دست کمی از جور وظلم ابویوسف دجال کم نداشته است.

تفاوت دیگر او بابت بامیان در این است که آن بت بامقداری دینامیت به نقش ونگار ظاهری خود خط نابودی کشاند وکسانی رانیز از نیستی خود داغدارساخت؛ اما این بت هرچند مردم بر سر وصورت او سنگ انداختن وبه سنگسارش گرفتند؛ به رگ غیرتی که نداشت برنخورد تادست از سر مردم بردارد.

هرات! استوار باش که فرزندان قهرمانت بیگانگان ومزدوران شانرا؛ دجال ودجالان را هرچند بادژهای مستحکم جابجائی شوند از آغوش اشغال شده ات بدور خواهند انداخت.

هرات فرزندانت نمرده اند وخاطرات آزادگی فضای روح بخشت را دوباره به آغوشت برمیگردانند.

هرات! تو خود به اندازه یک کشور بزرگ هستی و دراین اراضی وسیعت برای همه قبایل کشور ازبک؛ تاجیک؛ پشتون؛ هزاره؛ پشه ئی؛ نورستانی؛ قزاق؛ ترکمن؛ قزلباش و..... جای بود وباش وزندگی است؛ اما یک سانتی متر جای بودباش آنانیکه بناموس مادروطن خیانت میکنند وبرآنند تاگرد پای بیگانه را در فضایت سرازیرنمایند نیست.

وبقول صائب که:
زناله که کند خــامه میتوان دانست
که کوه درد بدل صاحب سخـن دارد


نوراحمد رجاء
3-5-1387برابربا 24-7-2008
noorahmad1957@yahoo.com

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.