www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

تجزیه طلبی واقعیت یا برچسپی ناروا
(قسمت اول)

ناصر فیروزی

ناصر فیروزی در کشور ما افغانستان تعدادی از گروه های سیاسی و قومی خود را مدافع وحدت ملی قلمداد کرده و مخالفین سیاسی یا دیگر اقوام کشور را متهم به تجزیه طلبی میکنند. سابقه این برچسپ زدن برمیگردد به 150 سال قبل از امروز . هروقت پادشاهان و امیران مخالفی داشتند نخستین برچسپ همان تجزیه طلب بوده است. حال باید دید چقدر این موضوع در کشور ما واقعیت دارد یا اینکه این اتهامات نادرست است. من میخواهم این موضوع تجزیه طلبی را با شما دوستان دقیق و علمی برسی کنیم تا واقعیت روشن شود.

تجزیه طلبی پدیده مخفی نیست گروهی که ادعای تجزیه طلبی داشته باشد به صراحت میگوید که خواهان استقلال یا تجزیه است. گروهی که خواهان استقلال یا تجزیه باشد از ابراز خواسته خود نه خجالت میکشد نه میترسد و نه به گفته ایرانی ها رودرواسی میکند. شاید بعضی از دوستان اعتقاد داشته باشند که تجزیه طلبی بصورت مخفی هم میشود. من میخواهم با باز کردن این مبحث آوردن چندین مثال برای شما روشن کنم کدام نظر درست است.آزادی موحبتی الهی است پس هرکس آزاد است نظر خود را داشته باشد. فقط ما باید یاد بگیریم به نظرات همدیگر احترام بگذاریم.
شاید این پرسش پیش آید چه نیازی است که ما چنین مثالهای را ذکر کنیم؟
1 _ وقتی ما خوب تجزیه طلبی را شناختیم و به ابعاد مختلف آن آشنا شدیم آنوقت است متوجه میشویم در کشور ما تجزیه خواه وجود دارد یا نه.
2 _ با آوردن چنین مثالهای میخواهم بگویم پدیده تجزیه خواهی در دنیا وجود دارد و یک واقعیت تلخ و انکار ناپذیر است. دانستن این نکات ما را هوشیار میکند تا کردار ، پندار و گفتار خود را طور تنظیم کنیم تا با چنین پدیده تلخی روبرو نشویم.
پس بهتر است دوستان خوب دقت کنند ببینند چی عواملی باعث میشود بخشی از شهروندان یک کشور خواستار جدای شوند. دانستن این نکته کلید حل مشکل است. فقط یک نکته را با قاطعیت بیان کنم ، بطور قطع جدای خواهی از روی هوس نیست بلکه از روی جبر است. محروم کردن بخشی از جامعه از حقوق انسانی باعث نابودی فرهنگ ، زبان دین آنها میشود تنها راه بیرون رفت همان است که خواستار جدای محل بودباش خود شوند.

یک نکته را برای شما روشن کنم آوردن این مثالها دلیل بر تایید یا رد گروهای استقلال طلب یا تجزیه طلب نیست. همچنین بد گفتن یا تبلیغ برای گروهی هم نیست. فقط بعنوان یک واقعیت آنرا برای شما باز گو میکنم تا واقعیت برای ما بهتر روشن شود. من تجزیه طلبان و عدالت خواهان را به سه دسته تقسیم کرده و روی آنها صحبت میکنم

دسته نخست

طرح دیدگاه جدای خواهی یا استقلال خواهی همیشه با ملایمت مطرح میشود. اما در کشورهای مختلف طرح این موضوع با دو روش متضاد پاسخ گفته میشود. نخست کشور های پیشرفته است که با واکنش ملایم به آن برخورد میکنند البته این رویه بعد از جنگ جهانی شروع شد قبل از آن کمتر سابقه داشته است. در این کشور ها استقلال طلبان آزادانه همچون دیگر گروه های سیاسی نظرات خود را بین مردم تبلیغ میکنند بدون اینکه از جانب حکومت با کوچکترین ممانعتی روبرو شوند. چنین وضعیتی آخر آن به نظر خواهی از مردم ختم میشود و تصمیم نهای را مردم میگیرند. حکومتها هم به نظر مردم احترام میگذارند.

لازم به یاد آوری است کشورهای که از نظر فرهنگی و اقتصادی عقب مانده هستند بیشتر با مشکل تجزیه طلبی روبرو میشوند. اما کشورهای پیشرفته خیلی کم چنین مشکلاتی دارند. بسیار از کشورهای سروتمند و پیشرفته از نظر اقتصادی قبلا قدرتهای استعماری بودند.

این کشور ها ملتهای آزاد زیادی را در چهارسوی دنیا زیر استعمار خود درآورده بودند که هیچ قرابت فرهنگی ، تمدنی ،تاریخی و منطقه ای با آنها نداشتند. به همین دلایل بسیاری از این ملتها در نیمه اول قرن بیستم با جنگهای خونین استقلال خود را گرفتند. باقیمانده ها اکثرا در نیمه دوم قرن با مسالمت آزادی خود را به دست آوردند.

بعضی از این کشورهای استعمارگر شاید حالا هم چند زبانه یا چند فرهنگه باشند اما چون از جهات دیگر وجه اشراکهای زیادی باهم دارند از جمله از یک قاره و همسایه بودن باعث شده دچار تجزیه نشوند. البته دلیل عمده عدالت اجتماعی است که باعث قوام و دوام یک پارچگی این کشورها شده است.

1 _ کانادا یکی از کشورهای است که یکی از ولایات مهم و بزرگ آن بنام کبک که فرانسوی زبان هستند ادعای استقلال خواهی یا تجزیه طلبی دارند. هر چند سال یک نظر خواهی از مردم در این باره میشود که استقلال طلبان با اختلاف اندکی در آن شکست میخورند. در طی 20 الی 25 سال اخیر من هیچ گونه خشونتی از طرفین مقابل ندیدیم و نشنیدیم.

2 _ اسپانیا یکی دیگر از کشورهای نسبتاٌ پیشرفته است که با مشکل تجزیه طلبی روبرو است. این کشور چون از نظر فرهنگی و اقتصادی عقب تر از دیگر کشورهای غرب اروپا است به همان تناسب عنصر خشونت از هردو جانب بمشاهده میرسد. ما سالانه شاهد چندین ترور و بمبگذاری های مرگبار هستیم. گروه جدائی خواه " اتا " نزدیک به چهل سال است که برای تاسیس یک حکومت مستقل "باسک" در شمال اسپانیا و جنوب غربی فرانسه می جنگد و همیشه این موضوع جدای طلبی خود را به صراحت اعلام کرده است.

3 _ چکسلواکیا که در مرز بین اروپایی شرقی و غربی قرار دارد چند سال پیش با تجزیه روبرو شد. چکها دارا تر بودند گفتند نمی خواهیم با شما اسلواکهای نادار و بی پول باشیم , اسلواکها هم پذیرفتند. به همین راحتی و بدون جنجال مسئله حل شد.

4 _ در ایرلند شمالی گروه جدای طلبی هست یا بود بنام ارتش آزادی بخش ایرلند شمالی که شاخه سیاسی آن با نام شین فین است. این گروه سالها برای جدای از انگلیس سالها جنگید اما در نهایت در سال 1998 با انگلیس پیمان آشتی به امضاء رساند.

همینطوری که آگاهی دارید بریتانیایی کبیر زمانی نیمی از کره زمین را تحت کنترل یا استعمار خود داشت. در نیمه نخست قرن بیستم تعداد بسیاری از ملتها بزور از بریتانیا استقلال گرفتند. اما تعداد زیاد از ملتها در نیمه دوم قرن بیستم بصورت مصالمت آمیز از بریتانیا کبیر استقلال گرفتند. به این ترتیب بریتانیایی بزرگ تبدیل شد به انگلیس کوچک.
v تعدادی از کشورهای که بصورت مصالمت آمیز از انگلیس استقلال گرفته اند همراه با تاریخ استقلال آنها از این قرار است:

امارات متحده عربی 1971 باربادوس در امریکای مرکزی 1966
بلیز در امریکای مرکزی 1981 بوتسوانا در افریقا 1966
باهاما در امریکا مرکزی 1973 برونئی در شرق آسیا 1984
ترینیداد و توباگو در امریکای مرکزی 1662 تونگا 1970
تووالو در شرق آسیا 1978 جامائیکا 1962
دومینیکا در امریکای مرکزی 1978 سیرالئون در افریقا 1961
جزیره سیشل در اقیانوس هند 1976 کنیا 1963 کویت 1961
قطر 1971 گامبیا در غرب افریقا 1965
لسوتو در داخل افریقای جنوبی 1966 مالاوی در افریقا 1964
مالدیو در اقیانوس هند 1965 مالازیا 1957 جزیره موریس 1968
اینها تقریبا نیمی از کشورهای است که زیر استعمار انگلیس بودند که بصورت مصالمت آمیز آزاد خود را پس گرفتند. به همین صورت مصالمت آمیز بیش از پنجاه کشور از دیگر کشورهای استعماری همچون فرانسه و امریکا در نیمه دوم قرن بیستم استقلال گرفتند.

دسته دوم

البته واقعیت برای بعضی ها تلخ است مشکل است قبول کنند که تا این حد چنین مسائلی مهمی در کشور های پیشرفته بدون کوچکترین برخورد ناشایستی حل میشود. شاید از روی کج بحثی بگویند در این کشورها چون آزادی است بناٌ هرکس هرچه دلش خواست عنوان میکند.اما در کشورهای جهان سوم چون آزادی کمتر است کسی جرعت طرح جدای طلبی را ندارد اگر داشته باشد آنرا در سر دارد و بروز نمی دهد.

من به تمامی این هموطنان عزیز با قاطعیت میگویم برعکس دیدگاه شما در کشورهای جهان سوم مسئله تجزیه طلبی خیلی بیشتر طرح میشود. اگر جدای خواهان با برخود نامناسب روبرو شوند خواسته خود را با جنگهای خونین به پیش می برند اما از خواسته خود دست بر نمیدارند حتی اگر صد سال هم به درازا بکشد. کشورهای زیادی در جهان سوم فعلا با مشکل تجزیه طلبی روبرو هستند که همراه است با جنگهای خونین. من نام تعدادی از گروهای جدای خواه را و کشورهای مربوطه را همراه با توضیح کوتاه خدمت شما مینویسم.

1 _ ببرهای تامیل یک گروه تجزیه طلب در سریلانکا است سالهای است برای اسقلال بخشی از خاک سریلانکا مبازه میکند. آنها بصراحت اعلام کردند که ما خواهان استقلال بخش تامیل نشین سریلانکا هستیم و سالها است برروی این موضع خود تاکید میکنند و در این را قربانیها دادند و قربانیها گرفتند.
2 _ بعد از استقلال هند و پاکستان از بریتانیای کبیر کشمیر که یک امیر نشین جداگانه تحت سیطره بریتانیا بود به اشغال هند و پاکستان در آمد اما مردم کشمیر ریاست هردو کشور را قبول ندارند. سالها است خواهان استقلال از هردو کشور هستند. البته در هردو قسمت کشمیر گروهای هستند که با دولتهای مربوطه همکاری میکنند اما این گروها در بین مردم کشمیر از محبوبیت بسیار پایینی برخوردار هستند.
3 _ تبت یک کشور مستقل بود که توسط چین اشغال شد اما مردم تبت سیطره چین را قبول ندارند و خواهان استقلال هستند. دالای لاما رهبری مذهبی و سیاسی استقلال طلبان را بعهده دارد. آقای دالای لاما از شهرت و محبوبیت زیادی نزد مراکز فرهنگی و علمی در جهان بخوردار است. دلیل این محبوبیت دیدگاه های حکیمانه و فیلسوفانه ایشان است. جالب است که برای شنیدن حرفهایش او را هم به ایران اسلامی و هم در محافل لائیک در غرب دعوت میکنند. در هرکجای دنیا سخن از فلسفه ، حکمت ، دین ، فرهنگ و صلح جهانی باشد حتماٌ دالای لاما حضور دارد و از این موقعیت در راستای اهداف استقلال طلبانه خود بهترین بهره برداری را میکند.
4 _ منطقه میدانائو در جنوب فلیپین باشندگان آن مسلمان است اما در دولتداری و هویت سازه هیچ سمی نداشتند. درخواستهای مسالمت آمیز برای عدالت با پرخاشگری پاسخ گفته میشد . سالها این مسئله را مسلمانها تحمل کردند اما بلآخره کارد به استخوان شان رسید با تشکیل جبهه آزادی بخش اسلامی مورو جنگ استقلال یا تجزیه طلبی را آغاز کردند. این جبهه در فیلیپین نزدیک به دو دهه برای استقلال بخش جنوبی و مسلمان نشین آن مبارزه کرد. جنگهای خونینی را در این سالها بین دوطرف شاهد بودیم. سرانجام با یک پیمان صلح با دولت فیلیپین در سال 1996 میلادی به خودمختاری گسترده دست یافت. اما این پیمان بعدا از طرف دولت فیلیپین نقض و با حمله شدید نظامی به جدای طلبان وضعیت را از آنچه قبلا بود بدتر کرد.
5 _ سیکها یا سکه ها در هند خواهان جدای از هند و تاسیس کشوری به نام خالصستان بودند و سالها برای این هدف مبارزه کردند. اما دولت هند با دادن حقوق مساوی به سیک ها و دیگر قومیتها زمینه پیشرفت آنها را در هند فراهم کرد به حدی که ما امروز شاهد به دست گرفتن بالاترین قدرت اجرایی در هند توسط یک سیک(مانموهنسینگ) هستیم. در عین حال بعد سال دو هزار هند شاهد یک رئیس جمهور مسلمان بوده که بالا ترین محبوبیت را نزد همه مردم هند داشت. با چنین وضعیتی استقلال طلبان بطور خودکار به حاشیه رانده شدند.
6 _" پ کا کا " یک گروه استقلال طلب کرد در ترکیه است که نزدیک به دو دهه میشود مبارزه خونینی را برای استقلال روی دست گرفته است. خواسته آنها تاسیس کشور مستقل کردستان در تمام حوزه کرد نشین ترکیه ،عراق و ایران است.
7 _ مردم جنوب سودان مسیحی هستند اما دولت مرکزی مسلمان است. قدرت دولتی همیشه در دست مسلمانها بوده بطوری که هیچ مسیحی نمی توانست پیاده یک اداره دولتی شود. در این صورت هویت سودان هم اسلامی شده است همینطور در پروسه کشور سازی و ملت سازی هیچ اثر از مسیحی های جنوب خبری نبود. در چنین وضعتی انواع ستمها بر مسیحی ها روا داشته میشد. در چنین وضعیتی جنبش آزاديبخش خلق سودان به رهبری جانگارانگ از میان مسیحی های جنوب سر برآورد مبارزه برای استقلال جنوب سودان و تاسیس کشور برای مسیحی های آنجا آغاز کرد. سرانجام در سال 2005 میلادی با تقسیم قدرت و دریافت حقوق مساوی با دولت مرکزی سودان آشتی کرد.
8 _ اویغورها ترک و مسلمان خواهان استقلال از چین هستند. این منطقه سالها قبل با زور سرنیزه اشغال و هویت آن هم پایه مال شد. حالا نام آن شده منطقه خود مختار سینکیانگ که در شمال غرب چین قرار دارد. اویغورها خواستار جدایی از چین و تشکیل کشور اسلامی ترکستان شرقی هستند .
9 _ جمهوری چچن پس از فروپاشی شوروی سابق در یک همه پرسی از مردم تحت نظارت جهانی که 75% به استقلال رای دادند اعلام استقلال کرد. اما این استقلال از طرف روسیه به رسمیت شناخته نشد. با حمله روسها به منطقه چچن جنگ سختی و وحشناکی بین دو طرف در گرفت که تا حالا هم ادامه دارد. تا حالا پیش از صدها هزار نفر از ملت چچن قربانی این جنگ شده اند.
10 _ پس از فروپاشی شوروی جمهوری آذربایجان هم اعلام استقلال کرد. در غرب این جمهوری یک جمهوری خودمختار بنام ناگورنو قره باغ موجود بود که اکثریت مردم آن ارمنی بودند. ارمنی ها خواهان تجزیه این بخش از آذربایجان و پیوستن آن به ارمنستان بودند. جنگ سختی بین دو طرف شروع شد که به مرگ ده ها هزار نفر منجر شد تا حالا هم این مشکل حل نشده.
11 _ بعد از اعلام استقلال گرجستان از شوروی سابق دو بخش از این جمهوری خواهان جدای از گرجستان شدند. اوسیتیایی جنوبی و ابخازیا دو منطقه خود مختار بودند که خواهان استقلال شدند. جالب است بدانید هیچ کشوری حاضر به رسمیت شناختن آنها نشد. فقط همین تازگیها بخاطر لجبازی با گرجستان , روسیه استقلال شان را به رسمیت شناخت.
12 _ یک گروه جدای خواه در تیمور شرقی که بخشی از اندونیزی بود سالها برای استقلال جنگید. سرانجام در سال 1999 دولت اندونزی تسلیم یک همه پرسی تحت نظر ملل متحد شد که در این همه پرسی استقلال طلبان برنده شدند.

برای دیدن قسمت دوم در این جا کلیک نمائید.



Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report