www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

بنام خداوند بزرگ
قسمت اول

هشدار
خلقی پرچمی های دیده در آ ، با تاریخچۀ سیاه و کارنامه های نفرت انگیز اخلاقی ، اجتماعی و سیاسی آنها
نویسنده : یار نجرابی

خلقی ها و پرچمی ها از بدو پیدایش و از آبستن نطفه د رخارج و بعداً ر شد و نمو در فضای افغانستان گروهی بودند شناخته شده با افکار و اعتقادات و طرح ها و برنامه هایی مشخص اما هیچ گاهی بصورت آنچه در هفت ثور اتفاق افتاد ظاهر نگردیده بودند و به همین ملحوظ ماهیت اصلی شان از دید عامه مردم افغانستان پوشیده و پنهان بود و اما هفت ثور چهرۀ اصلی آنها را ظاهر ساخت .زیرا هفت ثور به یک فاجعۀ ملی و بین المللی انجامید، روزیکه تاریکی وحشتناک و غیر منتظرۀ بر فضای کشور مستولی گشت و روزی که جهل و بی بندوبار ی و فساد به سرکردگی شیطان و ایادی آن برسرزمین خد اپرستان ، موحدان و مستضعفان سایه افگند و روزی که اشقیای بد فرجام باحمایت ومداخلۀ مستقیم شوروی وقت ، افغانستان رامورد تاخت و تاز وحشیانه خود قرار دا ده و با خواب و خیال قصد فرمانروایی در کشور ما را داشتند. در چنین اوضاع و احوالی مردم مسلمان و با ایمان ما قیام نموده و با آ غاز جهاد و انقلا ب اسلامی در کشور،چنین فضای امیدوارکنندۀ پدید آمد که شاید ابر های تیره و تار ازآسمان کشور رخت بر بسته وشام تاریک و تار، بافرا رسیدن صبح صادق به یک فضای صاف و پاک و آفتابی بدل گردد که نه تنها کشور ، بلکه منطقه و جهانرا به نور فراگیر خود روشن وروشنتر خواهد ساخت .

دنیا میداند وپذیرفته است که گروهک هایی خلق و پرچم و سایر گروهک هایی ایجاد شده با گرایش هایی چپی در جهان سوم ،از عوامل ( کا، جی ، بی ) بوده و بدست شوروی سابق که خواهان سلطه بر جهان بود ، ساخته و پرداخته شده اند . اینها احزاب و سازمان هایی سیاسی و یا اجتماعی نه ، بلکه گروهک های جاسوسی بودند که جهت پیاده کردن اهداف و مقاصد سیاسی و نظامی و سلطۀ شوروی در کشور ما و سایر کشورهایی عقب افتاده دربدل مشتی پول ایجاد گردیده بودند .

اینها جوانان پاک و بی آلایش و معصوم را با شعارهایی فریبنده : (دفاع از خلق های محروم ومبارزه علیه استعمارو استثمار) ، به گروه خود جلب و جذب نموده و بصور ت خیلی ماهرانۀ در دام هوی ها و هوس ها در آور ده و کم کم به لجنزاری از بی بند و باری و فساد و عیاشی میکشاندند .

بزرگترین جنایتی را که کمونیستها در افغانستان مرتکب شدند ، پخش و نشر و اشاعۀ کمونیزم و فکر و اندیشۀ الحاد و بی دینی وبی بند وباری وفساد در کشور اسلامی ودر بین جامعه مسلمان بود که عملی نابخشودنی است ، زیرا تخریب فکر و اندیشه و نشانه گرفتن ارزشهایی والای معنوی یک جامعه خیلی خطرناکتر و ویرانگرتر از کشتن وکشتارو تخریب زیر بناهایی مادی یک کشوراست .

عناصر عقده ای و مریض و انسانهایی بیماری که سرتا پای شان مالامال از عقده وکینه و خشم و حسد وبخل وبغض وانتقام و حیله نیرنگ است ، گروهک هایی خود فروخته و مزدوری که سراسر حیات را در فحاشی وفساد وبی بندوبا ر ی و طغیان سپری کرده و همچون حیوانات ، فقط به خوردن و خوابیدن و قاپیدن و حمله و هجوم اکتفا نموده و (کور ، دودی وکالی) تنها شعاراینهاست وهیچگاهی فراترازین نرفته و هیچ نقشی برای فضایل و مکارم اخلاقی و مسؤلیتها ووجایب انسانی قایل نبوده ونیستند ،اینها دراصل با خصلت های حیوانی که داشته اند بجز از ارضای هواها و خواهشات حیوانی خود به چیز دیگری فکرنکرده و نمی کنند . آیا از افرادی که خصوصیت های حیوانی دارند چه انتظاری می توان داشت.

اینها علاوتاً آنچه بر سر راه مطامع شوم و حیوانی خود می دیدند با آن به مخالفت و مقابله پرداخته و درین راه همه حدود و مرز هایی عقیدتی و ایمانی و انسانی را زیرپا گذارده و با پروپاگند وتبلیغات واهی و بی پایه و زهر آگین به گمراهی این و آ ن تلاش مینمودند .

اینهابودند که به جنگ همۀ ملت کمر بسته و ا ز جنگ حتی با پدران ، برادران ، اقارب و نزدیکان مظلوم خود روگردان نبودند وچنانچه بعدها ، هزاران عضو خانوادۀ اینها به دست خود این جانیان به قتل رسیده و اعدام گردیدند.

اینها فرقی بین جایز و ناجایز و نیک و بد و پاک و ناپاک وحلال و حرام قایل نبودند ، به هرچه طبیعت حیوانی شان حکم می کرد از انجام آن ابا نمی ورزیدند .

اینهابرای ر سیدن به اهداف شریرانۀ خود که دگرگونی به معنای نابودی همه ارزشهای والای انسانی است با حمایت مستقیم اربابان خود در کرملین ، تلاش می ورزیدند ، زیرا اینها همیشه شعار تغییر و دگر گونی سرداده و از خون و خونریزی هشدار میدادند و بهمین مبنا از علایم و شعارها و بیر ق هایی سرخ استفاده کرده و مدعیان تغییر و تحولات خونین درکشور بودند و هستند .

هرگاه دقیقاً بررسی وتحقیق گردد، اینها در اصل یک گروه و یا حزب سیاسی نه ، بلکه یک مشت آدم هایی لا ابالی و افراد چاقو کش و ظالم و خون آشام و عقده ای بودند که جزشکنجه و تعذیب و کشتار کمال دیگری ند اشتند . تمام هم وغم شان در جاسوسی ، اتهام وتهمت و بر چسپ، تهیه لست سیاه و تهدید و تخویف و ارعاب مردم خلاصه میگردید .

اینهااگر دربین خود افراد انگشت شماری هنرمند تآتر وسینما ویا ضابط ها و جنرالها ی خون آشام را به رخ این وآن میکشند همه وهمۀ اینها درتحت پروگرام های شوروی سابق و در اصل [کا،جی ،بی ] جهت بقای نظام وقت و تسلط شوروی بر کشور تدارک گردیده بود که هیچ ربطی به اینها و سیاستها و برنامه هایی اینها نداشت . اینها نه تنها بدنۀ مادی و ستون فقرات اقتصاد بیمار کشور را به نابودی کشاندند بلکه همه هست و نیست معنوی کشور را نیز دستخوش اهداف پلید خود نمودند . اینهابودند که در دامان ظاهرشاه پرورش یافته و ازجنرال زاده ها ودست بوسان درباربحساب می آمدند.

اینها در زماینکه فرزندان صدیق کشور در زندانهای ظاهرشاهی بسر می بردند از هر گونه ناز و نعمتی دردرون نظام ظاهرشاهی برخوردار بودند و بهمین مناسبت شاه را دیموکرات خطاب نموده و به دست بوسی وی می پرداختند زیرا فرصتهایی مناسبی را باحمایت مستقیم و غیرمستقیم شوروی دردرون نظام سلطنتی بدست آورده بودند که هر گز تصور آنرا نمی کردند و اما دیری نپائید که شا ه دیموکرات را توسط یکی ازافراد قابل اعتماد خانواده سلطنتی( داود )از بین برده و به جشن و پایکوبی پرداختند .

اینها بودند که توسط داود ، صد ها محصل جوان و صاحب فکر و اندیشه و شخصیتهایی علمی و فرهنگی را زندان و یا اعدام نمودند. اینها بودند که زمینه ساز آوار گی و هجرت در کشور شده و بافضای دهشت ووحشت و اختناق وزندان و اعدام ، گروه کثیری از مردم مسلمان را از کشور بیرون راندند .

اینها بودند که با طرح و حمایت و کمک مستقیم شوروی، قدرت اصلی درنظام داودی را در اختیار گرفته و هفت وزارت مهم و حساس و از جمله وزارتهای کلیدی دفاع ، داخله و تجارت را قبضه کردند .

ازوزراء و رؤسای سرشناس متعلق به گروهک هایی خلق و پرچم در دستگاه داود ، میتوان از فیض محمدوزیر داخله و نعمت الله پژواک و جیلانی باختری و جلا لر وقدیرو عبدالحمید محتاط وهمچنین ازیکی ، دونفر از صد ها مهرۀ خطرناک در اردوی افغانستان ، از قادر که دست به کودتای هفت ثور زد در حالیکه بچه خواندۀ داود شناخته می شد و همچنین از صمد ازهر رئیس امنیت ملی که از پرچمی هایی سرشناس بود نام برد.

اینها بودند که همه حریفان قوی و قدرتمند خود از علما و دانشمندان تا جوانان مسلمان و میوند وال و سران گروه وی را در یک تصفیه عمومی بعد از شکنجه و اعدام از سرراه خود بر داشتند .

اینها بودند که بعد ازچهل سال آرامش و امنیت در کشور و در اولین امتحان و آزمایش د یموکراسی ، باب خویریزی و اعدام و تصفیه و آوارگی را باز نمودند. اینها بودند که با راندن و آواره ساختن مردم خود ، زمینه ساز مداخلات خارجی در کشور شدند .

اینها بودند که با اخذ معاشات روبلی راه را برای نفوذ بیگانه و تماس با قدرتهای خارجی و دستگاههای جاسوسی باز نمودند . اینها بودند که با مردم خود اعلان جنگ نموده و به کمک و مدد بیگانگان به قدرت رسیدند .

اینها بودند که به جنگ افکار و عقاید ، دین و آئین و فرهنگ و کلتور مردم خود شتافتند و افکار و عقاید وفرهنگ و کلتور بیگانه را وارد کشور کردند.

اینهابودند که آ ئین مردم خودرا که از شایسته ترین ومترقی ترین وپیشرفته ترین آئین هایی جهان بحساب میآید، افیون ملتهااعلام نموده و مارکسسیزم کمونیزم را راه نجات مردم می دانستند.

اینهابودندکه دم از خدمت خلق زده اما با تمام طاقت و توان خود برای نابودی خلق ها و نظام اجتماعی و اخلاقی جامعه کمر بسته بودند .

اینها بودند که در اولین تصفیه هایی درون حزبی ( بعد از دفع حریفان اصلی ) به مصاف حریفان حزبی خود رفته و این تکتیک را بهترین وسیله برای سقوط داؤد و هم فکرانش یافتند .

اینها بودند که کعبۀ آمال و آرزوهایی خود( داود ) را به فجیع ترین حالت با جمع کثیری از همفکر ان و حتی خانواده ها و اطفال شان در یک تصفیۀ استالینی ووحشتناک به کام مرگ کشاندند.

اینها بودند که د ر اولین روز کودتای هفت ثور ، در سراسر کشور ماتم و عزای عمومی بپا نموده و کشور را به یک پرتگاه عظیم روبرو کردند. اینها بودند که کشتند و اعدام کردند و آوار ه نمودند.

اینها ( حامیان و مدافعان خلق ) بودند که یکباره ، به جلادان و قصابان کرملین تغییر ماهیت داده و حتی ازرهبر کبیر انقلاب و شاگرد وفادارش امین حیا نکرده ویکی را پی دیگری بیرحمانه کشتند و تصفیه نمودند .

اینها در کشتار یکدیگر ازخفه کردن با بالشت ، تا مشت و لگد و چاقو و کارد و تفنگچه و تفنگ تا توپ وتانک و طیاره و درنهایت کمک ازقوای خارجی نیز استفاده نمودند .

بعد از این همه قتل و غارت و ویرانی و رسوایی ، روسها متوجه شدند که چیزی برایشان باقی نمانده و همه چیز به باد فنا رفته است و اگر اینها را به حال شان بگذارند موجود زندۀ در کشور باقی نخواهد ماند و آن لحظۀ خواهد بود که همۀ طر حها و دسایس شان بر آ ب خواهد رفت و آنها در سطح ملی و بین المللی رسواتر خواهندشد و بناء با قشون سرخ تا دندان مسلح علناء وارد کشور شده و ببرک را که از قبل بصورت پرزۀ احتیاطی در روز مبادا نگهداشته بودند بربالای تانکها قرار داده وبانمایشی جدیدوارد کشور شده و همه امور کشور را تحت ادارۀ مستقیم خود در آوردند .

این کمونیستهای دیده در آ که دم از انقلاب سرخ میزدند ، در طول دوران حیات گروهی خود هیچگاهی از اهداف شوم خود پرده پوشی نکردند بخصوص در زمانیکه برژنف بر سراقتدار بود ، اینها افتخارانه خود را مجری اهداف ماسکو دانسته و در پیاده ساختن اهداف ماسکو هیچ درنگ نمی نمودند .

اینها مارکس و انگلیز و لنین را خدایان خود قرار داده ، مانیفست حزب کمونیست را سرمشق حیات خود قرارداده بودند .

اینها ظاهراً انقلابی و مدعی ارزشهای روشنفکری بودند که با شعارهائی فریبنده همراه بود ولی این چهرۀ واقعی کمونیستها نبود زیرا بزودی ثابت شد که آنچه این مد عیان کاذ ب میگویند اعمال شان بااقوال شان کاملاً درتضاد است . اینها همان منافقینی بوده و هستند که هر گاه با مردم خود روبرومی شدند خود را ازآنها دانسته و اما زمانیکه بادشمنان مردم خود و دشمنان اسلام و افغانستان یعنی کمونیستهای روسی یکجامی شدند ، در اصل از آنها و درخدمت آنها بوده ودشمنی شا ن را بامردم خوداعلام می نمودند.

اینها ( پیروان مارکس ......) بودند که قریب به دو ملیون انسان پاک ومظلوم را در تصفیه هائی دسته جمعی ترور و اعدام نموده وحدود یک ونیم ملیون انسان را معلول و هفت ملیون انسان را آواره و مهاجر ساختند که بزرگترین رقم مهاجرت و آوارگی درسطح دنیا است که باعث سراسیمه گی درسراسرجهان شد وچنانچه سا زمان ملل بارها اعلام داشته است که اینگونه آوارگی د سته جمعی درگذشته وحال سابقه ندارد.

اینها سرمایه های عظیم معنوی کشور( قشر تحصیلکرده و باسواد) و پرسونل مسلکی و اداری کشوررا یا شهید کردند و یامجبور به ترک وطن نموده ، بخاطر اینکه همه چیز و همه مقدرات کشور را در قبضۀ خود در آورده وافغانستان را جزء آسیایی میانه نموده و به آسانی تحویل شوروی دهند.

اینهابودند که نه تنها بر مسلمانان مبارز و مجاهد بلکه بر هر انسان آزاده و هر قشر و طبقه و طائفه و صنفی اتهامی وارد نموده و به تصفیه کشاندند .

اینها علاوه بر دانشمندان و علما و مبارزین مسلمان ،برمشایخ ، سادات ، حضرات و میر و ملا و خواجه رحم ننموده و اینهارا بصورت کتله ای و قشری تصفیه نمودند.

اینها علاوه بر تصفیۀ زارعین و مالداران ، بر صاحبان صنایع کوچک و بزرگ ، تجارو اهل کسبه و مغازه داران به صفت سرمایه دار و ملاک و اشر افی چنان یورش برده که هیچ دسته و صنفی نجات پیداکرده نتوانست و همه را دسته جمعی قتل عام کردند.

اینها علاوه بر سران بلند پایۀ دولت ، رؤسا ووالیان و ولسوالها و علاقه دارها ، حتی اربابان قریه جات را، همه کشتند و تصفیه نمودند تا اعضا و افراد و هواد اران باند خود را در همه شؤون کشور ، حاکم گردانند وهمه چیز را در قبضۀ(کا ، جی ، بی ) در آورند .

اینهاشاید افتخارانه بگویند که ما اربابان ظالم و ستمگر راکشته و تصفیه کردیم . آیا این حرف شان درست است ؟ آیا واقعا اربابان زر وزور را کشتند ؟ نه خیر .

اینها با افراد خائن و چاپلوس و دربار ی و مزدور کنار آمده و معامله کردند اماقریه دار هایی پاک و مؤمن و مسلمان و آزادیخواه را بخاطر ترس از محبوبیت شا ن در بین مردم کشتند و تصفیه کردند .

اینها شاید بگویند که علما و مشایخ مخالف ما را تصفیه و اعدام نه نمودیم در حالیکه واقعیت غیر ازین است زیرا علما و مشایخ کشور یا شهید شدندو یا بدون استثنا مجبور به ترک وطن گردیدند .

اینها بعد از تصفیه هایی هولناک وا عدام صد ها هزار انسان آزاده و مظلوم و بیگناه ،به مال و دارائی و زندگی شخصی افراد هجوم برده ، دارائی هایی بانکی و سرمایه هایی خصوصی و ملکیت هایی شخصی مردم ( د وکان ، زمین ، خانه وغیره ) و هرچه می دیدند و یا می شنیدند به زور سرنیزه و اعزام تانکها غصب نموده و به اعضا و افراد خود تحویل می نمودند.

اینها از ترور و تصفیه واعدام راضی به نظر نمی رسیدند و به قتل عام ها وکشتارهایی دسته جمعی رای دادند . چنانچه به ادامۀ کشتار ها وقتل عام ها در سراسر کشور ، 25 هزار انسان مظوم و بیدفاع را در24 حوت هرات قتل عام کردند .توپ و تانک و ماشیندار ها از زمین و طیارا ت روسی با پروازهایی مستقیم ازخاک شوروی سابق مردم قهرمان هرات را هدف حملات وحشیانۀ خودقراردادند.

درقریه جات و ولسوالیها و ولایات، هرگاه یکی ازسربازان روسی کشته می شد ، چه مسؤلین خاد و چه اردو و چه دست اندرکاران دیگر آن نظام ددمنش ، پیشاپیش قوای متجاوز روسی داخل منطقه میشدند و باکمک و حمایت توپ و تانک و هواپیما هایی جنگی ، هرچه میکشتند خیر! اماعلاوتا، جمع کثیری از مردم مظلوم و بیگناه ما را جمع آوری نموده و بصورت گرگان درنده با خود میبردند که از سرنوشت بیشتر اینگونه افراد خبری دردست نیست .

درگوشه گوشه ودرقر یه قریۀ افغانستان به غیر از عوامل و مزدوران روس و خانواده هایی آنها که هیچ کشته نداده اند ، خانواده و فامیلی شاید سراغ نگرددکه در آن چراغی خاموش و یا گلی پرپرو یا پسری بی پدر و یامادری بی فرزند و یا جگری داغ دارو یا خانوادۀ عزیز خود را از دست نداده باشد .

کسانیکه مرده و زندۀ آنها معلوم نیست ، خانواده هایی که چشم براه گمشده هایی خود هستند ، افراد بی غرض و بی مرضی که در دل شبها ازآغوش گرم خانواده ها بیرون کرده شده و مانند حیوانات درنده باخود به قتلگاه ها برده اند شاید به هزاران نفر بر سد و هزاران انسان مظلومی که هنگام کار در ادارات دولتی و یاهنگام درس درمکاتب و فاکولته ها و یا هنگام کار در بیرون از خانه و منزل و یا در دوران سفر و یا در مسیر راه ، هنگام آوارگی و هجرت ربوده شده اند و یا خانواده هایی که در مسیرهجرت، مکمل به چنگ این اهریمنان خون آشام افتاده اند و آمارآنها بیشمار است درحالیکه از سرنوشت آنها هیچ اطلاعی در دست نیست.

اینها حرف هایی ناگفته و صدا هایی خفه شده و داد و فریاد هایی ناشنیده ایست که روزی باید شنیده و به آنها پاسخ داده شود.

اینهابه این هم اکتفاننموده به ناموس مردم ، یعنی زندگی شخصی و خانوادگی مردم هجوم برده در امر ازدواج و طلاق، خانواده ها را به ازدواج اجباری به اعضای حزب وادار می نمودند .

اینها مطبوعات ( رادیو ، تلویزیون ، روزنامه ها وجر اید ) را کاملاً تصفیه نموده و در نهایت در خدمت حزب خود در آوردند .

اینها تجارت وصنعت را فقط با شوروی مجاز دانسته واقتصاد کشوررا به سوی شوروی جهت داده بودند.

اینها نظام تعلیمی کشور را از افکار و عقاید اسلامی و از کلتور و فرهنگ ملی و مردمی عاری و با مارکسسیزم کمونیزم و آنچه در شوروی میگذشت همآهنگ نمودند .

اینها تحصیل علم را از سایر کشورها منع قرارداده و تحصیل را در محدودۀ کشور هایی سوسیالیستی توجیه نموده بودند.

اینها خود را کمونیستهایی واقعی ( کاسه هایی داغ تر از آش ) نشان داده و خود را در پیاده کردن اهداف مسکو (مارکسیزم ، کمونیزم ) از استالین هم مؤفق تر میدانستند . این تشنه هایی خون و خونر یزی بعد از کشتار و اعدام صد ها هزار انسان مظلوم و بیگناه فارغ نه نشسته و به جان یکدیگرپریدند و هر چه از کمونیستهایی غیر روسی که به چنگ شا ن افتاد یا اعدام و یا زندان نمودند.

اینها بودند که دست هر یکی از افراد حزبی پائین رتبه و بالا رتبۀ شان بخون ده ها و صدها انسان بیگناه ، آنهم به جرم خیالی سرمایه دار و بورژوا و فئودال و بجرم روحانی و مسلمان و مسلمان زاده و موی سفید و کلان قوم و غیره و غیره آلوده است . کشتار نه در میدان جنگ و دریک رویاروئی و یا در یک توطئه و دسیسه و حرکت و یاجنبش و یا قیام و یاطرح و پلان خارجی وبین المللی .

هزاران گور دسته جمعی در سراسر کشورکه هنوزهم ،هرروزیکی پی دیگری پیدا و کشف میگر دد و باز ، داغ ها و درد ها و خاطره هایی درد ناک آن ایام وحشتناک تازه و برزخم وزخم هایی نمک پاشیده میشود این در حالی است که عاملین این جرایم وجنایات یا در میخانه ها و یا در مراکز فساد و عیاشی و یا درکشورهایی دور و نزدیک به توطئه چینی و طرح ریزی هایی مجدد مشغول اند و یا به نحوی از انحا در رژیم موجود افغانستان مسئولیتها و وظایف حساس و مهم در اختیاردارند که درد سرسازاست واگرفرصت پیداکنند برای یک دورۀ دیگر آرزو و آر مانهایی بزرگ درسرمی پرورانند ( شتر درخواب بیند پنبه دانه ).

اگرسران گروه ها به ایما و اشاره و یا تحت فشار قدرت هایی بزرگ ، این آدم کشان و قاتلین ملت را به محاکمه نکشاندند ، قبل از فرارسیدن روزی که پروردگار میپرسد : ((به چه جرم و گناهی (این مردم) کشته شده اند))، روزی خواهدرسید که ملت داغدیده و خانواده ها و وارثین و فر زندان تک تک این جنایتکاران خون آشام و فراعنۀ ز مان را درهرکجایی که پنهان شوند به محاکمه کشانیده و از ترور و قتل و کشتار خانواده هایی خود از آنها سوال کنند.

خطرناکترین عملی را که درطی سالیان دراز ،بخصوص بعد از سقوط نجیب این گروهک ها مرتکب گردیده اند عملیات نفوذی و دامن زدن به جنگ سرد و نفاق افگنی و اختلاف و التهاب آفر ینی و زمینه سازی برای ناآرامی هایی اجتماعی وایجاد فضایی ناامنی و ترس و وحشت واضطراب در بین کشوراست وهمۀ این دسایس و نیرنگها برای استفاده و بهره بر داری هایی بیرونی و به قصد انتقام گیری ازملت مظلوم ومسلمان ما و تسلط مجدد بر این کشوراسلامی و مهد علم و عرفان و تمدن وسرزمین قهرمانا ن تاریخ است.

وچنانچه نجیب ، در یک سخنرانی قبل از سقوط خود گفته بود که: ( اینها را به چنان سرنوشتی دچار خواهم کرد که برای مردم افغانستان و سایر مردم جهان غیر قابل باور باشد ). بعد ازتشکیل یک کمسیون حقیقت یاب ثابت خواهد شد ،که کابل را نیروهایی جهادی خراب نکرده بلکه کابل بدست ملیشه هاو جنرالها ( دوستم وبابه جان وعظیمی و خداداد و دلاور و تنی .......) و اعضای خاد وڅارندوی و کندک هایی قومی و کمیته های ناحیه هایی حزبی ووزارت هایی داخله و دفاع و امنیت و گارنیزیون هاو گارد ریاست جمهوری نجیب که همه و همه دست ناخورده باقیمانده و تادندان مسلح بودند خراب گردید ه است.

نجیب که تمام ولایات افغانستان، بخصوص کابل رابه نواحی مختلف حزبی تقسیم کرده بود ، همه وزارتخانه ها و ریاستها و ادارات و مؤسسات دولتی و خصوصی توسط کمیته هایی حزبی و آنهم حزبی هایی مسلح اداره میشد. این کمیته هایی حزبی فقط برای نظارت و کنترول و تفتیش و تعقیب مردم و زمینه سازی برای مقابله با هر نوع حوادث و اتفاقات و از جمله هر حرکت و فعالیتی که به مزاج دستگاه حاکمه برابر نبود بمیان آمده بود . این کمیته هایی حزبی گردانندگان اصلی حکومت و نظام حاکمه بودند ، اینها برای تحقق اهداف حزب و دولت از هیچ گونه سرکوب و زندان واعدام و ویرانی هر محلیکه احساس خطر میکردند خود داری نمیکردند . همانگونه که ولایات کشور را به خاک یکسان نموده بودند ، کابل بدون ویرانی را بر ای دشمنان خود غیر قابل تحمل میدانستند و بناً باید که آنرا هم به ویرانۀ بدل می نمودند ، زیرا کسی خراب میکند و آتش میزند و ویران می نماید که چیزی را از دست بدهد و امید خود بر ای آینده را از دست داده باشد .

همین مجاهدین همزمان شهرهایی بزرگ دیگری را فتح و تصرف کردندولی آب از آب تکان نخورد ، بینی کسی خون نگردید و ذرۀ از مال و دارائی وحتی کفش کسی گم نگشت ، این در حالی بود که در همۀ این ولایات نیروهایی مختلف قدرتمند و تا دندان مسلح احزاب و گروه هایی گوناگون با تشکیلات مختلف موجود بود.

بطورمثال :هرات در اول بدست ملیشه ها و نیروها و قوماندانهای مختلف که از قدرت کافی برخوردار بودند افتاد ولی هیچ گونه درگیری و کشمکش واتفاقی نیافتاد و آن خطۀ مرد خیز و قهرمان بدون کشمکش راه خویش را پیدا نمود و بهمین صورت همه ولایات بزرگ و کوچک کشور.

هرانسان صاحب بصیرت وعقل وهرآدم باخبر و آگاهی که از امور سیاسی و نظامی بهرۀ برده است میداند که فقط شوروی هاو بقایای آنها یعنی نجیب و دستگاه جهنمی و شیطانی وی یعنی اردو وخاد وملیشه ها کابل را به آشوب کشیدند.

کسانی که آ مده ا ند تا به ویرانی ها و خرابیها و نابسامانیها و تضادها و درگیری ها و کشمکش ها نقطۀ پایان به بخشند، کدام عقل سلیم و کدام فکر و اندیشۀ سالم و سازنده اجازه میدهد تا مأمن و مأوا و خانه و کاشانه اش که به خون بهای قریب به دو ملیون شهید و یکنیم ملیون معلول و قر یب به هفت ملیون مهاجر از چنگ یک ابر قدرت خون آشام ومزدورانش آزاد گردیده است به ویرانی بیشتر روبرو گردد . باالعکس رژیمی که جهت بقای خود تضادهایی عقیدتی ، قومی ، قبیله ای ، نژادی و زبانی را طی سالهای متمادی دامن زده است و در سایۀ این افکار پلید برای خویش چیزی جم و جور کرده است هیچگاهی راضی نمیگردد تاهمۀ اقوام و ملیتها واحزاب وگرو ه ها در زیر سایۀ یک اند یشۀ ناب و آ نهم اسلام عزیز با هم جمع گردیده تا بساط آن افکار پلید را نه تنها از کشور بلکه در منطقه و جهان از ریشه برچینند .

این افراد و گروه های خود فروخته و اجیر و اعضای شناخته شدۀ ( کا، جی ، بی ) هیچگاهی سر عقل نیامده و از گذشتۀ ننگین خود ، چه در زمان ظاهرشاه وچه در زمان داود و چه بعد از آن درس عبرت نگرفته و باهمه گذشتۀ ر سوا و شکست هایی پیاپی ، لحظۀ دست از توطئه برنداشتند و چنانچه بعد از سقوط نجیب بازهم به توطئه چینی بیشتر پرداختند ، پروپاگند و تبلیغات ناروا نمودند و برای سرپوش گذاشتن به همه جنایات گذشتۀخود چنان زمینه سازی کردند که گوئی درجریانات کابل بی طرف ، بی گناه و بی تقصیر اند و عامل اصلی خرابی کابل آنهایی هستند که برای آزادی و استقلال کشور خود جهاد و مبارزه نموده ، قربانی داد ه اند ، شهدایی پاک و پاک بازی که همه هست و نیست و حتی جانهایی شیرین خویش را فدا نموده تاکشورویران و بلا دیده را ازین ورطۀ هلاک نجات داده ، عامل همه ای، این بد بختی ها اند .

این خائنین و وطنفروشان از اولین لحظات بعد از سقوط نجیب به ادامۀ جنگها و رویاروئی ها وعملیات هایی نفوذی ، جنگ سرد خود را هم از طریق مراکز و سنگرهایی جدیدی که به آنجا پناه برده بودند مانند رسانه هایی گروهی ( از جمله بی ، بِی ، سی ) ، تلویزیونها ، روزنامه ها و جراید آغاز نمودند . آنها با انتخاب کلمات و جملات زننده و برچسپها و دروغ هایی شاخ دار به جنگ خود ادامه داده و مجاهد ین مسلمان را که برای استقلا ل و آزادی کشور خود جهاد و مبارزه نموده وبزرگترین ابرقدرت زمان را ازپای درآورده بودند جنگ سالار نام گذاری وبه جنگ سرد خود شدت بیشتر بخشیدند.

کسانیکه پیروزی مجاهدین برایشان غیرقابل تحمل بود چنین ادعامیکردند که اگر مجاهدین کابل را ترک نموده و بگذارند تامردم افغانستان خود درمورد آیندۀ خود تصمیم بگیرند ، آرامش و آسایش دوباره به کشور برمیگردد، غافل ازینکه قضیۀ افغانستان اولا ًازچنگ افغانها خارج گردیده و نه تنها کشور هایی همسایه حتی ابرقدرتها حاضر به قبول یک نظام و حکومت مستقل و غیر وابسته نیستند و هر کدام برای خویش طرح و پلان و هر یکی خود رادر قضایای افغانستا ن سهیم دانسته و آرزو دارند تا نظام دلخواهی را در کشور شاهد باشند ، هیچ کدام به چیزاندک و اهداف کوچکی راضی نمی شوند زیراکه خود رامیراث برآن دوران تغییر و تحول دانسته و برای خویش نقشی را در سرنوشت آیندۀ کشوراز قبل ترسیم نموده اند .

روسهابا آرایش مجدد نیروها و مهره های ( کا، جی، بی ) در درون کابل و تقویت آنها و ایر ان با حمایت مستقیم از گروه های مورد نظر خود ‍‍پرداخت و پاکستانیها هم طالبان و دیگر کسان مورد نظر خود را تا دندان مسلح نموده و در حمایت آنها از هیچ تلاشی فروگذار نگردیدند.

پاکستانیها و در راس جریان طالب ( آی ، اس، آی)، همه آن جنرالهاو صاحب منصبان خلقی و پرچمی پناهند ه درپاکستان را که از قبل تنظیم نموده وبرای چنین روزی آماده ساخته بودند تحت نظر و ادارۀ مستقیم( آی، اس ، آی) در خدمت طالبان قرارداده از توپچی تا تا نکیست وپیلوت وغیره ، که اکثرا باریشها ی بزرگ و دستارهایی سفید و سیاه که گوئی طالب اند به جبهۀ طالب سوق داده و بگفتۀ یکی ازشاهدان عینی که میگفت من جنرال خلقی را می شناختم که درنزدیکی یکی ازمساجد سنگر گرفته وتحت نام (ملا فلانی) ازنمازگذارانی که از مسجد برگشته اند میپرسد که چرا نماز نخواند ه اند .چه توطئۀ عظیم وچه طرح خطرناک، وحشتناکتر از لشکرکشی قشون سرخ ، زیرا این بار جنود شیطان باحیله و تذویر، گروهی را درچنگ امیال شیطانی خویش قرار داده و میخواهند تاباالوسیلۀ آنها( افراد ساده لوح و طالب و ملای بی خبر) به جنگ دین و آئین مردم بروند کار ی که با زر و زور نتوانستندانجام دهند. این ها به هررنگی و تحت این نام و آن نام به توطئه و دسیسه ادامه داده که در اصل توطئه و دسیسه علیه اسلام و مسلمین است.

و دنیایی غرب و در رأس آنها امریکا هم که خود را میراث بر اصلی جنگ دانسته و هنوز مؤفق نگردیده بودند تا افر اد و مهره هایی دلخواه خود راوارد کشور نموده و پلانها و طر ح هایی خویش را از طریق آنها پیاده نمایند ، خود معضلا ت پیچیده ایست که از نظر عامۀ مردم افغانستان پوشیده و پنهان است. کسانیکه می گفتند : اگر گروه هایی جهادی کنار بر وند جنگ و درگیری پایا ن یافته و معضلۀ افغانستان حل شدنی است ، بزودی دیدیم که بعد ازعقب نشینی مجاهدین ازهرات و متعاقب آن بعد از عقب نشینی از کابل نه تنها مشکل افغانستان حل نگردید ، بلکه قضیه افغانستا ن به یک فاجعه ملی وغیر قابل جبران بدل گردید وباز بعد از انتقال قدرت به کرزی و ورود قوای بین ا لمللی به افغانستان که ظاهراًبصورت قوای ناجی و تأمین کنندۀ امن و امنیت و دیموکراسی و آزادی و در نهایت باز سازی و تعمیر و نوسازی مجدد افغانستان تلقی میشد ، در نهایت دیده شد که هر چه گفتند و تبلیغ کردند ووعده دادند جز نقشی بر روی آب چیز دیگری نبود . قوای ناجی و تأ مین کنندۀ امن وامان به یک قوای جبروتی و خانمانسوز و ویرانگر بدل گردید و جایی دیموکراسی و آزادی را بی بند وباری و سؤاستفاده و رشوت و فساد اخلاقی و اداری پر کرد و کشور و یران و فقیرو عقب مانده ازدوران حاکمیت کمونیستهاو شوروی ، یکباره همه ارزشهاو سرمایه هایی معنوی و انسانی خود با خطر مواجه دید.

قضیۀ افغانستان نه تنها الگوی امن و امان و آسایش و آرامش برای دیگران نگردید بلکه برای مردم افغانستان حالت جهنم و برای دیگران وحشتناکتر و مصیبت بار تراز گذشته گردید زیرا در حال حاضر، بحران از ساحۀ افغانستان فراتر رفته ، دامن پاکستان را هم فراگرفته است و شاید با ادامه وضع موجودو جابجایی بیشتر کمونیستها ی سابق و عوامل روس ،درمراکز مهم سیاسی و نظامی و اقتصادی و اجتماعی کشور ، افغانستان به یک بحران جهانی بدل گردد که نه تنها افغانستان و کشور هایی همسایۀ آن بلکه تمام طرف هایی ذید خل در قضیۀ افغانستان از عواقب و خیم و نا گوار آن بی بهره نخواهند ماند .

عناصرنفوذی روس و( کا،جی، بی) نه تنها ملت مسلمان ومجاهد افغان را نشانه گرفته وبه دسایس خود علیه ملت مسلمان به توطئه چینی مصروف اند بلکه طرح هایی خودرا آنگونه مؤفقانه پیاده می کنند که باعث سرافگندگی و سردرگمی نیروهایی خارجی در افغانستان گردیده است .

وجایی بس شگفت و تعجب است که این افراد و گروه ها باچنان مهارتی دردرون صفوف نیروهایی خارجی قرار گرفته و درخدمت آنها در آمده اندکه هیچ شک و شبۀ را بوجود نیاورده وبالعکس قادر بوده اند تاقوای خارجی را با اطلاعات غلط و گمراه کننده به دردسرهایی عظیمی روبرو کنند که هیچگاهی قوایی روسی با آن روبرونبوده اند .

تعدادی ازسران و لیدران واعضا و افراد این گروهک ها از طریق روسیه وبا طرح ( کا ، جی، بی )به کشورهایی مختلف غربی پناهنده شده و از این طریق به بعضی ارگانهای دولتی و یا غیر دولتی و خصوصی غربی راه پیدانموده و بخصوص از طریق احزاب چپ خود را به گونۀ جدیدی مطابق به اوضاع و شرایط وقت و زمان ( دفاع از حقوق بشر ، حق آزادی و انتخاب و رأی ، حق بیان و حقوق زن و غیره ) مطرح نموده و چهرۀ دیموکرات و حامی دیموکراسی و آزادی به خود داده و ازین دریچه بار دیگر به افغا نستان راه یافته ، چه ازطریق رسانه ها و چه از طریق اینجئوها و چه از طریق عضویت در ارگانهایی اطلاعاتی و امنیتی و غیره در امور افغانستان مداخله می نمایند.

این گروهک هابا حمایت مستقیم روسیۀ نوین که تلاش دارد به صفت یک قدر ت جدید منطقه ای وجهانی عرض اندام نماید وارد افغانستان گردیده و درتحت یکسر ی زد و بندهایی بین غرب و شرق ، در کنفرانس بن مؤفق شدند تابه آن موقعیت قبلی خویش در زمان داود دسترسی پیدا نموده و درترکیب نظام جدید افغانستان جایگاه قبلی خویش در زمان داود را ،با ر دیگربه شیوۀ پررنگ تری بدست آور ند.

جنرالها و سران حقه باز و حیله گرخلق وپرچم با استفاده از انگیزه هایی قومی ، نژادی و زبانی به تنظیم هایی مختلف تقسیم شده و به سلسلۀ دست بوسی ها یی ظاهرشاه و داود نه تنها به دست بوسی قوماندانهاو سران و اعضای بلند پایه و رهبران گروه هایی جهادی و طالب وکرزی ، حتی به پای بوسی آنها نیز متوصل گردیدند. اینها حاضر شدندتا دربدل مشتی پول و مقداری معاش و احرازپست و مقام و مسئولیتی ، همه چیز خویش را ظاهرا به طبق اخلاص گذاشته و تقدیم آنها کنند، اما هدف و مقصد وطرح چیز دیگری (پیاده کردن طرح ها و پلان هایی کا ، جی ، بی است) در دراز مدت .

اینها درچوکات حکومت کرزی و در دوران حاکمیت خود در وزارت معارف ، 70 درصد ادارات وزارت معارف را در اختیار خود ( اعضای حزب ) در آوردند و حالا بیش از د وثلث ادارات و پرسونل مربوط وزارت داخله ، چه درکابل و چه درولایات را تصفیه نموده و به افراد خود تحویل داده اند، این درحالیست که وزارت دفاع و امنیت کاملا در چنگ اینهاست.

سایر ادارات و وزارتخانه ها همچنین ، وضعیت بهتری ازین ندارد ،زیرا پرسونل دوران حاکمیت کمونیستها را درطی سالیان بعد سقوط نجیب نه تنها کسی ازجایشان بیجا نکرد و اما معلوم نیست که باچه طرح هایی ارتقاهم داده اند.

این حیله گران و خائنین به ملت و دولت ، هیچگاهی از نیات و اهداف خائنانه و خصمانۀ خویش در مورد مردم مسلمان پرده برداری نکرده و چهره هایی خشن و اهداف پلید و آرمانهایی خشونت گرایانۀ خود را بازهم پنهان و پنهان تر ساخته و میسازند . اینها در تحت شرایط موجود که نیروهایی خارجی در افغانستان مستقر گردیده اند ظاهرا طبل دیموکراسی و آزادی و دفاع از حقوق بشر زده اما همینکه فرصت پیدا کنند ،افغانستان را بار دیگر، وحشتناکتر از گذشته به در یایی از خون تبدیل نموده و در صف سایر کشور هایی آسیایی میانه قرارخواهند داد که نه ازآزادی و نه از دیموکراسی و نه از حقوق بشر نشانۀ باقی خواهد ماند.

این قسم خورده هایی تاریخ هیچگاهی عوض نخواهند شد و هرگاه بار دیگر زمینه برایشان فراهم گردد به همان ماری تبدیل خواهند شد که سعدی علیه الرحمه در مورد آن گفته است : (( کسی از بیابانی می گذ شت که چشمش به ماری بزرگ افتاد که یخ زده و ازحرکت مانده است وی باسعی و تلاش او را به قریه انتقال داده و در برابر نور آفتاب به زمین نهاد، لحظاتی گذ شت که یخ ها آب و ماریخ زده به افعی بزرگ تبدیل گشت و قبل از همه به آن آدم حامل خود که درکناروی قرارداشت حمله کرد و او را از بین برد)).

و اگر تا چندین دهه ویا چند قرن آینده و با بمیان آمدن احزاب و گروه ها و حکومت ها و دولت هایی مختلف درافغانستان ، هرگاه اختلاف و کشمکش و جنگ و درگیری و قتل و غارت وجنایتی صورت بگیرد ، عامل اصلی آن ، هم این خلقی ها و پرچمی ها و هم روسهایی جنایت کاراند که کشور را به آشوب کشیده و نظم کشوررا برهم زده ، به کودتاها و سرنگونی رژیم ها متوصل شده و باب جنگ و درگیری و خشونت و ترور و کشتار درکشور را گشودند.

بطورخلاصه اینکه :

اینها نود در صد شهر هایی بزرگ ، بغیر از کابل و نود وپنج در صد سایر شهر ها و السوالیها و علاقه داری هایی کشور را به خاک یکسان نموده و قریب دوملیون انسانهایی مظلوم وبی دفاع را شهید و یکنیم ملیون انسان را معلول و بیش از هفت ملیون نفر را مجبور به ترک وطن ومهاجر وقریب به پنج ملیون نفر را در مهاجرت هایی داخلی ، خانه بدوش و سرگردان کرده و ملیون ها انسان دیگر را به امراض روحی و روانی و جسمی مبتلا و کشور را به یک کشور جنگ زدۀ غرق در کشمکش ها و اختلافات و تضادهایی قومی و نژادی و زبانی و مذهبی بدل نموده و فقر و بیکاری و جهل و بیسوادی از دستآورد هایی این نابغه هایی دوران و این تئوریسن هایی زمان و این نظریه پردازان و فیلسوف نماهایی......... و تحفه و سوغاتی است برای نسل هایی آیندۀ افغان.

افسوس است به حال این ......... که خداوند ( ج ) در صفت اینها میگوید :(( که اینها کور و کر....... و از عقل محروم اند. )) و با وجود همۀ آن جنایاتی که داد گاه بین المللی از چگونگی آن وحشت نموده است هنوز هم اینها بخود نیامده و سر به گریبان خود نه نموده و توبه نکرده ،توبه نه در برابر دادگاه بین المللی ، بلکه توبه در پیشگاه خدای قهار که اگر به راه خود و به گناه خود و به فساد خود ادامه دهند چنان بلایی را برآنها نازل کند که درس عبرتی به همه جنایتکاران روی زمین خواهد گردید .

اما افسوس که اینها توبه نه نموده و سر تسلیم به پیشگاه خدا (ج ) خم نکرده ( اسلام نیاورده و تسلیم پروردگار نگردیده اند .) و هنوز هم دست از توطئه و دسیسه و ماجراجوئی برنداشته و به ادامۀ.....و با استفاده ازموقعیت هایی بدست آمده ، تعداد کثیری از مجاهدین و قوماندان هایی سرشناس جهاد رادر سراسرکشور ترور و تعداد ی را هم مجبور به حمل سلاح نموده وبار دیگر به جنگ کشانده اند.

هرگاه به پرابلم هایی موجود فکر ی نگرددو اوضاع مطابق به طرح ها و پلان ها یی دشمنان خاک ووطن و دین (کمونستها) به پیش برود و راه هایی قانونی را باز هم باز نگذارند و به بندند ، بزودی مردم مسلمان و مجاهد افغان سرنوشت خود را، خود تعیین خواهند کرد و آنگاه مجبور خواهند شد تا بار دیگر اولا به جاده ها و بعد به قریه جات و بعد به کوه ها رفته و محیط فساد و جنایت رابه جهنمی تبدیل نمایند.

خلاصه اینکه سران و کسانیکه مدعی ادارۀ کشور اندو به نحوی از انحاء خود را درقضایایی کشور سهیم و دخیل میدانند اگر ذرۀ ازایمان به خدا ( ج) ودلسوزی به کشور و توجه به ملت مسلمان دارند باید به خود آیند و چشم خود را باز کنند که کشور در حال فروپاشی است .

خلقی ها و پرچمی هاو سایرکمونیست هایی سرشناس ، بار دیگر قدرت را به قبضۀ خود در آورده و از درون مانند مکروب هایی کشنده ، ملت و دولت را به فساد کشانده . اینها زنگ خطری است که هر لحظه به صدا در می آید ، کجاست گوش شنوا و چشم بینایی که اوضاع کشور را آن چنان که هست درک کند.

بازی با پول هایی باد آورده و حرام و مسابقه درچور وچپاول ملت و دولت ، تقسیم و توزیع بیت المال و دارائی هایی عامه ، مستی با چوکیهاو مقامات و سرنوشت کشور ، بی توجهی ونادیده گرفتن آه و ناله و داد و فریاد مظلومانی که هرلحظه دراثر جنگ و درگیری و فقر و فاقه ، به آسمان ها طنین انداز است وبی برنامه گی و عدم یک سیاست شفاف و روشن درقضایای ملی و بین المللی،مسائلی است که :
هرلحظه کشور را بسوی قهقرا سوق داده و شاید طوفانی عظیم تراز آنچه در گذشته اتفاق افتاده است د امان کشور رافراگرفته و بسوی نابودی بکشاند که در آن صورت آه و ناله و فریاد مستضعفان و مظلومان و کسانیکه در آتش فتنه و فسا د بیش از پیش خواهند سوخت بلند تر خواهد گردید و آنگاه راه نجاتی برای هیچکس پیدا نخواهد شد.

افراد و گروه ها و دولت هایی که از سوابق و تا ریخچۀ سیاه این باند ها درس عبرت نگرفته و با این باند ها رابطه و پیوندو اتحاد و وحدت و همنوایی و دوستی برقرار می کنند، بزودی طعم تلخ این روابط ( نامشروع ، نامتجانس،ودوراز همه عهد و پیمان هایی انسانی و اسلامی ) خود را خواهند چشید.

ومن الله التوفیق

یار نجرابی

yar.na@hotmail.com

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report