www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

جهادیم وجز این نمیتوانم باشم
نور احمد رجا

ناز دارد بیسر و ســـــامــــــانیم
بحــــر در بر قطــــــره طوفانیم
آسمــــان سیراست سرگــردانیم
مشکل هــــر کس بود آســـــانیم

گــــر ندانی غیـرت ودینداریم
چــون بمیدان آمــــدی میدانیم

کیست مسلمان؟ درزمان گیرودار
می نترســــد ازنهیب کـــار و زار
رشک رسـتم غـــیرت اسفند یــــار
کی بود ازخصــم رو گـر دانیـــــم

گــــر ندانی غیـرت ودینداریم
چــون بمیدان آمــــدی میدانیم

کی بغیر ازجنــــگ باشد کار من
جنگ باشد کـارمـــن کــردار من
شد فــــرار ازجنگ ننگ وعارمن
تابچـــند ای خصـــم میترسانیم؟

گــــر ندانی غیـرت ودینداریم
چــون بمیدان آمــــدی میدانیم


سرزنش شده ام؛ نه کم که بسیار؛ مورد غضبم نه به اندازه تنبیهبلکه بس بیشتر و بیشتر از حد تکفیر؛ حکم تکفیرم نه بدست مفتی ومحتسب وقاضیالقضات صدور یافته که بدست برگشته ازدینی که از راه فروش دین بدنیا به مقام ومادیات دست یافته است.

سرکوبم بداشتند؛ نه تاگردن بلکه تاناخون وکف پا؛ نیش زبانم زدند نه اززبان از نیش کژدم باردار؛ بد وبیراه نثارم کردند نه یکبار وده بار؛ بار باروبار بار.

برگبار مسلسم بستند نه از نزدیک از مسافت دور؛ نه بامسلسل سلاحبلکه بامسلسل کلمات؛ رعب و وحشت را بر روح و روانم تزریق کردند نه به تدریج که بسرعت هزارمتر درثانیه؛ چشمانم را به بستند نه بدست ودستمال که بانوشتاروحشتبار. دهانم را دوختند نه باتار که بازنار ؛ دندان هایم را شکستند نه با مشت ونه باسنگ بدفاع از بیگانگان پر نیرنگ . دستهایم را بستند باطناب طنابدارزمان وکارد برگلویم نهادند نه کارد تیز وبرنده ؛ نه به چاقوی آدم کشی طالبان ؛ به کارد درازی که از پیکره گیوتین جدا شده ودر کوره تهاجم فرهنگ کشی امریکا فولاد آبدیده شده و در خمره شراب کلیسا غوطه خورده وببازار آدم فروشان ودین فروشان درمعرض مزایده گذاشته شده است.

و آنگاه خریدارانی از مزدوران دوآتشه روس که تاهنوزخواب کمونیست شدن جهان را خروپف میدارند (نه آنانیکه بدامان ملت برگشته اند ) باگماشتگان غرب و سرسپردگان مزدور وبی همه چیز راوایی وهمه سلسله داران کفر وزندیقیان زمان برقابت برخاستند ؛ به پیش تاختند وهر آنچه از مایه وطنفروشی و دین فروشی ومردم فروشی و میهن فروشی وناموسی فروشی در لاک پس انداز اندیشه الحادی ورسوایی جامعه مدنی تحت نام دموکراسی که پوشش و رویش آن دربرچیده شدن اخلاق واخلاقیات وترویج کلمه سکس وگسترش فحشاء وبی بند وباری ونوشیدن مسکرات ترشح دارد به محک قرار دادند ؛ دلالانی بسرگردگی سرکوبگران دین اسلام ازشرق وغرب بازعامت پرچم برداران کلیسا ناظر اوضاع این مزایده دین فروشی بودند.

مزایده ی که هیچکدام از حریفان دست کمی از همدیگر نداشتند وببازار رقابت دوامدار هربار پس از ارائه مسابقه مساویانه به نهائی میرسیدند وسپس در این هنگام تصمیم بر آن نهاده وگرفته شد که شرق وغرب و مزدوران وسرسپردگان شان همه باهم ناموس غیرت و قدرت وعظمت ودستاورد جهادی را بسوی نابودی و سرکوبی وبربادی وبی اعتبارساختن دربین مردمیکه خود آن مردم بنحوی درجهاد نقش وسهم داشتند سوق دهند وبحقا که بناحقی خود همت گماشتن و براستی که به نادرست رفتن راه خطای خود شبانه روزی تلاش بی وقفه داشتند.

باگوشهای کر ؛ گوشهای شنوای مردم را به کری راهنمائِی مینمودند وباچشمان کور ؛ چشمان بینای امت را به کوری خواستار میشدند وباهتاکی وپرده دری وزبان درازی که به بهای بی غیرتی و نامردی و فراری که از حلقه های جهاد بدست آورده بودند ؛ ومی شنیدند که لشکریان روس ومزدوران حلقه بگوش آن چه بیدادی را برسرنوشت این ملت ایجادکرده بود؛ الگوی این بینش شدند که جهادی تفنگ سالار و جهادی جنگ سالار و جهادی محکومیت جهانی دارد .

زنجیربستگان غرب وشرق شرف و غیرت و مردی نداشته وفروخته وبرباد شده خود را تنها در این می جستند و می یافتند که اگر بیطرفی وبی تفاوتی معدود کسانی را که در افتخارات جهاد هیچ سهمی نداشتند واز دامان ملت طرد ورانده شده اند ؛ بدست آورند ؛ هورا بکشند ؛ عربده سردهند وبه جازبند شرق و غرب رقص راک اندرول انگلیسی به جنباندن نشیمنگاه های خویش ببازی بگیرند وآنگاه نداء بکنایه سردهند که :
این جهادی ؛ این پیکره جدا نشدنی از وجود ملت وکشور واین سنبل معرکه های نبرد واین وارثان دینی ؛ که ای مردم شما فرزندان خودرا درکنار شان ودر سنگرهای شان و بیاری شان میفرستادید ؛ هم اکنون خوار شدگان تاریخ اند ومحکوم به پیگیری تامرز دستگیری و محاکمه در پیشگاه دیده بان به اصطلا ح حقوق بشر؟!!... همان حقوق بشری که پس از آمدن نیروهای امپریالیزم جهانی به کشور ایجاد گردیده تا ابنا وافراد واشخاص جهادرا بمحاکمه بکشاند وسپس پرونده وهستی و وظیفه آن ختم میگردد.

اما این کمیسیون مستقل به اصطلاح حقوق بشری که عمر آن بدرازای آمدن نیروهای امپریالیزم درکشور ما ازسال 2001 تولد یافته کودک هفت ویا هشت ساله است که شامل هیچ مکلفیت نشده است وعمری بدرازای شصت سال فعالیت و تجربه ندارد که بر ابناء وملت ومجاهد این کشور امر ونهی داشته باشد؛ پای از کلیم خویش بیشتر دراز نکند که کودک این مرز وبوم پاهایش را از زانو قطع میدارد.

این کمیسیونی حقوق بشری که مستقلیت آن همنوا بااستقلالیت کشوری محسوب میگردد که اختیار فضا وزمین خویشرا بدون اذن اجانب ندارد ومردمان آن همچون گله گوسفند یکجا بکشتارگاه بزیر بمبارمان های وحشیانه نیروهای متمدن ومترقی و گسترش دهنده نظم نوین جهانی جان میکنند تاجان میدهند حالت مساویانه را بخود میگیرد و در زمان تجاوز روسها نه درپشت پدر و نه در بطن مادر در سرزمین وکشورما موجودیت نداشتند. ندیدند ونشنیدند که آسیاب خونی که در این سرزمین بزیر تانک های روس وبه اثر بمباردمان های وحشیانه و بکار انداختند سلاح ثقیله و هر آنچه در زراد خانه قشون سرخ وقت موجودیت داشت در بکشتارگیری انسانهای پا برهنه این مرز وبوم بکار رفت وماباقی بجا مانده از این مردم ونیروهای جهادی درلشکر کشی های ( آی اس آی ) پاکستان به اتهام نگهداری وطن وستیز بامزدوران داخلی وخارجی بقتل عام گرفته شد. این حامیان نام نهاد حقوق بشر درکجای دنیا زندگی میکردند؟.

طومار هستی ونیستی مردمان وسازمانی که فقط همچون گوسفندان شعارسرمیدهند و چون شغالان زوزه میکشند و همانند روباهان مکاره اند ؛ تاآن زمانی درگردش وچرخش است که نفرت همگانی علیه جهادی ها اگر ایجاد میگردید وسپس ؛ پس از ختم بازی شطرنح ) شاه وسرباز درخریطه میروند ).

این طرح وبنا ؛ این ساختار وتشکیلات ؛ این زمینه وبرنامه ؛ این ایده و آرزو؛ این فکر واندیشه که راستای امورات وکارسازی آن تنها وتنها زدودن افتخارات جهاد وگرفتن شئونات اسلامی وجهادی را خواستار است ؛ ومزدوران آن از عده از دست اندر کاران دانشگاه ها تا انجوها از ادارات تا نهاد ها و وزارت ها وریاست های را بخود به برنامه ریزی شیاطین زمان اختصاص داده اند ؛ هرچند که به دهل ضدیت علیه جهادی با شعار جنگ سالار و تفنگ سالار نواختند وسرودند ؛ خود گفتند وخود شنیدند؛ خود خواندند وخود شیهه کشیدند ؛ لرزیدند ورقصیدند و بریش خود و باداران خود خندیدند تاشاید مردم وملت ما همنوایی باآنها نشان دهند که درنهایت ملت درکنار جهادی باقی ماند که حقیقت زوال ناپذیر تاریخ جهاد دراین کشور همان است که مردم مسلمان جهادی اند وجهادی ها برخاسته ازبطن مردم مسلمان اند .

این سررشته تابدانجای رسید که امروز عده زیادی از اولاد مهاجرین از اروپاوامریکا براساس ضدیت باخواست وبرنامه دشمنان دین وکشور که سعی تلاش وتبلیغات وتخریبات داشتند تااز جهادی جنگ سالار وتفنگ سالار بسازند چنان چرخش درمحور اسلام وجهاد بوجود آمده که گویا سالها است که این اولادهای مسلمان دانشگاه جهادرا در انوار گرم اسلامی مطالعه وملاحظه میدارند و قشر جوان وبرخاسته از نسل جدید نیز درتلاطم آن است که زوایای جهاد درگذشته چگونه جان گرفت و سبب شکست ابرقدرت بزرگی درمنطقه گردید ؛ وآمادگی نسل جوان کشور ما ومسلمانزادگان آنرا درهمه نقاط جهان بر اذهان عامه نوید بخش است .

مارا چه باک و چه اندیشه و چه تشویشی که اگر امرد بچه گانی مزدور با بقچه برداران که جد وآبای شان از نام جهاد درهراس می افتادند وبدیار بیگانگان تحت لوای مزدوری شتافتند ودرهمانجا مادام العمر باقی میمانند ؛ نیمه نبشته و ازکمر بریده ی ازمقاله ی را بخود نقطه عطفی قرار میدهند ودرکنار آن یاوه سرایی میکنند ودل خوش میکنند که حرفی زدند.

جهادی ها شیران شرزه روزگارند چه بخواهید ویا نخواهید ؛ رزمندگان مؤمن وبت شکنانی اند که بت بزرگ ارتش سرخ را به شکستی مفتضحانه دچار نمودند .

هفت سال ادامه حاکمیت دست نشاند گان وباداران شان نشان داد که هیچ نیروی خارجی را توان ویارای آن نیست که بدون مشارکت همه جانبه جهادی ها بسرنوشتی برسند .

تاریخ نسل اندر نسل این واقعیت وحقیقت را بدیگران خواهد نوشت که روسها وامریکائی ها که یکی بسردمداری قلدری ودیگران باارائه تحت نام دموکراسی میخواستند نیرنگ های ریاکارانه (بیدینی سکس و شراب وبی ناموسی و.... ) خودرا برملت مسلمان ما بصورت رسم و رواج و آداب وعنعنه بیادگار بگذارند که درنتیجه اعتبارات سیاسی ونظامی خود را فدای این اندیشه کردند وبادستان خالی یکی برگشته ودیگری نیز برخواهد گشت .

براستی زمانیکه جهاد علیه متجاوزین وحشی روس درکشورما سر وسرانجام می یافت ؛ هیچ رسانه وبولتن خبری وتلویزیون وسایتی موجودیت نداشت تاندای مردم مارا بگوش دل های متدینین برساند و از جانبی دشمنان دین ومیهن حقانیت قیام مارا مخدوش کلمه اشرار درافکار عمومی انعکاس میدادند وهیچ پیامی از جانب جهادی به حامیان آن دسترسی نمی یافت.

هم اکنون باصدای بلند وقامتی استوار اولتیماتوم میدهیم ومیبالیم وباورداریم که ستون فقرات ملت مسلمان ما باپشتوانه ی از جهاد وجهادی درسرتاسر کشور رو بگسترشی دیگر است وهر سایت وهر رسانه ی یامستقیم وعلنا درخدمت جهادی ها قرار دارد و یادرگوشه وکنار آن دست اندرکاری هست که علمبردار راه جهاد و راهی خدا ودین اسلام گردد. مبین نرمی پشت شمشیر تیز
گذارش نگر گاه خشم و ستیز
خلاصه کلام ؛ جهادیم وافتخار دارم که جهادی ها ته سری خورنبودند باستیزم علیه دشمنان دین ودشمنان وطن فرق سر دشمن را به نشانه میگرفتند.

حهادی میبالدکه تاهنوز خواب وآرامش دشمنان دین ووطن راگرفته است ودشمن میهن و دشمن دین بخاطر رهائی از دست جهادی مجبور به آن میگردند که مزدورانی را به انتخاب بگیرند که علیه جهادی یاوه سرائی سردهند وجاده صاف کن راه و آرامش دهنده دشمن دین وکشور باشند.

جهادیم وعلمم بالا ؛ جهادیم وسخن والا ؛ جهادیم ودشمنم رسوا ؛ جهادیم وسرم را به ارزش اینکه کله است نه ادامه گردن ببالا گرفتنش سرافرازم ؛ جهادیم وحماسه ساز صحنه های نبرد علیه متجاوزین و دینفروشان ؛ حماسه سازم و حماسه هارا برشته مسلسل تاریخ بخط زرین برلوحه افتخارنصب میدارم وسپس آنرا حمایل طلائی برگردن نوشته های ادبی به پیشگاه جهادی ها و دوستداران جهاد هدیه میدارم .

جهادیم حماسه میسازم و حماسه را برقله رسا نگارش بروشنایی چشم جهادی ها وبه گوری چشم دشمنان آن آویزه بر آسمان بخت بلند وهمت والای جهادی آویزان میدارم.

جهادیم وهرگاهی از جهاد با بازی با واژگان دل دشمنان جهاد را از تپش بازمیدارم تاروزنه های مرگ را نه در رگبار مسلسلم که بلکه در رگبار کلماتم بپذیرش تا رسیدن بدامن گور پذیرا گردند. جهادیم درهر مقطعی نه با تک تیر مسلسلم که باتک تیر سخنم چشمان دشمنان را به نشانه میگیرم .

جهادیم که بااتکا بخدا وبااعتمادبنفس وباوریتی که در وجودم در دامنه راه جهاد رسوخ داشته اطمینان میدهم که اول و آخر این کشور سرنوشت ومقدرات این ملت در ید سربکفان جهادی رقم زده میشود ؛ وبه هیچ مزدور وبیگانه وفرومایه ودین فروش و طنفروشی هیچ گاهی این اجازه را نمیدهیم که اریکه قدرت درکشور اسلامی را جلوه گاه خیال و آمال وآرزوهای خویش آنهم بصورت تامین وتضمین امنیت جانی قرار دهد.

جهادیم وبه دشمنان جهاد هوشدارمیدهم که خون هیچ جهادی در رگ های حتی کویر این کشور تاهنوز از جوشش بازنمانده و خاطره همه شهداء به امید ادامه راه شان بردوش وخاطره جهادی های زنده وبه یادگار باقی مانده است واطمینان میدهم و قطعا وحتما وباجدیت کامل وعزم راسخ که میراث بر حقیقی واصلی این آب وخاک جهادی است .

جهادیم وسنگر تبلیغاتیم ازصحن محراب ومنبرمسجد تاهرگوشه وکنار این کشور تریبون سخنم است که از این تریبون پیام دین ابائی واجدادیم را بگوش های اهل سخن رساننده ام .

جهادیم که بابلند نمودن نعره ( الله اکبر ) خداوند بزرگتر از آن است که دروصف بکنجد جلو وکنار وپشت سرم را مجموعه از دینداران وقهرمانان مملو خواهند نمود .
جهادیم و آماده ام که باهرکسی که میخواهد درمیدان رقابت بامن سبقت جمع آوری امت وملت را به تجربه بگذارد در نزدیکترین مرکزشهر و یا دورترین قریه کشور در دو کلام قرائت دعوت بزیر لوای سبز ودرفش پر اهتزاز اسلام برقابت بگیرم.

جهادیم وهرگز اجازه نمیدهم که طنین پرشکوه ( لااله الالله محمدرسول الله ) ونعره دشمن شکر ( الله اکبر ) ازکوه ودشت ودمن ودهان مردمان این سرزمین کم ویا کمرنگ گردد.

جهادیم ودرمقابل تمام جهان کفر ومزدوران آن آنقدر ایستادگی ومقاومت میکنم که تا ( احدی الحسنیین ) نصیبم گردد.

مردان سر دار وراه مردان سردار
محراب ونمازگاه مردان سر دار
يک سر زميان ديگران بالا تـــر
جولانگه وجلوه گاه مردان سر دار
( شهید قهارعاصی )

نوراحمد رجاء
15-10-1387 برابر4-1-2009
noorahmad1957@yahoo.com



Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد
Phentermine - Please promote this Phentermine Resource Online site by keeping this counter as it is.

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report