www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

جاهلیت مدرن
عبدالکریم غریق
تاریخ نشر: سوم ثور 1394

پروردگار عالمیان در قرآن عظیم الشان می فرماید: وَ لَا تَکسِبُ کُلِّ نَفسٍ إِلَّا عَلَیهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزرَ اُخرَي. ترجمه: هیچ کس(عملی را از خیر و یا شر) جز بر عهدۀ خود کسب نمی کند، و هیچ مسؤولیتی از کسی بار کسی دیگری نمی شود. سوره انعام آیه 164.

کسی بار دیگر کسی را به پشت
نخواهد کشیدن ز ریز و درشت

کلمه وزر که در آیه مذکور آمده است بمعنای مسؤولیت است چنانکه کلمه وزیر نیز از همین ماده مشتق شده و به معنای مسؤول است یعنی کسی که مسؤولیتی بزرگ به او واگذار می گردد، و این کلمه یعنی وزر در چندین جا از قرآن کریم مکرراً آمده است و آن بار مسؤولیت هر کس را متوجه خودش می سازد، و کسی هم به گناه کس دیگری مؤاخذه نمی شود، و نه هم کسی به کار شایستۀ شخص دیگری مستحق پاداش می گردد. و این اساس یک نظام است، زیرا قبل از اسلام تعامل چنان بود که فرد خودش به تنهائی مورد محاسبه قرار نمی گرفت، بلکه او را در چوکات قوم و قبیلۀ او محاسبه می کردند اگر کسی گناهی می کرد کل اقوام و بستگانش مورد مؤاخذه قرار می گرفتند و اگر کسی عمل نیکی را انجام می داد، به حساب کلیت خویشان و قبیله اش به حساب می آمد، چنانکه در نظام قبائلی آن روز ضرب المثل معروفی بود: برادرت را کمک کن خواه ظالم باشد و خواه مظلوم.

و کل نظام قبیله گرای آن دوران طوری بود که جامعه را گرفتار جنگ و عصبیت ساخته بود، اسلام آمد و جامعه را از قبیله به مدینه عبور داد، جامعه مدنی ایجاد کرد، و فرق انسانها تنها به استعداد، توانائی و پرهیزگاری شان بود، طائفه ، قبیله، قوم و حتی رنگ پوست امتیازی به شمار نمی رفت، و آن جامعۀ بود که افراد در قبال قانون یک سان بودند، چنانکه حافظ میگوید:

حسن ز بصره، بلال از حبش، صهیب از روم
ز خاک مکه ابو جهل این چه بوالعجبی است

گرچه بعد ها در بین اعراب نیز عصبیت جاهلی دو باره نمایان شد، اما مسلمانان با آن پیکار بی امان کردند، چنانچه نهضت شعوبیه در این راستا به میان آمد. در جوامع معاصر نیز پدیده عصبیت قومی و نژادی فاجعۀ بس عظیمی را خلق کرد، نازیسم و فاشیسم که بر مبنای نژاد باوری، جدا سازی نژاد ها و تفوق طلبی بنا یافتند، جنایات بیشماری را بر بشریت روا داشتند، یوهان گوتلیب فیخته فیلسوف آلمانی متوفی سال 1814 میلادی که ملقب به سخن گوی زرین دهان ملیت پرستی آلمانی است تئوری برتری بیولوژیکی و فرهنگی نژاد آریائی را بنیاد نهاد، و آریائی ها را دارای خونی پاک و خالق فرهنگ و تمدن دانست. او عقیده داشت، و می گفت: آلمان ها نژاد خالص هستند، و دیگر اقوام نژاد مخلوط و از این جا نتیجه می گرفت، که تمامی جهان جز آلمان بر جاده زوال و تباهی سیر می کنند، و این تنها آلمان ها هستند که مشعل تمدن را به پیش می برند، و بعد هگل نظریۀ «نژاد فرمانروای» را مطرح کرد، و فیلسوف دیگر آلمانی فریدریش نیچه متولد سال 1844 میلادی «ابر مرد» را، و بالآخره را ه برای آدولف هیتلر «برای آلمان برتر از همه» هموار گردید، همین نظریات نژاد پرستانه و قوم گرایانۀ آلفرد روزنبرگ، هیتلر، گوبلز و موسولینی بود، که آتش جنگی جهانی را شعله ور ساخت، بیش از سی ملیون انسان قربانی اندیشه های شیطانی شدند، و چه بسا عواقب دیگری از جمله پاک سازی های نژادی و بمباردمان های اتمی و غیره را بدنبال داشت.

این حرکات نژاد پرستانه در شرق نیز اثراتی داشت چنانکه جنبش های به اصطلاح پان ترکیسم، پان عربیسم که حزب بعث عربی دنباله آن بود به میان آمدند، در ایران و افغانستان نیز گرایش به نازیسم و فاشیسم محسوس بود، چنانکه در ایران شخصی به نام داؤد منشی زاده که در آلمان تحصیل کرده بود حزبی را به نام حزب سوسیالست ملی کارگران ایران که به اختصار به آن حزب (سومکا) گفته می شد، تاسیس کرد. این حزب یکی از اهدافش را متحد ساختن ایران و افغانسان می گفت، و سخت از اعراب و کمونست ها نفرت داشت و در جلب و جذب روشنفکران تلاش می کرد، بعد از شکست هیتلر این حزب نیز منحل گردید، و اعضایش به احزاب پان ایرانیست پیوستند، و همین احزاب قسماً از همان اندیشه ها متأثر گردیدند.

در افغانستان نیز بعد از ملاقات فیض محمد خان زکریا وزیر خارجه وقت افغانستان با آدولف هیتلر بتاریخ دوم ماه مارچ سال 1936 میلادی و رفت و آمد های مکرر افغانها و آلمانی ها گرایش به نازیسم و هیتلریسم نمایان شد، این گرایشات به شکل تفوق قومی و قبیله یی در سطوح مختلف حکومتی نیز دیده می شد، گرچه نظام هیتلری در آلمان از بین رفت، اما اثرات همان طرز فکر تا همین حالا نیز در بین جامعه مشهود است. در غرب بعد از جنگ دوم جهانی لیبرالیسم و اندویدوالیسم مبنای نظامهای حاکم شد، و ادعای دیموکراسی، آزادی فردی و تساوی حقوق انسانی از شعار های مروج بود.

در افغانستان نیز بعد از تحولات اخیر برای پیاده کردن نظام دیموکراسی ادعا می شود، اما روند جریان کار به شکل دیگری است، تقسیم بندی مردم به اقوام،سهمیه بندی های تباری، تبعیض های آشکار نژادی و ستم بر اقشار کم توان جامعه حکایتی دیگر دارد، سیستم حاکم بر جامعه شباهت آن بیشتر به نظام است که مردم را بر اساس خون، تبار و سمت تقسیم بندی کرده است، و در راس هر یک از این طبقه بندی افرادی فرصت طلب قرار دارند، که بیشترین ستم را بر قوم، تبار و ناحیه و محیط خود می نمایند، حرف آخر اینکه بیائید اگر اسلامی فکر می کنیم، و اگر در ایجاد حکومتی نوین و امروزی تلاش داریم اندیشه های فاشیستی، قوم گرایانه و جاهلی را کنار بگذاریم، و هر کس را بر مبنای دانش، توانائی و پرهیزگاری او مورد سنجش قرار دهیم، و بکار بگماریم، نه اینکه اگر به قوم و قبیله ما تعلق داشت، و لو که هزاران جنایت را کرده باشد از او طرفداری کنیم، راه را درست برویم تا از سقوط به گودال بدبختی در امان باشیم. والسلام.

Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report