www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

یادی از شهدای بیست و چهارم حوت
متن سخنرانی الحاج عبدالکریم غریق در کانفرانس بنیاد حقوق قربانیان در هالند

7 ثور 1395

بنام خدا و بیاد شهدای گلگون کفن سر زمین مظلوم افغانستان!
حضار گرامی و دوستان محترم! محفل امروزی که برای یادآوری از مظلومیت شهدای عزیز مان دائر گردیده است، جای دارد که با دیدی روشن و نگاهی ژرف به آن نگریسته شود، و از حوادثی که منجر به شهادت عزیزان مان شده و از کسانی که باعث چنین جنایاتی شده اند، یاد آوری گردد، زیرا عزیزان مان در این ایام و در این حوادث بودند که توسط یک تعداد جلادان و قاتلان جان های شرین خود را از دست دادند، و باید بنگریم و ببینیم که چه مظالمی بر سر این ملت بیچاره گذشته است، یکی از این ایام روز بیست و چهارم حوت 1357 خورشیدی در هرات است که در آن روز و حوادث قبل و بعد آن روز بین بیست و پنج تا سی هزار از هراتیان عزیز و هم شهریان مظلوم مان شربت شهادت نوشیدند، و جان های پاک خود را در راه میهن و آزادی قربان نمودند، وقتی ما از قیام بیست و چهارم حوت یاد می کنیم، جای دارد که با نگاهی عمیق و دیدی عالمانه آن حادثه دلخراش را بررسی کنیم، تا واضح و روشن گردد، که این حادثه چطور بوقوع پیوسته است، و پیش زمینه های آن چه بوده، و چه عواقب و نتایجی را ببار آورده، و چه مظالمی بر این مردم بیچاره گذشته است.

هرات که در آن قیام بیست و چهارم حوت 1357 بوقوع پیوست یکی از قدیمی ترین مراکز تمدن و محل نشر فرهنگ و اندیشه انسانی بوده است، مؤرخین آن را یکی از چهار شهر بزرگ خراسان در پهلوی بلخ، مرو و نیشاپور گفته اند، و مساجد، مصلی ها و آبده های تاریخی این شهر نشانه أی از عظمت فرهنگی و محل رشد علم و ثقافت و پرورش دانش پژوهان و اندیشمندان می باشد، و در جریان تاریخ پر افتخار خود مهد علم، دانش، شعر و ادب بوده است، چنانکه خواجه تاج سلمانی از شعرای معروف قرن نهم در این باره چه خوب سروده است:

هرات چشم و چراج جمیع بلدان است
جهان تنی به نسبت هرات چون جانست
شده است سینۀ روی زمین خراسان لیک
هرات از ره معنی دل خراسانست

اما در کنار این همه روحیه عرفان گرائی، علم پروری، تحمل و مدارا مردمان هرات لحظه أی هم غافل از دفاع از میهن و سر زمین خود نبوده اند، و در ادوار مختلفه تاریخ به مقابل جباران، اشغالگران و تجاوز گران ایستاده گی نموده اند، چنانکه مردم هرات درسال 330 قبل از میلاد به مقابل گشور گشائی اسکند مقدونی، در سال 1227 میلادی در مقابل قوای خونخوار چنگیزی، در سال 1510 میلادی در مقابل شاه اسماعیل صفوی در سال 1731 میلادی به مقابل نادر افشار، در سال 1837 میلادی به مقابل قوای قاجاریه ایران که مدت نه ماه این شهر را در محاصره داشتند، در سال 1880 میلادی در جنگ میوند و در سال 1885 میلادی در پنجده به مقابل قوای روسیه تزاری به سرکرده گی جنرال کوماروف به مقابله برخاستند، و مقاومت نمودند. و در واپسین روز های سال 57 هم که سردمداران رژیم کودتائی با همکاری بارداران روسی خود بر مردم این والا فشار آوردند، یک بار دیگر با قیام قهرمانانه بیست و چهارم حوت شهامت، شجاعت و وطن دوستی خود به اثبات رسانیدند. و جریان این حادثه و انگیزه های آن چنان بود که عوامل رژیم دست نشانده به خاطر حساسیت منطقۀ هرات از لحاظ سوق الجیشی توجه ویژه أی به این ولایت مبذول می داشتند، چون آن ها از شعور، آگاهی، و روح بیگانه ستیزی و مبارزه طلبی مردم با خبر بودند، و از همین جهت بود که تلاش های زیادی به خرچ می دادند، تا تسط خود را بر این منطقه تحکیم نمایند.

اما نقطه ضعف آن ها از آن جا ناشی می شد، که در وقت پیروزی کودتای هفتم ثور کل اعضاء، هواداران و سمپاتی های حزب خلق در تمام هرات به چند صد نفر هم نمی رسید، و عامه مردم از این گروه چیزی نمی دانستند، و حتی بعضی مردم هم اسمی از این گروه نشنیده، و آن را نمی شناختند، لهذا خیلی با شتاب این گروه شروع به جلب و جذب اشخاص کرد، و به نام نویسی از افراد جدیدالشمول به سازمان های حزبی پرداخت، که در این میانه افراد سودجو، فرصت طلب، عقده أی و بعضاً سادیست و روانی نیز وارد این سازمان های حزبی وابسته به حزب خلق شدند، که بنام سازمانی شهرت یافتند، این افراد برای رسیدن به قدرت و موقعیت و حتی بعضی ها برای انتقام جوئی های ذات البینی از هیچ گونه تملق، چاپلوس و خوش خدمتی برای اعضای نو به دوران رسیده حزب دریغ نمی کردند، و به دسته های جاسوس، سخن چین و شکنجه گر تبدیل شده بودند، در مرکز حزب نو به دوران رسیده نیز سردمداران و حاکمان حزبی و دولتی قاتلان را هرچه بیشتر به ظلم، شکنجه، بیداد و آدم کشی تشویق می کردند، تا جائیکه تره کی از طریق رادیو و تلویزیون اعلان کرد: هر رفیقی در هر جا که ضد انقلاب را می بیند، او را نیست و نابود نماید، و چنانکه سلطان علی کشتمند هم در کتاب یاداشت های سیاسی خود صفحه 185 می نویسد، حفیظ الله امین می گفت: انقلاب و دیکتاتوری پرولتاریا هنگامی به پیروزی کامل می رسد، که هر گونه مخالفت و مقاومتی در برابر آن درهم شکسته شود، و هر مخالفی از سر راه آن برداشته شود! و نیز کشتمند علاوه می کند، که امین می گفت: برای ساختمان افغانستان نوین ضرورت به نفوس زیاد نیست، سه – چهار ملیون پرولتاریا و نیروی کار وفادار به آرمان های انقلاب ثور کافی است، که جامعه را دگرگون سازد، و سوسیالیزم را در کشور به پیروزی برساند.

در سطح بین المللی نیز در آن روز ها بعد از شکست امریکا در ویتنام جهان غرب مستحصل گردیده، و به خود مشغول شده بود، و در تعدادی از کشور های جهان سوم رژیم های کمونیستی اسقرار یافته بودند، که آدم کشی را علامه انقلابی بودن می گفتند، مثل رژیم پل پوت در کامبوج و هنگستیو هیلیا ماریام در اتیوپی که دست به کشتار های بی رحمانه و وحشتناکی زدند، از این رو در افغانستان هم رژیم کودتائی با الهام از همان روش های غیر انسانی دست به قتل عام های وحشیانه أی زد، از جمله در هرات عناصر وابسته به رژیم گروه گروه مردم را از خانه های شان بیرون می کشیدند، و می کشتند، این کشتار ها نه تنها در شهر جریان داشت، بلکه در قریه جات نیز افراد بی مایه و جنایت کار به اصطلاح سازمانی دست به جنایت زده، و هرکسی که مطابق میل و سلیقۀ شان نبود، او را سر به نیست می کردند، این کشتار ها بنام نوکر امپریالست، مرتجع، فیودال، سرمایه دار، اخوانی، شعله أی، سکتاریست، ناسونالیست تنگ نظر، اشراف زاده و غیره و غیره جریان داشت، هر کسی فکر می کرد، که در یکی از این کتگوری های نامگذاری شده از سوی وابسته گان رژیم قرار دارد، و عنقریب جوغه های مرگ و کشتار به سراغش خواهد آمد

طبق دستور بزرگان حکومت استبدادی هر یکی از عناصر رژیم حق داشت، هر کسی را که می خواهد بکشد، لهذا هزاران نفر از مردم هرات قبل از بیست و چهارم حوت کشته و مفقود الاثر شدند، و کار بجای کشید، که اهالی هرات در گوشه و کنار این ولایت دست به عکس العمل زدند، که نمونه های از آن قیام ها و عکس العمل های مردم در ولسوالی های غوریان، کهسان، زنده جان، کشک رباط سنگی، اوبه، کرخ، ادرسکن، پشتون زرغون، انجیل، گذره و قریه های برناباد، سلیمی، دادشان، بیچقی، کورت، مالان، قفسلان و ده ها روستا و منطقۀ دیگر بوده است، که هر مرتبه به سرکوب، کشتار، قتل، غارت و دستگیری هرچه بیشتر مردم ما انجامید، تا جائی که مردم را سر می بریدند، چشم و ناخن می کشیدند، زنده بگور می کردند،رقص مرده براه می انداختند، تعدادی از مردم و قیام کننده ها را به هلیکوپتر ها سوار می کردند، و از هوا پرتاب می نمودند، و مجالس رقص، پایکوبی و آواز بر راه می انداختند، و آن را جشن مرگ فئودال، سرمایه دار و ضد انقلاب نام داده بودند.

بالآخره مردم دست بکار شده، و دید و باز دید ها بین مردم و بزرگان هرات زیاد شد، و بزرگان هرات با مشورت با مردم چارۀ کار را بر آن سنجیدند، تا برای جلوگیری از این کشتار های بی رحمانه وابسته گان رژیم یک راهپیمائی اعتراضی آرام را بر علیه مستبدان و حاکمان جور و ستم سازماندهی کنند، این امر با همآهنگی روحانیون شیعه و سنی، بزرگان اقوام، روشن فکران، تحصیل کرده گان، احزاب سیاسی مخالف رژیم تره کی و امین و دیگر اقشار و طبقات مؤثر جامعه سازماندهی گردیده بود، و چنان بود که واعظ مسجد جامع بزرگ شهر در نماز جمعه سخنرانی نموده، از مظالم رژیم یاد آوری کند، و بعد از اقامه نماز جمعه مردم از مسجد جامع و دیگر مساجد و مراکز برآمده، و از قراء و قصبات نیز مردم به آن ها بپیوندند، و بطور مسالمت آمیز راهپیمائی کنند، و بر ظلم و تعدی دست نشانده گان رژیم اعتراض نمایند.

اما قبل از این که این طرح عملی گردد، جاسوسان و سخن چینان رژیم که همیشه از پیامد اعمال خود در تشویش بودند، و از دور و بر جستجو و کنجکاوی می کردند، از این جریان آگاهی پیدا نموده، و این موضوع را به سمع آمرین و عاملین اصلی و جنایت کاران خونخوار رژیم رسانیدند، و آن ها نیز بطرز بسیار بی رحمانه أی شروع به دست گیری و کشتار هر چه بیشتر مردم زدند، تا جائی که هر کس بدست شان می افتاد، او را دستگیر می کردند، و بعضاً را جابجا به شهادت می رسانیدند، و تعداد زیادی را هم به مراکز و اسارت گاه های خود بردند، که از جمله آنها واعظ مسجد جامع بزرگ شهر هرات مولوی بهاء الدین، عده أی کثیری از سران فامیل های مجددی،میرهای باد مرغان و تعدادی زیادی از علماء، روحانیون ، سران اقوام، روشن فکران و معلمین بودند.

وابسته گان رژیم در هر منطقه باز داشتگاه و کشتارگاهی ایجاد کرده بودند، که از جمله می توان از فرقه 17 هرات، زندان هرات، زندان زنانه، کندک کشف، قوماندانی امینه، باغ می فروشان، باغ فرامرز خان، گازرگاه، ماموریت های پلیس، قوماندانی ها و مراکز ولسوالی ها و حتی دفاتر ملکی و اداره های مکاتب و جاهای متعدد دیگر را نام برد، هر یکی از وابسته گان رژیم برای خود زندانی تدارک دیده بود، و هرکسی را می توانست بکشد، مردم هم مجبور شدند، به جمعه صبر نکنند، و در روز پنجشنبه بیست و چهارم حوت به کوچه و بازار آمدند، و در قریه جات نیز مردم گروه گروه با بیل و گلنگ خود بطرف شهر راهی شدند، عوامل رژیم نیز برای جلوگیری از این قیام طوفنده با تمام معنی مجهز با سلاح های کشنده خفیفه و ثقیله گردیدند، و در مسیر جاده ها و سرک ها بالای مردم تیر اندازی می نمودند، اما باز هم نتوانستند در مقابل خشم مردم تاب بیاورند، و همگی در چند جای که حاکم بر شهر بود گرد آمدند، در مسجد جامع شهر، قوماندانی امنیه و چند جای که مسلط بر شهر بود، مستقر شدند، و از گلدسته های مسجد جامع و از بالای بام قوماندانی امنیه و چند جای دیگر مردم را تا چشم کار می کرد مورد تیر اندازی قرار می دادند، و به طرف آن ها فیر می کردندند، و مردم هم که بصورت گروهی به حرکت بودند، تعداد زیادی به شهادت رسیدند، و در داخل شهر هم تانک های دولتی مردم را به رگبار توپ و مسلل می بستند، مردم هم تجربه أی نداشتند، و هنوز برای مقابله آماده نبودند، و بصورت دستجمعی حرکت می کردند، از این جهت تلفات مردمی زیاد بود، و از کشته ها پشته ساخته شده بود، به اندازه أی که پارچه های از اجساد مرده گان تا روز ها بعد هم در بالای شاخه های درختان ناژو و روی سرک ها پراکنده بودند.

در عین حال طیارات میگ و هلیکوپتر های نظامی هم که از میدان هوائی شین دند، و نیز از قلمرو ترکمنستان شوروی آن وقت به پرواز درآمده بودند، مردمی که از جانب قریه جات بطرف شهر در حرکت بودند، را بمباران می کردند، در قسمت پل رگینه مردمی که از قریه های و ولسوالی های شرق شهر به طرف مرکز شهر روان بودند را بمباران کردند، که خیل هزاران نفری جمعیت مورد حمله قرار گرفتند، که تعداد زیادی از آن ها کشته شدند، در قسمت جنوب شهر هم در مسیر پل مالان و آسیا کلوخی و در قسمت غرب شهر در مسیر شالبافان و درب ملک نیز مردم مورد حملات هوائی قرار گرفتند، که هزاران نفر از آن ها به شهادت رسیدند.

این خونریزی های بی رحمانه باعث گردید که عساکر و صاحب منصبان فرقه 17 هرات نیز از رژیم روی بگردانند، و جنگ سختی در فرقه 17 بین طرفداران رژیم و مخالفان آن ها درگرفت، که در آن جا نیز تعدادی از صاحب منصبان وطن دوست به شهادت رسیدند، اما عساکر و صاحب منصبان قهرمان فرقه 17 بالآخره مؤفق شدند، و قیام شان نتجه داد، و توانستند فرقه 17 را متصرف شوند، که بدین صورت شهر و فرقه به جزء چند سنگر محدود بدست مردم افتاد، در این حال رژیم و سران آن بسیار به شکل مضطرب و دستپاچه به تکاپو افتادند، و از باداران روسی خود طالب کمک عاجل هر بیشتر شدند، که در این مورد گفتگوی تره کی و کاسیگین را گوروموف نیز در کتابش یاد آور شده است.

در این هنگام بود که رژیم نیز تعدادی از قوای طرفدارش را از قندهار بصوب هرات اعزام داشت، قوای مذکور حیله یی بکار برده، با پرچم های سبز و شعار های ضد رژیم چنین وانمود کردند، که آن ها نیز طرفدار قیام کننده گان می باشند، اما وقتی داخل شهر شدند، رأساً رهسپار فرقه 17 گردیدند، آنجا را تصرف کرده، و به تعدادی از سربازان و صاحب منصبان مخالف رژیم که هنوز هم در آن جا باقی مانده، و هنوز از فرقه 17 خارج نگردیده بودند، گفتند: ما به شما کاری نداریم، شما اشتباهی نموده بودید، اشتباه شما را بخشیدیم، اما شبانگاه همۀ آن سربازان و صاحب منصبان را دستگیر کرده و زنده بگور نمودند، چنان که یک نفر از نردمی که زنده بگور شده بوده بنام عبدالحکیم و زنده مانده بود، بعد از رفتن جلادان خون آشام از تاریکی شب استفاده کرده و فرار نموده، و هنوز هم زنده است، و چشم دید خود و آنچه بر وی و دیگر صاحب منصبان و عساکری که بدین ترتیب به شهادت رسیده اند را در مصاحبه یی با رادیوی صدای مردم در هرات بیان نموده است.

بدین ترتیب نظامیان طرفدار رژیم که از قندهار آمده بودند با وسائل زرهی از زمین و طیارات روس و رژیم دست نشانده أی آن از آسمان بمدت چند روز در هرات و نواحی آن مردم را مورد حمله قرار دادند، و هزاران نفر را به شهادت رسانیدند، تا این که دوباره به شهر هرات مسلط شدند، و به آنچه از مردم را که در روز های گذشته شهید ساخته بودند بسنده نکردند، و بعد هزاران نفر از مردم را که هنوز هم در شهر باقیمانده بودند، دستگیر کردند، و آنها را در گور های دسته جمعی مدفون ساختند. چنان چه بعد از سال هفتاد و یک هجری خورشیدی چند گور دسته جمعی از بقایای آن اجساد کشف شد، که هزاران انسان در آنها مدفون ساخته شده بودند.

تعدادی از گور های گشف شده قرار ذیل اند: 1 - در شمال فرقه گور بزرگی که بیش از 3042 متر مربع وسعت دارد و بیش از دوهزار نفر در آن مدفون شده بودند، که امروزه بنام مزار شهدای گمنام یاد می شود. 2 -- گور دسته جمعی تخت صفر. 3 -- گور دسته جمعی باغ فرامرز خان. 4 -- گور دسته جمعی قوای چهار زرهدار می باشند. و آنهائی که در اطراف و ولسوالی ها دفن شده اند هم هنوز جای شان نامعلوم است، زیرا این عمل زنده بگور کردن مردم در ولسوالی هم جریان داشت، و شبانگاه عوامل رژیم مردم مظلوم را دستگیر و به جای های نا معلومی به زیر خاک می کردند، چنانچه فردی بنام عبدالوهاب از ولسوالی غوریان که در اوایل سال 58 از زیر خاک بصورت معجره آسائی زنده برآمده بود، همیشه از آن نقل می کرد، و می گفت: هنگامی که همراه تعدادی از مردم مرا به زیر خاک کردند و مرا خداوند از آن مرگ نجات داد با خود عهد کردم که مجاهد شوم و با روس و مزدوران آن ها بجنگم، همان بود که او در ولسوالی غوریان تحت قوماندانی ثارنوال حیدری شهید به جهاد پرداخت تا آن که در جنگ با روس ها به شهادت رسید.

خلاصه کشتار مردم توسط رژیم دست نشانده تره کی – امین به سرحدی بود، که اگر امروز هم در هرات به هر خانواده أی سر بزنید، عزیزی از او لادرک است، که جلادان یا قبل از قیام بیست و چهارم حوت او را بردند، یا بعد از قیام دستگیر کردند، یا توسط تانگ ها، توپ ها و تیر اندازان رژیم به شهادت رسیده اند، و یا توسط طیارات روسی و رژیم دست نشانده آن که از میدان هوائی شین دند و ترکمنستان شوروی بر می خواستند، بمباران گردیدند، و به شهادت رسیدند، قهر و خشم جلادان رژیم به اندازۀ از مردم هرات بود، که تعداد زیادی از محصلین هراتی در پوهنتون کابل را نیز شبانگاه از لیله و اطاق های شان دستگیر کردند، که تا امروز هم هیچ کس از آن ها نام و نشانی نیافته است. این کشتار ها و مظالم تره کی و امین تا جای زیاد و وحشتناک بود، که گورموف در کتابش می نویسد: سران اتحاد شوروی به سران رژیم تره کی و امین گفتند: تیر باران، شکنجه و اعمالی از این دست را نمی توان به مقیاس گسترده بکار گرفت، مساله مذهب، روابط با جماعات مذهبی اهمیت بسیار دارد، باید به تره کی با قاطعیت گفته شود، که نباید دست به عمل غیر مجاز بزند. و در جای دیگر یکی از مشاوران روسی در نامه أی به مرکز می نویسد: بسیاری از فرماندهان ارتش را یا بازداشت و یا تیرباران کرده اند.

در این قتل ها و کشتار ها عدۀ ای هم بصورت واضح آمر و عامل بودند، و نقش اساسی داشتند، چنان که آقای باقی سمند در نوشته اش تحت عنوان بیست و چهارم حوت از سید مکرم، نظیف الله نهضت، یونس فکور، عبدالحی یتیم، عبدالحی وردک، فضل الحق موج، نورالحق کاوش، عبدالحکیم دلاور، کرام الدین و تعدادی دیگر نام برده است، که در کشتار مردم نقش محوری داشتند، اما با تاسف نه تنها کسی از این جنایت کاران پرسانی نکرد، و کسی هم به سراغ هیچ فامیل داغده یی نرفت، که از جمله این ها تعدادی مثل نظیف الله نهضت با کمال بی شرمی دست به سر هم کردن چرندیاتی زدند، و بنام آشوب بیگانگان کتاب نوشتند، و قیام بر حق این مردم ستم کشیده را گاهی به ساواک شاهنشاهی و گاهی هم به عوامل آیت الله خمینی نسبت داده، در صورتی که حدود یک ماه قبل از آن ایام بساط رژیم شاهنشاهی ایران جمع گردیده بود، و نظام جدید ایران هم هنوز در تهران بدرستی استقرار نیافته بود، که بتواند تدارک چنین قیامی را ببیند.

یکی دیگر از عوامل همین کشتار ها یعنی یونس فکور نیز با کمال بیشرمی در تلویزیون های داخل کشور به مصاحبه می نشیند، و می خواهد بر جنایات خود سرپوش بگذارد، این ها توهین به خون شهدای مظلوم بیست و چهارم حوت است، زیرا خانواده های داغدار وقتی ببینند که جلادان به عوض اینکه از کردار زشت خود نادم و پشیمان باشند به خون عزیزان شان توهین می نمایند این خود باعث خشم و نفرت می شود.

دنیا این را باید بداند! وقتی ریشه های جنگ در افغانستان می خشکد که از جنایتکارانی که آغاز گر کشتار مردم و فاجعه بزرگ در روز بیست و چهارم حوت بودند پرسش شود، نه اینکه آنها بر پلاس عافیت بنشینند و بر شهدای ملیونی و مظلوم توهین کنند.

در آخر صحبتم را باشعر پیر معرفت، مجاهد عرصه های شعر و ادب استاد خلیل الله خلیلی بپایان می برم، بزرگواری که همیشه می گفت: من هر آنچه آموختم از سر زمین علم و معرفت هرات عزیز بود، و هر وقت از شهدای مظلوم بیست و چهارم حوت یاد می کرد، زار زار می گریست:

رسید قاصد و پیغام دوستان آورد
خجسته نامۀ ز یاران مهربان آورد
بسوز گفت چنان قصۀ مظالم حوت
که شعله ام به جگر آتشم بجان آورد
بجای لاله و نسرین ز گل زمین هرات
گل مزار بخون گشتگان آورد
به شهر ماتم و صحرای داغ وادی اشک
بسوی مسلخ اهریمن زمان آورد
ز قتل و غارت آدم کشان وحشی روس
چه شرمسار سخن ها بداستان آورد
ز پیچ و تاب هریرود به جای خنده موج
غریو کودک و فریاد مادران آورد
بیاد قامت یاران تر بخون گشته
هزار منظره از شاخ ارغوان آورد
ز شامگاه نگارین لعل اندودش
بخون شیردلان نقش جاودان آورد
بدشت دشت ز شهنامه شهیدان گفت
به شهر شهر ز ویرانه ها نشان آورد
ز جان سپرده عروسان ماه سیمایش
حکایتی که از آن سوخت مغز جان آورد
ز کودکان یتیم گرسنه عریان
فجایعی که نباید سر زبان آورد


Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report