www.heratonline.com
English | صفحه اول | اخبار | اسلام | فرهنگ | سیاست | صدا و تصویر | رهنمای هرات | در باره ما | پشتو

ای کودتای شوم
عبدالقیوم ملکزاد
تاریخ نشر: ۷ ثور ۱۳۹۵

"ای کودتای شوم!
ای روح مرگ درتن گرگان سرخ "خلق"!
ای اژدهای تشنه به خون دل بشر!
تو از کدام دوزخ خونین بر آمدی
کز هفت چشم تو
شد سالها که موج شرر می جهد برون،
شد سال ها که ملت ما می تپد به خون."

و اما قبل از اینکه فراز هایی از این سروده را پیشکش کنیم، گفنتی است: کودتای هفتم ثور 1357 یکی از وقایع خونین ، فاجعه انگیز و درد بار کشور ما به حساب می رود. چنانچه شاهد بودیم دست اندرکاران این تراژیدی بزرگ، همزمان با دستیابی به قدرت و حاکمیت با وحشت تمام کوشیدند تا آزادی، رفاه و آرامش نسبی مردم را بال و پر بشکنند و آشیانه های تنیده با مهرمردم را، با بیرحمی تمام، واژگون سازند.

داس جنایت و تطاول چندان بر قلع و قمع جوانه های امید دست یازید که نه تنها سیمای زیبا دیارما به موج خون، رنگین وغوطه ور گشت و جویباران، به زهر مصایب و فتنه ها و بلاها آلوده شد و چشمه ساران به چرک آب سم ...، بلکه ساختار اجتماعی و چهرۀ زندگی مردم بیچاره نیز یکقلم دگرگون گشت وشیرازه های هستی، یکسره از هم پاشید.

تبر جنایت فتته کاران ، بلااستثنا برفرق هرکس که نور ایمان واسلام به دلش می تابید، به خصوص آگهی سرمایگان فرود آمد. چه انسان های بزرگ منشی که به جرم متابعت از حق، از خانه های شان بیرون کشیده شدند و به جمع نابود شدگان ملحق گشتند و یا نشانی از زنده و یا مرده بودن نگذاشتند.

با وقوع این فاجعه، قلمداران خودرا دربرابررسالت عظیمی دیگر یافتند، خامه ها به حکم ندای ایمان و فرمان وجدان، به تعویض استراتیژی پرداختند و خروشیدنی آمیخته با درد و اعتراض آغازیدند و بدین ترتیب پیغام رسای آنان با نفیرعام قیامگران گره خورد و همنوا شد با این صلای فرمانروای قلمرو شعر: شاد روان خلیل الله خلیلی، که سروده بود:

ذکر گل ونغمه بلبل بس است
قصۀ رامشگری گل بس است
یاد شب وقصۀ مهتاب بس
ذکرصراحی ومی ناب بس

آری: همزمان با تولد هیولای کمونیزم و نظام الحادگرای، تمام رسم و رۀ دیروزی، از جمله آنچه در گسترۀ مطبوعات و فرهنگ حاکم بود، نیز واژگون شد. محتویات شعر و ادب یکسره عوض گشت. آهنگ سخن را لحنی دیگرمزج گشت و بر قامت کلام و بیان کسوتی دیگر خیاطی شد و سیمایش به گونۀ دیگری آراسته آمد.

درکتاب چاپ ناشدۀ صاحب این خامه به نام « سیری در قلمرو ادب حماسی» نگاهی به گلزمین سروده هایی افگنده شده که پس ازحاکمیت نظام الحادی و کمونستی ازخامه های درد آلود سخنوران با ایمان ، به روی صفحات کاغذ ریخته بودند. اینک قسمتی از سرودۀ زیبای برادر دانشمند عبدالاحد تارشی پیشکش می شود که به مناسبت کودتای 7 ثور، انشاد شده بود :

ای کودتای شوم!

ای دیو نا به کار!
هر نقش پای تو
صد حفره در جهنم سوزان وحشت است
صد لانه اجل
صد دام نیستی
صد راه سوی محبس ننگ و اسارت است
هر پنجه تو در دل این خاک بی قرار
هر لحظه حفرکرده دو صد چشمه سار خون
هر سو کشیده است بسی جویبار خون.
ای کودتای شوم!
ای جغد لعنتی
بس قلب گرم از نفست سرد گشته است
بس مرغ روح پر زده از آشیان تن
گردیده آشیانۀ جغد مهیب مرگ
زان روز تا کنون
ای جغد لعنتی
آواز تو ترانۀ خونبار ماتم است
اعلان جنگ ضد همه نسل آدم است
ای کودتای شوم!
ای روی بی نقاب کمونزم حیله گر!
ای سینمای قتل و ترور و درندگی!
شد سالها به پرده تو می شود عیان
لینین به شکل خویش
ستالین به شکل خویش
انگلس و مارس دشمن آزادی بشر
القصه هر یکی ز شیاطین به شکل خویش
هر یک شود عیان
همچون درنده ای
با صد هزار پنجۀ خونریز جان ستان
با صد هزار چشم شرر بیز زهر پاش
هر پنجه کرده چاک
قلب هزار ها جگر پاره پاره را
هر چشم تا فگنده نگاهی نموده آب
یک نسل را تمام
بر چشم ملتی
بنموده خواب راحت و آرام را حرام
آری به پرده تو شود هر یکی عیان
با چهرۀ حقیقی خود همچو اژدری
با صد هزار نیش
هر نیش را بود
زهری برای کشتن دنیا بسنده است.
ای کودتای شوم!
ای ابر تیره روی به شب های دیر پای
اینک زمان مرگ تو نزدیک می شود
اینک سپاه مهر جهانتاب می رسد
با نیزه های نور
.... 7 ثور 1367


Copyright © Mohammad Youssof Qawwam, All rights reserved to Heratonline.com
کليه امتيازات و حقوق اين سايت محفوظ ميباشد

Currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.
Seven days report